30 minutes
31 March 2013
Transcribed by AI
خدایا مرا براه راستی هدایت فرما رادیو صدای زندگی تکریم می کند سلام بر شما شنویده ازیز و گرامی شما آواز ما را صدای زندگی بخش دری رادیو پیام حیات می شنوید امیدوارستم سلام های ما را بپذیرین دوسته ازیز حضور شما را به برنامه ویژه به مناسبت سال روز اید قیام ایسای مسیح خوش آمدید می گیم دوسته گرامی در تاریخ ملتا روزهای فراموش ناشدنی زیادی وجود داره که یاد آوار خاطره تاپناک از حوادث بزرگ بشمار می ره برگزاری اید قیام یاد آوار خاطره تاپناک را استاخیز ایسای مسیح از مرگ است که در سر تاثر تاریخ بشریت بر یک بار صورت گرفته دوسته عزیز بحار ار سال برما دو جشن شادی با خود به ارمخان میره یکی نوروز و دیگه اید قیام نوروز قیام طبیعت از مرگ زمستانی و اید قیام استاخیز ایسای مسیح از مردگان ما هر دو ایده به شما سمیمانه تبدیل می گیم و دعا می کنیم که در سال نو و دور جدید با تازه شدن طبیعت خدا با قوت قیام و زنده شدن مسیح تار پود کنه و پوسیده زندگی ما را ایهیا و نو کنه و بادم تازه به زندگی ما طراوت و خورمی عطا نمایه و با بینش و نگرش نو نیروه تازه برای پیروی از ایسای مسیح بما عطا کنه آمین پاکش مرا داد نجات ایسا با ریختن خون پاکش مرا داد نجات چهران خانم صدود به نامش مرا داد نجات موسیقی وقت در گناهان غرت بودم آمد و اسما یافتم حیات من از لطف و مهرش شد و مرا فدا این از دلیل که من سرایم مرا داد نجات چهران خانم صدود به نامش مرا داد نجات موسیقی باره گناهان مرا برداشتا جور و جفارا و دیر تا که یامرزد گناهانم را پهلویش را نیزدارد برسل خدافند محبوب مرا داد نجات چهران خانم صدود به نامش مرا داد نجات موسیقی خدمت کنم من خدافندم را مثل که حکمش بود بهر کلامش شبم فدایش تا روحم سویش روود این از دلیل که من سرایم مرا داد نجات چهران خانم صدود به نامش مرا داد نجات موسیقی چهران خانم صدود به نامش مرا داد نجات چهران خانم صدود به نامش مرا داد نجات چهران خانم صدود به نامش مرا داد نجات چهران خانم صدود به نامش مرا داد نجات موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوست گرامی مرگ مسی بروی سلیب مهمترین موضوع را در کتاب مقدس تشکیل میدهد. بخاطر که به وسیله مرگ مسی خداوند میتواند بیدون آن که نقص به عدالتش واقعی گردد ما را ببخشاید. در حال که مرگ مسی مهمترین قسمت کتاب مقدس را تشکیل میدهد، اما چیزی را که در درس این آبد در نظر داره مطالعان مایم بیشتر از همه شگفت آور و حیرت انگیز است. چون در این درس خواهیم شنید که چیگونه خداوند ایسای مسی را دوباره بعد از مرگ زندگردانید. در انجل مقدس خداوند میفرماید. روز بعد یعنی صبح روز شنبه، سیدان کلان و پیروان فرقه فریسی به طور دستجمعی پیش پیلات رفته گفتند. آلی جناب، ما به یاد داریم که آن گمراه کننده وقت زنده بود گفت که من پس از سه روز از نو زنده خواهم شد. پس عمر کن تا روز صبح هم قبر تحت نظر باشد. وگرنه امکان دارد شاگردانو بیایند و جسدو را بدوزدند و آنگاه به مردم بگویند که او پس از مرگ زنده شده است. و به این ترتیب در آخر کار مردم را بیشتر از اول فریب دهند. پیلات گفت شما میتوانید نگهبانانی به آنجا بگذارید. بروید و تا آنجا که ممکن است از آن محافظت کنید. پس آنها رفته قبر را مهرولاک کرده نگهبانانی در آنجا گذاشتند تا از قبر نگهبانی کند. بعد از روز هفته در سپیدادم صبح یک شنبه مریم مجدلیه و آن مریم دیگر به دیدن قبر رفتند. ناگا زلزله شدید رخ داد. زیرا فرشته خداوند از آسمان نازل شده به سوه سنگ آمد و آن را به کنار غلطانیده بر روی آن نشست. صورت و مثل برق می درخشید و لباسهایش منند برف سفید بود. از دیدن این منظره نگهبانان از ترس لرزیدند و منند مرده به زمین افتادند. زنان دیدند که سنگ از در مقبره به کنار غلطانیده شده و وقتی به داخل رفتند از جسد ایسا خبر نبود. پرایشان و نگران در آنجا استاده بودند که ناگهان دو مرد با لباسهای نورانی در پحلویشان استادند. زنان سخت ترسیدند و در حال که سرهای خود را بذیر انداخته بودند استادند. آن دو مرد گفتند چرا زنده را در میان مردگان می جویید؟ او اینجا نیست بلکه زنده شده است. آن چرا در وقت بودند در جلیل به شما گفت به یاد بیاورید که چطور پسر انسان می باعیست به دست خطاکاران تسلیم گردد و مسلوب شود و در روز سه وم زنده شود. آن وقت زنان سخنان او را به خاطر آوردند و وقت از سر قبر برگشتند تمام موضوع را به 11 هواری و دیگران گزارش دادند. زنان دیگر هم که با آنان بودند جرعیان را به رسولان گفتند. اما موضوع به نظر آنان پوچ و بمعنی آمد و سخنان آنان را باور نمی کردند. زیرا تا آن وقت آنها کلام خدا را نفهمیده بودند که او باید بعد از مرگ دوباره زنده شود. اما پتراس برخواست و به سه قبر دوید و خم شده نگاه کرد ولی چیز جزکفن ندید. سپس در حال که از این واقع در حیرت بود به خانه برگشت. همان روز دو نفر از آنان به سوی ده کده به نام امواز که تقریبا در دو فرسنگی ارشلین واقع شده است می رفتند. آن دو در باره این واقعات گفتگو می کردند. همین طور که سرگرم صحبت و مباحثه بودند خود ایسا نزدیک شد و با آنان امراه شد. اما چیز پیش چشمان آنها را گرفت به طور که او را نشناختند. ایسا از آنان پرسید موضوع بحث شما در بین راه چیست؟ آنها در جای خود استادند. غم و اندو از چهره های ایشان پیدا بود. یکی از آندو که نامش کلیوپاس بود جواب داد. گویا در میان مسافران ارشیلیم تنها تو از واقعه چند روز اخیر بخبر استی؟ ایسا پرسید موضوع چیست؟ جواب دادند. ایسا ناسری مردی بود که در گفتار و کردار در پیشگاه خدا و پیش همه مردم پیامبر توانا بود. اما سیدان کلان و حکمرانان ما او را تسلیم کردند تا سرش حکم مرک شود و او را بسلیب میخکوب کردند. امید ما این بود که او آن کسی باشد که میباعید اسرائیل را رحایی دهد. از آن گذشته حالا سر روز است که این کار انجام شده است. علاوه بر این چند نفر زن از نفرهای ما ما را حیران کرده اند. ایشان سهرگاه امروز به سر قبر رفتند اما موافق با پیدا کردن جنازه نشدند. آنها برگشتند و میگویند در رویا فرشتگانی را دیدند که به آنان گفتند او زنده است. پس عده از نفرهای ما سر قبر رفتند و اوزارا هومانتور که زنان گفت بودند دیدند اما او را ندیدند. سپس ایسا به آنان فرمود شما چقدر دیرفهم و در قبول کردن گفتهای پیامبران کنزین هستید. آیا ننی باید که مسیح پیش از ارود به جلال خود همین تورنج ببیند؟ آنوقت از تورات موسا و نوشته های پیامبران شروع کرد و در هر قسمت آیاتی را که درباره خودش بود برای آنان بیان فرمود. در این هنگام نزدیک ده کده که به طرف آن می رفتند رسیدند و گویا او می خواست بر راه خود ادامه دهد. اما به او اسرار کردند. پیش ما بمان چون غروب نزدیک هست و روز تقریبا به پایان رسیده. بنابراین ایسا داخل خانه شد تا پیششان بماند. وقتی با آنان سر دسترخوان نشست نان را برداشت و پس از دعای سپاسگزاری آن را پاره کرد و به ایشان داد. در این وقت چشمان ایشان باس شد و او را شناختند ولی فورا از نظر آنها ناپدید شد. آنها به یک دیگر گفتند. دیدی وقتی در راه با ما صحبت می کرد و کتب را تفسیر می کرد چطور دلهای ما می تپید. آنها فورا حرکت کردند و به ارشیلین باز گشتند. درانجا دیدند که یازده هواری امرای دیگران دوره هم جمع شده می گفتند. آره در واقع خداوند زنده شده است. شمعون پترس او را دیده است. آن دو نفر نیز وقعی سفر خود را بیان کردند و گفتند که چطور او را در وقت پاره کردن اینان شناختند. در حال که شاگردان در باره این چیزها گفت و گومی کردند، ایسا در بینشان ایساده به آنها گفت. سلح و سلامت بر شما باد. آنها با ترس و وحشت گمان کردند که شبه می بینند. او فرمود، چرا این تر آشفت حال هستید؟ چرا شکش و ببدل های شما رخ نمی کند؟ دست ها و پاهای مرا ببینید. خودم هستم. بمن دست بزنید و ببینید. شبه مانند من گشت و استخان نتارد. این را گفت و دست ها و پاهای خود را به ایشان نشان داد. از خوشی و تعجب نتوانستند این چیزها را باور کنند. آنگا ایسا از آنان پرسید. آیا در اینجا خوراک دارید؟ یک تکه ماهی بریان پیش او آوردند. آن را برداشت و پیش چشم آنان خورد و به ایشان فرمود. وقت هنوز با شما بودم و می گفتم که هرچی در تورات موسا و نوشته های پیامبران و زبور در باره من نوشته شده باید به انجام برستد. مقصدم همین چیزها بود. بعد ذهن ایشان را باز کرد تا کلام خدا را بفهمند و فرمود. این است آنچه نوشته شده که مسیح باید عذاب مرگ را ببیند و در روز سوام دوباره زنده شود و به نام او توبه و آمرزش گناهان به همه املتها اعلام گردد و شروع آن از ارشیلین باشد. شما بر همه این چیزها گواه استید. خوب دوست های عزیز، وقتی از قیام ایسای مسیح سخن میزنیم، کلمات پولس رسول بخاطر میاریم که در رساله رومیان میگه اگر روح خدا که مسیحی را پس از مرگ زندگردانید در وجود شما ساکن باشد، همانطور که او را پس از مرگ زندگردانید به وسیل همان روح القدس که در شما ساکن است، به جسم فانی شما هم زندگی خواهد بخشید. از این آیت ایطور برمی آیا که روح القدس هیچوقت به زور در قلب کسی ساکن نمیشه. او در زندگی کسایی مسکن میکنه که حاضر باشن از خواست نفس بگذرن و خواست و اراده خدا را به جای بیارن. فقط در این حالت است که روح القدس به جسم فانی ما حیات خواهد بخشید. فقط در این صورت است که کوهنگی و بوسیدگی در زندگی ما جای خدا با طراوت و خرمی خواهد داد. فقط در این شرائط است که روابط گسسته، کینورزی ها، نفرت ها، دشمنی ها، حسادت ها جای خدا با صلح و آشتی، وصفه و دوستی و مهربانی خواهد داد. دوست های عزیز، خواهد توجه کنین به قطع شعر تحت عنوان قیام و بحار به مناسبت اید قیام ایسای مسیح. بحاران آمد و آلم همه یک سر گلستان شد. نگر کن بلبل آشق به سوی باغ و بستان شد. زمین پوشیده شد از گل به مثل فرش کاشانی، نمای باغ رابنگر، عجب سنبول فراوان شد. زمین نو شد زفروردین در این میلاد عطر گل، بیا اردی به هشتش بین که صد لالا نمایان شد. زه کوچه باغ شهر ما، نسیم کاگل آمد، زمین بوسید باران را، اسیر عشق باران شد. فغان آشقان طی شد، زه سرمای زمستانی، بحار آمد، بحار آمد، زمان عشق یاران شد. به گسترد بلبل آشق، به ساته عشق پنهان را، در این محفل دمی بنگر، مکان ما رویان شد. به محراب من و ساقی نماز عشق برپا کن، به قبر خالی عشق بنگر که حاجت بخش مستان شد. زه چشم نافذ شیطان، نشد یک دم بشر پنهان، قیام از مردگانش بیل، که خمار چشم شیطان شد. در ایسا روزگار نو بود، ممکن به مشتاقان، قیامش در همه عالم دوای درد انسان شد. دوستان گرامی، بزرگ داشت از اید قیام مسیح هر سال فرصتی را فراهم میارد تا در باری مفهوم قیام مسیح بیشتر بیندشیم و تفکر کنیم. بعد ازی که ایسا رستاخیز میکنه، او به افراد مختلف خودت ظاهر ساخت و به فراخور نیاز هر کدام مشکلی را حل میکنه و به نیازشان جواب میگه. مطابق روایت انجیل یوهنا، نخستین کسی که ایسای قیام کده را ملاقات میکنه، مریم مجدلیه است. او در حال گیلیان در مقابل قبر ششته بود. مرگ ایسا، پایان امیده او بود. ایسا به او زندگی و شخصیت بخشیده بود. او شخصیت خود را در ایسا میدید. بدون ایسا، زندگی بر مریم مجدلیه دیگر مفهوم نداشت. بعد از عمر فلاکت و بدبختی، ناکامی و تحقیر، کسی پیدا شده بود که مقام واقعی انسانی را به او بازدگردانیده بود. اما امید او با مرگ ایسای مسیح برباد رفته بود. چی کسی میتانست به او شخصیت، امید و درگرمی بخشه؟ اما قیام ایسای مسیح، پاسخ اشک ها و نومیدی های او بود. وقتی ایسا، او را زبالای قبر خالی صدا زد و گفت، ای مریم، صدای آشنای او بار دیگر امید و حیات در دل او روشن کرد. دوست من، امروز بسیاری از مردم جهان بخاطر غمهای مختلف، مشکلات، بدبختی ها و ظلم ها و بیادالیتی ها اشک میرزند. اونا اشک میرزند بدون یکی امید برای حل داشته باشند. قیام مسیح، میتانه پاسخ اشک های همه بشریت باشه. قیام مسیح، امید است به یکی روز سختی های زندگی پایان خواهد یافت. بیماری، مرک، دگه وجود نخواهد داشت و ظلم و بیادالیتی ها از جهان رخت خواهد بست. از این جهان است که قیام ایسای مسیح برای ما، تو و همه ما اهمیت داره. دوست های عزیز، بیاین ایسای مسیح زنده را در زندگی خود تجربه کنین. او پشت در قلب هر کدام ما استاده است. او اجازه میخواه تا داخل قلب ما شوه و اداره زندگی ما را به دست خود بگیره. بیاین به او اجازه بکنیم که داخل قلب ما شوه. نقش را که خدا در زندگی برای ما داده، او را ایسای مسیح عملی کنه. خوب دوستان مربان، برنامه ما را با آیات 8 الا 11 از فصل ششم رساله رومیان انجیل مقدس بپایان میبریم. اگر ما با مسیح مردیم، ایمان داریم که همچونین با او خواهیم زیست. زیرا میدانیم چون مسیح پس از مرق زنده شده است، او دیگر هرگز نخواهد مرد. یعنی مرق دیگر برای او تسلط نخواهد یافت. مسیح مرد و با این مرق یک بار برای همیشه نسبت به گناه مرده است، ولی او زنده شد و دیگر برای خدا زندگی میکند. همین طور شما نیست باید خود را نسبت به گناه مرده، اما نسبت به خدا در پیوستگیه با مسیح زنده بدانید. موسیقی موسیقی موسیقی