29 minutes
11 April 2018
What does it truly take to lead well when the pressure mounts? We explore how effective leadership is not about doing everything alone, but about developing others—illustrated by a striking tale of a bricklayer whose attempt to manage a heavy task single-handedly ends in injury and failure. Drawing on a story from Saadi, we reflect on integrity, envy, and wise restraint, while also considering how encouragement, trust, and respect can bring out the best in people. We highlight that in Afghanistan, as elsewhere, many misunderstand success as chance, yet we show it is built through planning, learning from failure, and helping others grow. At the heart of it all, we emphasise that people thrive when they feel valued and purposeful, and that is where true leadership begins.
Transcribed by AI
رادیو صدای زندگی شنوندههای عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی میشنوید که هر روز صبح روی موج کتاه 31 میتر بند پخش میگردد شنوندههای گرامی حال شما را دعوت میکنم به شنیدن برنامه امروز دوستهای مهربان سلام من پیام هستم که از رادیو صدای زندگی بر تقدیم کنم یک برنامه نو در خدمت شما قرار دارم من جاوید هستم من هم به شما سلام خود را تقدیم میکنم از خداوند میخواهم که با خوشی و سلامتی با شنویدن صحبت امروز آزر شده باشین ما در این صحبتها در باره ای گپ میزنیم که چطور میتانیم به رهبرهای تبدیل شویم که پرست فنرخهای رهبری باشند در صحبت گذشته در باره ای گپ زنیم که چطور میتانیم به حیث یک رهبر ورزیده طرز تفکر خود را مصبت بسازیم در صحبت امروز یک موضوع مهم دیگر را زیر بحث قرار میتیم اما پیش از اینکه به این موضوع مهم شروع کنیم برادر پیام یک ایکایات از ایکایات سعدی را برای ما میخواند بیاین با هم به دقیق بشنویم که سعدی در ایکایات خود چی میگه یکی از رفیقان شکایتی روزگار نامساعد به نزدیکی من آورد که کفخاف اندک دارم و عیال بسیار و طاقت بارفاقه نیارم بارها در دلم آمد که به اقلیم دیگر روهم تا دران به هر صورتی که زندگانی کنم کسی را بر نیک و بد من اطلاع نباشد باز از شماطت عادا میاندیشم که بتانه در قفای من بخندند و بگویند ببین آن به همیت را که هرگز نخواهد دید روی نیک بختی تناسانی گذیند خیشتن را زن و فرزند بگذارد به سختی و در علم محاسبت چنان که محروم است چیزی دانم اگر بجاه شما کار معاین گردد که موجب جمعیت خاطر باشد بقیت امر از اهده شکریان نطوانم بیرون آمدند گفتم ای برادر اعمال پادشا دو طرف دارد امید نان و بیم جان و خلاف رأی خیرتمندان است بدان امید در این بیم افتادند گفت این سخن موافق حال من نگفتی و جواب سوال من نیاوردی نشنیدهی هر که خیانت ورزد دستش در حساب بلرزد راستی موجب رضای خدا است کس ندیدم که گم شد از راه راست گفتم ترا همچنین فضل و دیانت است و تقبا اما حسودان در کمینند و مدیان گوشنشین اگر آن چه حسن سیرت توست به خلاف تقریر کنند و در معرض خطاب پادشای آی و محل اعتاب کرا مجال مقالت باشد پس مسلحت آن میبینم که ملک قناعت را حراست کنی و ترکی ریاست گویی که آقلان گفتند بدریا بر منافع بشمار است اگر خواهی سلامت بر کنار است رفیق این سخن بشنید به هم بر آمد و روی در هم کشید و سخنهای رنجش آمیز گفتند گرفت که این چه حق و کفایت است و فهم و درایت و قول حکمها که درست آمد گفتند دوستان در زندان بکار آیند که بر سفره همه دشمنان دوست نماید دوست مشمار آن که در نعمت سرد لاف یاری و برادر خواندگی دوستان باشد که گیرت دست دوست در پریشان حالی و در مندگی دیدم که متغیر میشود و نصیحت مرا به غرزت میشود به نزدیک صاحب دیوان رفتم و به سابقی معرفتی که در میان بود صورت حالش بگفتم و احلیت و استحقاقش بیان کردم تا به کار مختصرش نسب کردن چندی بر این برامت لطف تبش بدیدند و حسن تدبیرش بسندیدند کارش از آن در گذشت و به مرتبه برتر از آن متماکن گشت همچنان نجم صحابتش در ترقی بود به عوض ارادت رسید و مقرب حضرت سلطان شد ذکار بست میندش و دل شکستمه دار که چشمه حیوان درون تاریکیست منشین ترش از گردش ایام که سبر تلخه هست ولی کنبر شیرین دارد ای ایکایت آموزنده بود آله هم در دفترا اگر یک نفر بسیار لایق و کاردان هم باشه او رو نمیمانن که درست و با صداقت کار کنه یا در مقابل لیاخت شسادت کده او رو در یک جنجال گرفتار میکنن و یا اگر صداقتکار و پاک نفس باشه و نخواه به صلاح امرای استفاده جویات دان جوال بگیره به او هم جنجال خلق میکنه تا از کار فرار کنه دوستهای عزیز حال یک ایلان هم میشنیم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر میشیم لطفا ما را تا آخر برنامه امروز همراهی کنین شنوانده عزیز تشکر که از ویب ساید ما دیدن نمودید اگر شما معل دارید که از طریق تلفون امرای ما به تماس شوید و سوالات و پیشناده هایتان را امرای ما شریک بسازید لطفا به شماره تلفون 001-450-305-13-54 زنگ بزنید شنوانده میروان ما گفتیم که در صحبت امروز هم یک موضوع مهم به ارتباط رهبری زیر بس قرار میکنیم این موضوع مهم پرورش کارمانده هست دقیقا رهبری هم پرورش کارمانده هست رهبری که دیگرها را زیر تاسی به نفوز خود قرار میته که صرف از او پیروی کنن این قسم رهبر یک رهبر با محدودیتهای مشخص هست رهبری که دیگرها را تحت تاسی قرار میته تا اونا را رهبری کنه این رهبر یک رهبر بدون محدودیت هست تشویق دیگرها برای انجام دادن خوبتر کارها این از محرتهای یک مدیر هست اما توانایی انجام دادن هر سه کار از محرتهای یک رهبر هست یعنی یک رهبر ورزیده باید بفهمه که کارها چطور انجام شوه چطور زیر دستها را تربیه کنه و چطور زیر دستها را به کار بیندازه تا کارها به شکل خوب انجام شوه باید یک بخشی از محرتهای یک رهبر که او پرولش کارمنده هست گفت بسیاریم وقتی که شما هنر پرولش کارمندهها را یاد بگیرین ای بشما به حیث یک رهبر بسیار کمک میکنه که کارهایتانا به خوبی انجام بدین اساسی ترین موضوع ایست که شما هر قدر کارمندههای زیادتر پرولش بدین شما میتونین خوبتر به اهدافتان برسین کسایی که در رهبری قرار میگیرین اما کوشش میکنند که همه کارها را خودشان به تنهایی انجام بدن اتمن به سرنوشت گلکار گرفتار میشند که میخواست سی ست خشته که تقریبا در مجموع سی ست کیلو وزن داشتند از منزل چارم یک تعمیر که نو ساخته میشد در پیادره و پاین کنه او کوشش کرد که تمام این کار را به تنهایی انجام بده وقتی که او در شفاخانه بود قصه کرد که بیسیار وقتم میگرفت که این سی ست خشته به تنهایی از رای زینه پاین کنه او تصمیم گرفت که اونها را در یک بشکه انداخته و از طریق دار که در پایان تعمیر بسته شده بود پاین کنه او اول در پاین رفت و مقاومت رسمانه امتحان کرد بعد از اون نک رسمانه در پایان دار بسته کرد و به منزل چارم آمد و نک دیگی رسمانه به دور بشکه خوب محکم بسته کرد و او را به طرف پاین آویزان کرد بعد از اون بشکه را از خشت پر کرد و خودش پایین آمد و رسمانه با دستهای خود محکم گرفته آیستا آیستا علا کرد تا بشکه به طرف پاین بیاید اما به مجرد علا کردن رسمان از پایی دار چون وزن بشکه نسبت به وزن بدن گلکار زیادتر سنگین بود و گلکار نمیتونست که او را کانترول کنه بسرات به پایین آمد و گلکار را که از رسمان قایم گرفته بود به طرف بالا کش کرد و با خوردن آرنجش به دیوال شکست و بسرات به منزل چارم رسید چون زیر بشکه خوب مقاوم نبود با خوردن به پیادرهو زیر او شکست و خشتها از او بیرون ریخت در این وقت چون بشکه نسبت به وزن بدن گلکار سبکتر شده بود بشکه بسرات پس بالا رفت و گلکار بشدت به پیادرهو خورد و پایش شکست با خوردن به زمین رسمان از دستش خطا خورد و بشکه خالی هم پایین شده به سرش خورد و سرش هم شکست گلکار چون تلاش داشت که کارها را به تنهایی انجام بده هم به خود سده مرسان و هم کار را به خوبی انجام داده نتانست بعضی رهبرها هم این کار را میکنند یا قصدن زیر دستها را به خاطر که جایشان نگیره اونا را تربیه نمیکنند و یا هم به خود زحمت تربیه کدنی زیر دستها را نمیتند یا فکر میکنند که زیر دستها یاد گرفته نمیتند کوشش میکنند که همه کارها را خودشان انجام بدهند در این وقت هست که فشار کار سرشان زیاد میشه و نمیتند که به خوبی به همه کارهای رهبری برسند و یا به سلامتیشان صدمه میرسند شنوندهی عزیز، آلی یک آهنگ را میشنویم بعد از شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما آذر میشیم لطفاً ما را تا آخر صحبت امروز امرایی کنین ایزا، ایزا، مرشدهی دماغ که برای خوش داری میخوایین جلالها گریبینی میخوایین برک را پشتازی میخوایین تو ترف را گیباری دلتهتو در اینجا بیایم ایزا، ایزا، سر خدا که برای خوش داری ایزا، ایزا، توی مدن بیمار ندبر ما هستی میخوایین جلالها گریبینی میخوایین برک را پشتازی میخوایین تو ترف را گیباری دلتهتو در اینجا بیایم ایزا، ایزا، مرشدهی دماغ که برای خوش داری ایزا، ایزا، مرشدهی دماغ که برای خوش داری که برای خوش داری که برای خوش داری دوستوهای مهربان موفقیت شما در پرورش کدن کارمنده با این مربوط است که این کارها را شما چطور انجام میتین؟ آیا به کارمندههایتان ارزش قایل هستین؟ ارزش قایل شدن به کارمندهها لازم است که جز از ترز دید شما باشه آیا شما به کارمندههایتان متحد هستین؟ متحد بودن به کارمندههایتان کاری یک روزه و یا در یک کار نیست بلکه در تمام دوران زندگی کاری تن باشه آیا با کارمندههایتان صادق هستین؟ صادق بودن به کارمندههایتان شخصیت شما نشان میت هنا آیا نفع کارمندههایتان در نظر میگیرین؟ اگه این کار رو میکرین شما رهبر دو رندش استین آیا در کارمندههایتان نفوس دارین؟ اگه دارین این کار قدرتی رهبری شما را نشان میته به دوربر ما رهبرهایی که در پروارش کارمندهای محفق بودن و رهبرهای ناکام زیاد هستن سی چیز است که یک رهبر محفقه در پروارش کارمندها از یک رهبر نمحفق جدا میسازه اول دباره کارمندههایش پیشبینیهای درست دارن دوام از اونا بازخواست درست میکنن که کارها شده، نشده، چرا نشده و غیره سوام با اونا که اومکهای بجای میکنن رهبرهای محفق که در باره کارمندهایشان پیشبینیهای درست دارن اونا خوب میفامن که این کارمندههای که تربیه میکنه از او چی ساخته میشه به این خاطر به کارمندهخود به عوض چیزهای سطحی محارتهای اساسی و ریشهی را یاد میته وقته که شما در باره کارمندههایتان پیشبینی درست دارین و خوب مطمئن استین وقته که او را تربیه کنین از او چی ساخته میشه این پیشبینی درست شما رویهی شما را در مقابل او تحین میکنه که با او چی قسم رفتار کنین رهبری که در باره کارمندههایش پیشبینیهای منفی داشته باشه او پیشبینی منفی باعث میشه که رفتارش با زیر دستش هم منفی باشه اما پیشبینیهای مصبت باعث این میشه که با اونا به شکل مصبت رفتار کنن وقته که شما کارمندههایتان را تربیه میکنین لازم است پیشبینی و پیشفرضیهای مشخص در باره اونا داشته باشین مثلاً پیش از پیش لازم است به این باور داشته باشین که هر کس خوش داره که احساس کنه آدم مفید است اکثر ملمهای بزرگ، نویسندهها، مدیرها، سیاست مدارا، فیلسوفها به شکل رفتار میکنن که با اونا احساس مفید بودن را میتن وقته که به مردم دنیا دقت میکنیم، همه گرسنه هستن هر کس در این دنیا حتماً گرسنهی یک چیزی است گرسنهی شورد، گرسنهی رقابت، گرسنهی عشق، گرسنهی مقام و چوکی گرسنهی آرامش و ستها چیزی دیگر که یک لست به پایان است اما در این لست، یک چیزی که فهمیدنی او بر رحبرها بسیار مهم است و ایست که مردم دوست دارن حس کنن که مفید هستن احساس بفایده و بیکار بودن بدترین و رنجاورتترین احساس است مردم خوش دارن که احساس کنن مهم هستن و احمیت دارن شما هم به حیث رحبر در وقت پروارش کارمندههایتان این پیش فرضه حتماً در ذهنتان داشته باشین که با اونا احساس مفید بودن و مهم بودن بدتین و عزت نفسشان احترام کنین ناپلیون که رحبر رحبرها بود، خوش داشت در قرارگاه بگرده و اساکر خود را به نام صدا کنه او حتی از وضع فامیلی اونا از زن و بچهها و پدر و مادر اونا میفهمین و با اونا در باری این موضوعات شخصی قصه میکد زیر دستای ناپلیون احساس میکدن که اونا برای قمندانشان مهم هستن و عزت نفس دارن دوستهای مهربان، حال یک اعلان هم میشنایم بعد شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما قرار میگیریم لطفاً ما را تا آخر صحبت امروز همراهی کنین شنوندههای گرامی، شما میتوانید برنامههای رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقییب کنید توجه کنید با درست فیسبوک ما www.facebook.com سلاش رادیو صدای زندگی شنوندههای عزیز یک چیز دیگه هی که به حیث رهبر برای پروارش زیر دستانتان پیش از پیش باید در نظر داشته باشین اویست که هر کس به تشویق ضروره داره و در مقابل تشویق اکسل حمل مصبت نشان میتا تشویق در حقیقت آکسیجن روح هست شما هم حتما این را تجربه کده این که کارمندهها در محیط تشویق و تایید زیادتر و خوبتر کار میکنن تا محیط سرزنش و تحدید حالا به همه معلوم شده که تشویق استدادهها را شکوفا میسازن یک دفع به ده نفر محسن به هر یک یک جدول را دادن کو را حل کنن جدولها دقیقا یک چیز بود اونا جدولها را حل کده پس دادن کسی این جدولها را برسی نکد که آیا درست حل شدن و یا نشدن اما به نیم اونا گفتن که جدولها را خوب حل کدن که از صد نمره، افتاد نمره گرفتن اما به نیم اونا گفته شد که جدولها را خوب حل نکدن و از ده سوال که در جدول بود هفت سوال غلط کده بودن بعد از او به این ده نفر به هر یک یک جدولهای مشابه دیگه را دادن که اونا را حل کنن در دفعه دوم به نیم اونای که گفته شده بود جدولها را خوب حل کدن اونا نضبط را پیشآر وجودهال شده بود اما نیمی دیگه که بهشان گفته شده بود که جدولها را خوب حل نکدن اونا دفعه دومی جدولها را واقعا خوب حل نکده بودند از این معلوم میشه که اتا انتقاد نادرست باعث پسرف و ناکامی اشخاص میشه اگر چیه یک آرمان گراهی است اما در حقیقت و در عمل کاملا حقیقت است و واقعیت گراهی هم است بیوز ای که ما توقع داشته باشیم که رهبر ویا رهبری لازم است در مقابل کارمنده صادق باشه کارمنده از بالها و از لحاظ سلمراتب تشویق نمیشن بلکه در مقابل رابطههای انسانی یک سلامن نشان میتن و تشویق ویا متحصر میشن اولین چیزی که رهبر لازم است که از زیر دستا توقع داشته باشه او متی بودن زیر دستا به رهبر نه به اساس سلسلمراتب ویا مقام بلکه به اساس رابطههای انسانی باید باشه تا وقت که کارمنده ای را تشخیص ندند که شما به اونا چقدر همیت میتن اونا به شما همیت نمیتن پیش از ای که از اونا بخواین که در برابر شما صادق باشن شما اولتر صداقت تانه به اونا نشان بتن اگر کارمندهها به رهبرشان اعتماد داشته باشن ایچ مانه رابطههای نزدیک شدن بین رهبر یک چیز دیگه که به حیث رهبر لازم است که در ذهن تان داشته باشن اویست که اکثر مردم نمیفامند که چطور میتنند موفق شوند خصوصاً ما افغانها فکر میکنیم که کامیابی به بخت و طالعی مربوط است و یا بازی ما فکر میکنیم که کامیابی و یا موفقیت به برابری و چانس تعلق دارند اما حقیقت ایست که موفقیت به پلان کدن درست به دست میه ای پلان کدن درست است که آمادگی شما و امکانات موجود با هم یک جای کده موفقیت به شما نصیب میکنه یا بازی عزیزا موفقیتها مثل یک چیز تصادفی یا در یک لحظه فکر میکنن که به انسان رخ میتن اما در حقیقت موفقیت یک جریان است که رشت کده انکشاف میکنه و به کمال رسیده و موفقیتها بار میره پس یک شکست و دست نیافتن به موفقیت لازم است پایان کار ندانیم بلکه از او به عیس قدم اول برای به دستاوردن موفقیتهای بعدی استفاده کنیم یا عزیزای هستن که فکر میکنن که موفقیت یادگرفتنی است که چطور شکست نخورن اما این فکر سریع نیست موفقیت ابتردگرفتن از شکست هم است شکست یک فرصت و یا یک موقع دیگر برشروع کدن دوباره و حوشمندانتر از گزشته است شکست وقتی شکست حساب میشه که از او هیچ چیزی یاد نگیریم وقتی که یک رهبر به کارماندهایش ثابت کنه باشه که او در کار خود موفق است و آرزو داره که زیر دستایش هم از طریق معصیه که او رهبری میکنه موفق بسازه یک کسیم رهبر پیروان وفادار پیدا میکنه که در آرزوی رشد و پیشرفت باشه شنوندهی عزیز، هالی یک ایلان رو میشنویم بعد شنویدن ایلان دوباره در خدمت شما آزر میشیم لطفاً ما را تا آخر صحبت امروز امرایی کنید شنوندهی عزیز، تشکر که از ویب ساید ما دیدن نمودید اگر شما معل دارید که از طریق تلفون امرایی ما به تماس شوید و سؤالات و پیشنادهایتان را امرایی ما شریک بسازید لطفاً به شماره تلفون 0014503051354 زنگ بزنید دوستهای مهربان، در یکی از زبورها داود نبی میگه خداوند نور و نجات من است از کی بترسم؟ خداوند پناگاه جان من است از کی حراسان باشم؟ وقتی شریران و من نزدیک شوند تا من را نابود سازن یعنی بدخواهان و دشمنانم ایشان میرخزن و میافتن اگر لشکری به من حمله کند دلم نمی ترسد و اگر برای جنگ بیاین آنگاه نیست بر خداوند اتمنان میدارم یک چیز از خداوند میخواهم و آن را میتربم که تمام ایام امرم در خانه خداوند ساکن باشم تا از دیدار جمال او همیشه برخوردار باشم و در عبادتگاه او تفکر رمایم زیرا در هنگام سختیها در سایبان خود پنهان و در عبادتگاه خود مخفی میکند و بر فراز سخره قرار میدهد بر دشمنان که اطرافم را احاطه کردن سرفراز میشوم با فریاد دیخوشی در عبادتگاه او قربانی تقتیم میکنم و برای خداوند سرود ستایش میخواهم داود نبی با ای زبور خود خداوند ستایش میکند و ایتمنان و آرامشی که در خداوند داره با کلمات بسیار زیبا بیان میکند داود نبی مشکلاته، دشمنیها، فراری شدنها، جنگها و کامیابیهای زیاده را در زندگی خود تجربه کرد او در تمام این پستیها و بلندیها احساس کرد که خداوند با اوست و هیچوقت او را ترک نمی کند از این خاطر با ایتمنان میگه از کی بترسم داود نبی تجربه کرده بود که خداوند چطور از او محافظت کرده و او را به قلحهای بلند موفقیت رساند وقتی که ما و شما هم مثل داود نبی به خدای قادر مطلق اعتماد کریم او ما را هم محافظت میکند و به مدارج عالی موفقیت میرساند خدای حقیقی که همونطور که داود نبی در تمام حالات وفادار من او ما را هم در مشکلات کمک میکند و ما را در زیر بالهای خود محافظت میکند شکر میکنیم به خدای حقیقی که سایبان ما در سختی هاست جلال و عزت به روح از امروز تا عبدالعباد دوستهای عزیز صحبت امروز با شنیدن یک سرود روحانی به پایان میرسانیم تا ملاقات آینده پناهتان به خدا خداحافظ دوستهای عزیز موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی شنوندههای گرامی شما میتوانید برنامههای رادیو صدا زندگی را از طریق فیسبوک هم بشنوید توجه کنید بادرس فیسبوک ما facebook.com slash رادیو صدا زندگی اگر شما محل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنهادههای تان را همراه ما مطرح کنید شما میتوانید به شماره تلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید ما به سوالات شما پاسخ خواهیم داریم
18 April 2018
21 March 2018
14 March 2018
7 March 2018
28 February 2018
21 February 2018
14 February 2018
7 February 2018