3 minutes 31 seconds
26 August 2019
Transcribed by AI
اینجیل مطا مطا فصل سوام دران زمان، یحیا تعمیدهنده در بیابان یهودیه ظاهر شد و تعلیم داده می گفت، توبه کنید، زیرا پادشایی آسمانی نزدیک هست. یحیا همان کسی است که اشیای پیغمبر در باره او می گوید. مرد در بیابان فریاد می زند، راه خداون را اماده سازد و طریقای او را راست گرداند. لباس یحیا از پشم شطر بود و کمربند چرمی به کمر داشت و خوراکش ملخ و اصل سهرائی بود. مردم از ارشلیم و تمام یهودیه و ناحیه دریای اردن پیش او می آمدند و به گناهان خود اعتراف می کردند و به دشت او در دریای اردن تعمید می گرفتند. وقتی یحیا دید بسیاری از پیروان فرقه های فریسی و صدوقی برای تعمید آمدند به آنان گفت، ای مارها کی شما را آگاه کرد تا از غضب آینده بکرزد. پس اعمال را که شایسته توبه باشد انجام دهد. در این فکر نباشد که پدر امانند ابراهیم دارد. بداند که خدا قادر هست از این صنگ ها برای ابراهیم فرزندان بیافریند. اکنون تیشه بر ریشه درختان گذاشته شده و ار درخت که میوه خوب بابار نیاورد بریده و در آتش افگنده خواهد شد. من شما را در آب تعمید می دهم و این تعمید نشانه توبه شما است. ولی کسی که بعد از من می آید از من تواناتر است و من لایق آن نیستم که اتا بوتهای او را بردارم. او شما را با روح القدس و آتش تعمید خواهد داد. او شاخی خود را در دست گرفته و خرمن خود را پاک خواهد کرد. گندوم را در انبار جمع می کند ولی که را در آتش خاموش ناشدنی خواهد سوزانید. در آن وقت ایسا از جلیل به دریای اردن پیش یهیا آمد تا از دست او تعمید بگیرد. یهیا کوشش کرد ایسا از این کار بگذرت و گفت آیا تو پیش من می آیی؟ من ایتیاج دارم به دست تو تعمید بگیرم. ایسا در جواب گفت بگذار فیلن این طور باشد زیرا به این وسیله احکام شریعت را به جا خواهیم آورد. پس یهیا قبول کرد. ایسا پس از تعمید فورا از آب بیرون آمد. آنگاه آسمان باز شد و او روح خدا را دید که مالند کبوتر نازل شده به سوی او می آید. و صدای از آسمان شنیده شد که می گفت اینا است پسر عزیز من که از او خوش هستم. اینا است پسر عزیز من که از او خوش هستم.