4 minutes 34 seconds
26 August 2019
Transcribed by AI
مکاشفه یوهنای رسول مکاشفه فصل سیزده هم آنگاه دیدم که یک حیوان وحشی از میان دریا بیرون می آید که ده شاخ و هفت سر داشد. بر هر یک از شاخهایش نیمتاجی قرار داشد و بر هر یک از سرهایش نام کفرامیز نوشته شده بود. این حیوان وحشی مثل پلنگی بود که پاهایش مانند پاهای خرس و دهانش چون دهان شیر بود. اشده ها قدرت و تاج و تخت و اختیارات وسیع خود را به او واگزار نمود. به نظرم آمد که یکی از سرهای حیوان وحشی که ضربه مرقبار دیده بود از زخم کشندهش التیام یافت. همه دنیا با حیرت به دنبار آن حیوان می رفتند. مردم اشده ها را پرستش کردند زیرا او اختیارات خود را به آن حیوان واگزار کرده بود. آنها حیوان وحشی را نیز پرستش نمودند و می گفتند کیست نمطای این حیوان؟ کیست که بتواند با او بجنگد؟ به آن حیوان اجازه داده شد سخنان گذاف و کفرامیز بگوید و به مدت چلوده ماه سلطنت نماید. او زبان خود را به کفرگویی برزد خدا باز کرد به او و معاوای آسمانی او با تمام ساکنان آن ناسزا می گفت. او همچنین اجازه یافت تا با ایمانداران مقدس خدا بجنگد و آنها را شکست دهد و بر همه امتها و ملتها و زبانها و قبائل دنیا اقتدار یابد. تمام مردم دنیا او را پرستش باهم کرد یعنی کسانی که پیش از پیداعش آلم نامشان در کتاب زندگی که متعلق به بری زبه شده می باشد سب نشده است. ای کسانی که گوش دارید بشنوید. اگر قرار باشد کسی به اصارت برود به اصارت خواهد رفت و اگر کسی با شمشیر کشت شود با شمشیر کشت خواهد شد. بردباری و ایمان ایمانداران مقدس به این حقیقت بستگی دارد. آنگا حیوان وحشی دیگری را دیدم که از زمین بیرون آمد. او دارای دو شاخ مانند شاخهای بره بود. اما مثل هجدها سخن می گفت و وقتی در حضور حیوان اول قرار داشت از قدرت و اختیار او استفاده می کرد و همه ای زمین و ساکنان آنرا با پرستش حیوان اول که زخم کشندهش التیام یافته بود مجبور می صاخد. او ماجزاتی بزرگی انجام می داد. حتی در مقابل چشم همه از آسمان آتش بر زمین بارانید و با ماجزاتی که اجازه داشت در حضور حیوان اول انجام دهد ساکنان زمین را فریب داد و به آنها گفت که پیکرهی به افتخار آن حیوان که با شمشیر زخمی شده و هنوز زنده بود بسازند. او اجازه یافت و پیکرهی آن حیوان بده مد تا بتواند سخن بگوید و تا آنان را که پیکره را پرستش نمی کردند بکشد. از آن گذشته همه را از کوچک و بزرگ، توانگر و بینوا، آزاد و برده مجبور می صاخد که روی دست راست یا پیشانی خود علامت مخصوص داشته باشند. و هیچ کس اجازه خرید و فروش نداشت مگر آن که علامت حیوان را خواه نام او و خواه عدد بر خود داشته باشد. این محتاج حکمت است و هر صاحب خرده می تواند عدد نام آن حیوان را که 666 هست حساب کند چون این عدد بنامه مرد دلالت دارد.