Reasons for the Authority of Jesus Christ

  30 minutes

  7 November 2017

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

موسیقی رادیو صدای زندگی موسیقی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 31 میتر بند پهش می گردد موسیقی راز خوشبخطی تقدیم کننده رادیو صدای زندگی دوست داریم خوشحال هستیم که یک روز دیگه بازم در خدمت شما قرار گرفتیم بله شنونده های عزیز من هم سلام میگم امید که خوش سرحال باشین تا آخر برنامه با ما باشین و ما را همراهی کنین و برکت بگیریم آمین دوست های عزیز میگن مرد سروعتمند از پنجره اون ارسی و کلکین اتاقش بیرون ساهل می کرد و دید که یک مرد سطل کسافت ها گرفته ها و با این از اون چنگه ها و اون چیز ها می پالند گفت خدا را شکر که من فقیر نیستم اگر نی یعنی ما هم اتون می بودم مرد فقیر چار طرف خود ها ساهل می کرد و یک مرد را دید که با رفتار مجنونامیز و لباس ها و ریش دراز در خیابان سرگردان می گرده امرای خود گفت خدا را شکر که من دیوانه نیستم و اون مرد دیوانه در خیابانی یک امبولانس را دید که از بخشش دیر می شه مریض داره می بره به طرف شفاخانه و گفت خدا را شکر که من مریض نیستم واقعا که جالب هست و مریض در شفاخانه وقت که رسید دید که میگه یک جنازه را دیرنگ در تسکیران داختن و می برند تابوت می کنند و گفت خدا را شکر که من زنده هستم واقعا که وای جان جالب هست و فقط یک مرده نمی تانه که خدا را تشکر کنه ازی که دیگه بچه را فوت کده باید تشکر کنه که فوت کنه پشت خداون می ره خوش باشه واقعا اگر در ایمان باشه واقعا پشت خداون می ره چرا امروز خدا را شکر کرده نمی تانیم بر ازی که خدا بر ما می تانه یک فرصت دیگی است یک فرصت تلایی است که هر روز ما باید از خداون در شکرانگی بگوییم بر ازی که میگه یک شخص یا یک انسان زندگی را بهتر تر هر روز بر روز بفهمه و درکنه ای نویسنده سه مکان را بر آدم یاداور می شه که باید از درس ابراد بگیره نویسنده قسم نوشته می کنه بر ازی که هر انسان زندگی را بهتر بفهمه باید به سه مکان بره و درس ابراد بگیره باید از اول به شفاخانه بره یعنی در شفاخانه هر کسی که بره می بینه که یکی یک قسم مریضی داره یکی به یک چیز مبتلاست یکی اکسیدند کرده بر جرایی ضرورت داره یکی به مورده را اون قسم را می دوانه واقعا وقتی که من مریض می باشم شفاخانه میرم وقتی که دیگر مریض ها می بینم که از من کدر زیادتر درد دارند زیادتر درد می کشند اما درد خودم فراموشم می شم مثل که مادر کلانم می گفت که میگو بچیم من قدر درد را می کشم می کشم می کشم و وقتی که می گفت پدر کلان را می گفتم بیا بریم من را پیش دکتر ببر پیش دکتر که می بودم چوکی دکتر خودش یک ترس داشت خلاصا و پیش دکتر می شدم دکتر هر قدر که ماینه میکد پرسان میکد جور تیار می بود خب دومش ازی که آدم بفهمه زندگی بهتره باید از بزندان بره وقتی بزندان بری واقعا می بینی که هرکس از خود یک کیز داره هرکس در یک مشکله هرکس در یک جرایمه به زندان افتاده و اینجام انسان درس برات می دهد بیدار می ساخته آدم متوجیه باشه به خوبی پیش بره یعنی تحمل کنه زندان هم بسیار سخت هست خداوان دیگه ویان از زندان آگاه ما کنه واقعا سخت هست چرا میگه وقتی که از خانه بیرون برای از خود که در خودتر هم می بینی و بهتر هم می بینی بله و ثوهمش قبرستان هست وقتی در قبرستان ببینه که مثلا یکی در ایران دفن دارن گریه می کنه بله سخت هست خب این سه چیز اولش شفاخانه دوهمش زندان و ثوهمش قبرستان قبرستان که انسان بیداری می دهد که در هر حالت باید ما شما شکرگزار زندگی باشیم بله در شفاخانه هست که باید باید باید باید باید شفاخانه هست که میگه میفهمین که هیچ چیز زیباتر است اندرستی و صحتمندی نیست واقعا در زندان میفهمین که از آزادی که در هیچ چیز گرانبهاترین دارایی بر یک انسان نیست در قبرستان آدم میفهمه که زندگی هیچ عرضش نداره ناقع انسان تفتلاش می کنه و میده و تا و بالا که ما صاحب از ای شوم صاحب از ای شوم بر آدم درست ابراد میده چقدر خوب است که ما بر هر چیز در حضور خدا فروتن باشیم سپاسگزار باشیم و هر روز بر روز زندگی کنیم زندگی کنیم هر روز در شکرانگی های خدا قدم بانیم به صدای خدا گوش کنیم خدایی که واقعا اقتدار داره پادشاهی داره زندگی عبرو مندانه داشته باشیم واقعا در حضور خدا من میخوام در این بخش قسمت از کتاب مقدس از کتاب اعمال رسولانه فصل چارم آیات بیست و سه الا بیست و شمه بر دوستهای عزیز بخانم که چرا چونین سرسده ها چرا چشمان ما انوز هم کور است نمیمینیم در خود فقیر استیم که پادشاهی و خدا باید باید باید باید باید در اصطدار خدا را حتی دیده نمیتونیم دعای ایمانداران برای شجاعت وقت که این دو شاگرد از آنجا رخصد شدن پیش دوستان خود پس رفتن و چیزهایی را که سران و کاهنان و بزرگان به آنها گفته بودن باز گفتن وقت آنها با خبر شدن همه با یک دل با درگاه خدا دعا کردند و گفتند ای پروردگار خالق آسمان و زمین و دریا و آنچی دران هاست تو به وسیله روح القات از زبان پدر ما داود بنده خود فرموده ای چرا مردم جهان شورش میکنند و قوم ها با باطل می اندشند پادشاهان دنیا بر می خیزند و حکمرانانشان جم می شوند برزد خداوند و برزد مسیح او بلند می شوند واقعا ما در اینجا می بینیم که همه قسم که پتریس و یوهننا در حضار حکمرانان هستند تنها جرمشان ایست که چرا به خداوند ایمان دارند چرا ایسای مسیح را خداوند میگن و وقت که در جم یک جای میشند تمام ایماندارا شکرگزاری می کند که از زندان از نزد حکمرانان آزاد شدند با وجود که ایسای مسیح خداوند چقدر مردم را دوست داد موسیقی موسیقی موسیقی خانصفه خانصفه خانصفه خانصفه خانصفه خانصفه خانصفه خانصفه خانصفه خانصفه خانصفه خانصفه خانصفه خانصفه موسیقی دیدم تاریکی رو همه سختی دنیا بین چی خسته حالم من از جور و جفا هشتگیزم نزدیکونه توی قوت جانم ای یاره مهربان و ای راحت جانم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دعا کرد هر جا که نفرین شنید موسیقی موسیقی موسیقی گناه کار اگر دید به جان کشت شنیده مسیحا کسی را نکشت موسیقی موسیقی