3 minutes 18 seconds
26 August 2019
مطا فصل سوام دران زمان یهیا تعمیدهنده در بیابان یهودیه ظاهر شد و تعلیم داده میگفت توبه کنید زیرا پادشایی آسمانی نزدیک هست یهیا همون کسی است که اشیا پیغمبر در باره او میگوید مرد در بیابان فریاد میزند راه خداون را اماده سازد و طریقای او را راست گرداند لباس یهیا از پشم شطر بود و کمربند چرمی به کمر دارد و خوراکش ملخ و اصل سهرائی بود مردم از ارشلیم و تمام یهودیه و ناحیه دریای اردن پیش او میآمدند و به گناهان خود اعتراف میکردند و به دشت او در دریای اردن تحمید میگرفتند وقتی یهیا دید بسیاری از پیروان فرقهای فریسی و صدوقی برای تحمید آمدند به آنان گفت ای مارها کی شما را آگاه کرد تا از غذب آینده بکرزید پس اعمال را که شایسته توبه باشد انجام دهید در این فکر نباشید که پدر امانند ابراهیم دارید بدانید که خدا قادر هست از این سنگها برای ابراهیم فرزندان بیافریند اکنون تشب ریشه درختان گذاشته شده و ار درخت که میوه خوب بابار نیاورد بوریده و در آتش افگنده خواهد شد من شما را در آب تحمید میدهم و این تحمید نشانه توبه شماست ولی کسی که بد از من میآید از من تواناتر است و من لایق آن نیستم که اتا بودهای او را بردارم او شما را با روح القدس و آتش تحمید خواهد داد او شاخی خود را در دست گرفته و خرمن خود را پاک خواهد کرد گندم را در انبار جمع میکند ولی که را در آتش خاموش ناشدنی خواهد سوزانید در آن وقت ایسا از جلیل به دریای اردن پیش یهیا آمد تا از دست او تحمید بگیرد یهیا کوشش کرد ایسا از این کار بگذرت و گفت آیا تو پیش من میآیی؟ من ایتیاج دارم به دست تو تحمید بگیرم ایسا در جواب گفت بگذار فیلن این طور باشد زیرا به این وسیله احکام شریعت را به جا خواهیم آورد پس یهیا قبول کرد ایسا پس از تحمید فورا از آب بیرون آمد آنگاه آسمان باز شد و او روح خدا را دید که مالند کبوتر نازل شده به سوی او میآید و صدای از آسمان شنیده شد که میگفت اینا است پسر عزیز من که از او خوش خستم