۳۰ دقیقه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
PYM JBZ دوستان عزیز سلام ما پیام هستم که باز بر تقدیم کدن برنامه دیگی اصل سر برنامه های روزن زندگی مسیحی در خدمت شما قرار دارم شنوندگان عزیز ما جاوید هستم و به شما عزیزا سلام تقدیم میکنم از خداوند میخوایم که با خانواده و عزیزان تان سهت و سلامت باشین دوستای مهرمان قصه میکنن که یک آدم فقیر به خانه یک آدم سروتمند اما بسیار خصیص رفت و گفت صاحب ما و خودت اولاد یک پدر و مادر یعنی آدم و هوا هستیم از خاطر که ما از یک پدر و مادر هستیم برادر هستیم تو اینقدر مال و سروت داری اما ما هیچ چیز ندارم خوب است حقیقه ما به حیث برادر در مال تو دارم او را برم بتی سروتمند خصیص وقتی که گفتای او را تا آخر شنید به غلام خود گفت برو یک سکی سیاه را بیار و به او بیچاره بتی آدم فقیر با تاجب گفت چرا در تقسیم حق برابری را ریاهت نمی کنی؟ فقط یک سکی سیاه؟ سروتمند خصیص برش گفت آرام باش صدایت را نکش اگر دیگر برادر ها خبر شوند این سکی سیاه هم به تو نخواد رسید مرد فقیر فکر بکنه که چالاک است و میتونه به چالاکی او آدم سروتمند بازی بته اما خبر نداشت که سروتمند خصیص از او که در هم چالاکتر بود دوستهای مهربان این برنامه داستان انسان است که به شما تقدیم میکنیم ما در برنامه های داستان انسان یک شیر و یا قسمتی از یک شیر کشیش محترم ایرانی دیخقانی تفتی را میخانیم و روی او گپ میزنیم برادر محترم دیخقانی تفتی یک مجموع خرد اشار بنام داستان خدا و انسان داره ما باز اشار این مجموعver در برنامه های گذشته به شما خاندیم و دیفیدهای برنامه های گذشته هم به شما میخانیم ما در برنامه گذشته به شما toute در برنامه امروز قسمت اخری دیفیدهای اشاره به شما میخانیم شنوینده عزیز اگر شما علاق مند باشین که این مجموعhaع کش داشته باشین لطفا با آدرس ما که صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان از خط نوشته کنین ما حاضر هستیم که یک جلد این مجموع های اشاره دلنشین با شما روان کنیم خوب دوستهای مهربان آره میشلمیم قسمت آخر شیر پیروزی را موسیقی چونین بود از ازل قصد علاوی که انسان از گناه یابت رهایی چویزدان در مسیحا بود محبت بود راه و رسم پیکار در این راه کرد ایسا جانفشانی که بخشد او نجات را یگانه رح مهر و محبت رستگاریست رح مهر و محبت رستگاریست بجز این راه راه دیگر نیست هواریون بفکر راه دنیا نبودند آگه از مقصود ایسا لذا از واقعه معیوست گشتند دوچار وحشت و کابوس گشتند همه دل سرد و نومید و پریشان زی مأموران گریزان و حراسان ولی که ناگهان تغییر رخ داد حراس و یه جمله رفت برباد مسیحا را مسلم زنده دیدند پرستیدند و این فرمان شنیدند برد اندر جهان پیغام انجیل برد اندر جهان پیغام انجیل نهان مقصود من در نام انجیل فرستم بر شما روح القدس را که وی در جانتان باشد و هر جا سپس از نزد ایشان بر سما شد چون او بود از خدا سوی خدا شد فرستاد او سپس روح القدس را فرستاد او سپس روح القدس را که سازد مومنین را بستوانا دوست های مهربان شما شعر شنیدین دیقانی تفتی توسط ای شعر خود داستان انجیل بسورت بسیار مختصر اما واضع و روشن بیان می کنه چونین بود از اصل قصد الهی که انسان از گناه یابد رهائی معنی انجیل خوشخبریست خوشخبری نجات انسان از گناه خوشخبری نجات از غلامی گناه خوشخبری آزادی انسان خوشخبری نجات و آزادی ما و شما از روز که انسان گمراه شد و برای خود روان شد از او روز خدا به فکر نجات انسان شد از او روز خدا پلان و نقشه نجات انسان را مترکد خدا بعد از گمراه شدن انسان فرمود که ده آهنده کسی از نصر زن می آید و شیطان را شکست میتند ایسای مسیح از نصر زن به دنیا آمد ایسای مسیح ابن مریم بود او پدر جسمانی نداشت مادرش مریم بدون نزدیک شدن به هیچ مرده حامله شد و ایسای مسیح را به دنیا اوارد باید ترتیب عیسای مسیح به شکل موجزه از مریم بدون داشتن پدر جسمانی به دنیا آمد باید ترتیب عیسای مسیح به دنیا آمد که پلان خدا را که بره نجات انسان از عزف ضجید عبدو Prime املی به سازی پلان را که خدا بره نجات انسان داشت صرف کسی میتونست که عملی کنه که صد فیصد متی و فرمان بردار خدا باشه شما پلان مهمی که دارین اگر میخواین به او جامعی عمل بپوشانین تواسط کی او را عملی میکنین؟ کسی که میخوای پلانش کاملاً یعنی صد فیصد و قسم که او میخوای عملی شوه او بره عملی شدن پلانش به کسی وظیفه میته که صد درصد متی و فرمان بردار او باشه برالا به کسی که ما وظیفه میتیم او ما را خوب بشناسه و بفهمه که ما از او چی میخوایم و در ذهن خود چه پلان داریم کسی که میتونه پلان وایا خاست ما را به شکل که ما میخوایم عملی کنه او بچه ماست بخاطره که بچه ما را خوب مشناسه و خاست دل ما را خوب میفهمه که ما از او چی آرزو داریم ایسای مسیح هم به خدا ایقدر نزدیک بود مثل پسر و پدر که با هم نزدیک میباشن یعنی تمام خصوصیات پدر در او موجود بود مثل که شاعر میگه پسر گر ندارد نشان پدر تو بیگانه خانش مخانش پسر ما ایمانداران به مسیح که ایسای مسیح را پسر خدا میگیم منظور ما ارگست و ارگست خدا نخواسته این نیست که خدا زند داشته و از یک جا شدن خدا امرای زنش ایسای مسیح به دنیا آمده منظور ما از ایسای مسیح پسر خدا نزدیک بودن به حد و اندازه او به خدا است ایقدر نزدیک بودن که تمام خصوصیات پدر در او وجود داره خوب دوستهای مهربان از اصل موضوع دور نمیریم خدا نقشه خود را توسط ایسای مسیح که به او مثل پسر نزدیک بود بر نجات انسان عملی کرد او ایسای مسیح را به زمین فرست داد و به شکل موجزه از مریم باقره به دنیا آمد باید ارز کنم پلان را که خدا بر نجات انسان از ازل داشت پلان محبت بود چون خدا خودش محبت است و ای پلان محبت خدا بر نجات انسان توسط ایسای مسیح عملی کرد ایسای مسیح به دنیا آمد مثل یک انسان زندگی کرد و رنج و زحمت کشید تا پلان نجات انسان عملی بسازه او نشان داد که خدا چقدر به انسان محبت داره و در آرزوه ایست که انسان گمراه شده از بدبختی نجات پیدا کنه ایسای مسیح نقشه خدا را بر نجات انسان اتا با مرگ خود بر روی سلیب عملی کرد او مسلوب شد و او بر روی سلیب رنج کشید و جان داد وقتی که او جان داد شاگردا و پیروانش مایوز شدن فکر کردن که همه چیز تمام شد هر کس هر طرف گریخت که اونا را هم نکشن با زنده شدن دوباره ایسای مسیح همه چیز تغییر کرد شاگردا استاد خود را زنده دیدن او را لمس کردن و با اون نان خوردن و صحبت کردن با زنده شدن دوباره ایسای مسیح ترس و ناامیدی اونا از بین رفت او با دفن شدن خود گناه را دفن کرد و با زنده شدن دوباره ای خود بر مرگ و شیطان پیروز شد چیزی را که خدا میخواست ایسای مسیح صد فیصد خواست خدا را که بر نجات انسان داشت براورده کرد ایسای مسیح صد فیصد متی و فرمان بردار خدا بود و چیزی که خدا میخواست او را عملی میکرد اتا وقت که او برای گرفتار شدن خود انتظار میکشید و میفهمید که سبا چی روز سختی را پیش روی خود داره روزی که بر روی سلیب مخکوب میشد اتا دا او وقت گافت ای پدر اراده تو انجام شوه نخواست من چون محبت کامل خدا دا او متمرکز بود او محبت کامل خدا را به انسان نشان داد اتا وقت که او به روی سلیب رنگ میکشید به کسایی که او را مصدوب کده بودن دعای خیر کد او گفت ای پدر اونا را به این گناه نگی اونا نمیفامند که چی میکنند کی میتاند که قدر متی و فرمان بردار خدا باشد معم کسی که مثل پسر و پدر که یک خون در اونا جریان داشته باشد و با هم نزدیک باشد به این خاطر از که ما میگیم ایسای مسیح پسر خدا یعنی کسی که مثل پسر به پدرت نزدیک است دوستهای مهربان بیاین که داستان پیروزی ایسای مسیح برمرگه از انجیر مقدس میشنویم ما این قسمت را که به شکل درامه تحییش شده با هم میشنویم بعد از روز سبت در صفیده دم صبح روز یکچنبی مریم مجدلیه و آن مریم دیگر به دیدن قبر رفتند ناگا زلزله شدید رخ داد زیرا فرشته خداوند از آسمان نازل شده به سوی سنگ آمد و آن را به کنار غلطانیده به روی آن نشست صورت او مثل برق میدرخشید و لباسهایش مانند برق صفید بود از دیدن این منظره نگهبانان از ترس لرزیدن و مانند مرده به زمین افتادند آنگا فرشته به زنان گفت نترسید می دانم که به دنبال ایسای مسلوب می گردید او اینجا نیست چنان که خود او قبلا گفته بود پس از مرگ زندگشت بیایید و جایی را که او خوابیده بود ببینید و زود بروید و به شاگردان او بگوید که او پس از مرگ زنده شده هست و پیش از شما به جلیل خواهد رفت و شما او را در آنجا خواهید دید آنچه را به شما گفتم بخاطر داشته باشید آنها با اجلا و ترس و عین حال شاد و خوشحال از قبر خارج شدند و دوان دوان رفتند تا این خبر را به شاگردان برسانند در بین راه ناگهان ایسا به آنان روبرو شده گفت سلام بر شما زنان پیش آمدند و بر قدمهای او بخاک افتاده در مقابل او سجده کردند آنگاه ایسا به آنان فرمود نه ترسید بروید و به برادران من بگوید که به جلیل بروند و در آنجا مرا خواهند دید دوستای عزیز به این ترتیب ایسای مسیح که برای عملی کدن نقش خدا برای نجات انسان به زمین آمده بود کارها و یا ماموریت خدا با مافقیت به انجام رسانید از آسمان که آمده بود پس به آسمان سعود فرمود او در آخر فرمود بدانید که من هر روزه تا آخر با شما هستم ایسای مسیح به آسمان سعود فرمود اما او به شکل روح القدس دوباره آمد و در بین کسایی که به او ایمان دارن زندگی می کند او تا آخر امرای ایمانداران خود است خدا پلان نجات انسان از ازل سنجیده بود و بر عملی کدن او ایسای مسیح را به زمین روان کرد ایسای مسیح مثل پسر و پدر به خدا نزدیک بود او خصوصیات خدا را در خود داشت او تا آخر به پدر آسمانی خود خدا وفادار موند او پلان خدا را بر نجات انسان با قبول رنج و درد و مرک بر روی سلیب عملی کرد او بر روی سلیب جان داد و مرد او در قبر دفن شد اما سی روز بعد از مرد قیام کرد و مدت چل روز به شاگرده ظاهر شد و بعد از او به آسمان سعود فرمود اگر شما شنوندی عزیز تا حال ایسای مسیح را به حیث نجات دهنده خود قبول نکدین امروز دهی بار فکر کنین و تصمیم بگیرین بچشین و ببینین که ایسای مسیح واقعا شما را دوست داره ما در قسمت گذشته شنیدیم که پولوس رسول تقریبا 18 ماه را در قرانتست تیر کرد او در قرانتست به بشارت دادن و تعلیم دادن ایماندارا مسروف بود او در رای بازگشت پیام نجات توسط ایسای مسیح را به مردم میرسند و به کلیسه ها سر میزد و اونا را تشویق و تقویه میکد ای شهر برای ایماندارا عیسیت مرکزی را داشت از ای شهر ایماندار ها به شهرها و مناطق دگه سفر میکدن و پس به ای شهر میامدن دوستهای مهربان آلی یک قسمت دیگی سریال زندگی نو با هم میشنویم ای قسمت به اساس فصل 19 کتاب احمال رسولان تهیه شده اگر شما انجیل مقدس دارین میتونین تفصیلی ای موضوعاتا در فصل 19 کتاب احمال بخانین اگر انجیل مقدس ندارین لطفا به آدراس ما که در آخر برنامه ایلان میشه ناما نوشت کنین دوست های مهربان بیاین با هم بشنویم قسمت دیگی سریال زندگی نو سلام سیلایمان سلام یونس خوش آمدی مانده نباشی چی حال داری؟ اینجا بالا بشی؟ تشکر بدر سیلایمان از اون روز دیگه ندیده ند بیسته که بسیار مصروف هستی ما همگی منتظری تو بودیم نه ایم چرا نه خانه شما خانه خودم هست یک بار به اورشلیم رفتم اونجا برادرها را دیدم در عبادتشان شرکت کردم محفل عبادتشان چی جمع جوشی داره؟ اورشلیم چی میکدی؟ از اورشلیم باز سنگای قیمتی و اشای تیقره خریدم نه که تحریر سفر میگیری؟ بله برم که این بار اینجا دیر ماندم دیرت ندیدم و سفرت پیش آمد میبودی چند روز دیگام؟ اگر ایراده خدا باشه باز میم هی هی سفرم چی خاطرات بنسان باقی میگذاره؟ بله راست میگی باز چی باید آتی آمد؟ گفتی برای زیارت؟ تو خصوصی خدا کن باز میگم اینانی ها او را خدای شکار و جنگل و وضع حمل میشناسند طرف دارای او همی بطه مانند شکارچی که تیر و کمان و درجین از تیر به دستار را مجسم کردن این مبد یا زیارتگاه بزرگ که در اونجا روزانه ست آزرنافر از گوش ها و کنار جهان میان به تجارت کلان تبدیل شده اونجا انواع تجارت صورت میگره که مردم با اون مصروف هستند اما کلان ترین تجارت که اونجا نفه بیشتر داره میفهمید چیست؟ نه این تو بگو او تجارت انواع مجسمهای کوچه و کلان نقرهیست که زرگرها از روی بطای مو معبد میبذارند ظاهر دیگه که از گوش ها و کنار دنیا اونجا میان اون مجسمها را میخرند و بانوان تبرک او را با خود میبرند آهان بله یادم آمد یک بار یکی از تاجیره ها اموت و چیزی را که گفتی اینجا برای فروش آورده بود مردم اینجا رقمتی با اون نشان را دادند بله ما برد گفتم تجارت کلان تجارت کلان همین فروش مجسمهای خود و کلان از محمد دیانه هست حالا همین تجارت خوب روناک گرفته برای ساختن این مجسمها ها یک سنف زرگرها تشکیل شده که کارشان همین است و بست وکیل تمام این زرگر ها یک مرد چالک و مفتن به نام دیمیتروس هست خوب ما شنیدم که پولز همیشان مردم را به طرف خدا دعوت میکد و میگفت که شما این مجسمهای را که ساخته و پرداخته دست خودتان هست دور بیندازین و دیواز خدا را که خالق هستی و کاینات از عبادت کنین این موضوع پولز که مردم از بودپرستی منمیکد بالای فروش این مجسمها کدام تأثیر کرده بود یا نی؟ بله چطور نی؟ از اثر تأثیر موضوع پولز بود که ميل و رقبت مردم دیگر برای خریداری این مجسمها کم شده بود و در نتیجه تیداد زرگرها که پیشتر در ساختن مجسمهای مابد ارتیمیس مصروف بودن از کار بیکاه شده بلاخره یک روز دیمیتروس همون وکیل زرگرها به کامل همون کسائر که دریگ بودن بیش خودخواست و برشون گفت دوستا در امیشمان مالم است که تمام درامد ما از این کس بکار از صعب هست و نمیتونن که شما خبر دارین و خودتان میبینین که پولز بسیاری را متخصیص دارد که بودها خودها نیستند و به امی جهد بازار ما کساز شده و از این دره اک نه تنها ما زره میبینیم بلکه همکارای ما از سر تا سر آسیا ورشکست میشند و نفقت کس بکار ما از رانق میفته بلکه اتا ممکن است خدای ما دیانات از چشم دل مردم بفته و این خدای با شکای ما فراموش شده خدای که نفقت تمام مردم آسیا بلکه از سر تا سر دنیا مردم بره پرستش میکنند سلیمان، دیمتروس چجوری قدر ورخته و نگران بود؟ نگران او از خاطر سرمادیدن به شورت ارتمیز بود وازی است که همین حرف های تحریک کننده اونو شان میته که منفعت خودشان بدرست بریکه سطح فروششان پایین آمده بود وقتی که فروش پایین میه در حقیقت درامتشان پایین میه و از این سبب دیمتروس تمام زرگرار هلئی پولس و رفیقایش تحریکت معبد ارتمیز برونا وسله برای تجارت و کسپ منفعت بود نه هدف تو فکر میکنی که معاوضه های پولس از این که معاوضه های پولس اتفاقی کدر تحصیل کده بود که مردم خود بخود از خرید مجسمه ها منصرف شده بودن بله عجیبیست که تعداد پیرووی ایسای مصیر در اونجا اتفاقی کدر زیاد شده بودن که کلامشان در تجارت زرگرار تحصیل انداخته بود و الاوتا تعداد زایرین هم روز بر روز کم شده بود و اونای هم که برزیارت میامدن بله بله بله بله بله بله بله شاروال از این واقع سخت درسته ارشن خواست که مداخله کده جلو شروشی ها رو بگیره مگم کسی برفوت توجه نکده بلاخره او مردم آرام ساخت او خطاب با مردم گفت ای مردم چیزی را دوستی نکدن و کدوم کار دیگه هم مرتقب نشدن اگه کسی از شما از اونا شکایت دارین در دادگاه برای تان باز است ضمنان او برای مردم حق میداد که اعتراض کنند برای خود سریه ها تا جایی که نظم شرح اجازه میده اجازه نداد فکر میکنم علاوه ازی که مقامات میخواست قانونیت راعت کنند پولس و سایر پیروای ایسای مسیح هم در طلاش بودند که خلاف مقررات کدوم کاری صورت نگیره برای اینکه اگه مقامات بالایی روم از شروش خبر میشد شاید برای حاکم ناهی و حاقب نوگوار میداشد راست مگی در ایراز بود که ماباده مارده بازخواست مقامات رومی قرار بگیره تو چی فکر میکنی سیلیمون او بخاطر امنیت پیروای ایسای مسیح قدر در طلاش بود؟ نه من فکر میکنم که بخاطر شروش و بینزمی های که در شرح را افتاده بود میخواست ایتمنان داشته باشه و نشان بده که شرح او در امنیت قرار داره خوب بیدر پیش ازی که اوها تاریک شوه من میخواهم که برام پس تا دیداری آینده خدا حافظت بامان خدا دوستهای عزیز شما قسمت دیگه سریال زندگی نوه شنیدین شما شنیدین که مجده نجات توسط ایسای مسیح به گروه های مختلف مردم رسانیده شد مجده نجات در زندگی مردم کار کرد و زندگی اونا را تبدیل کرد دوستهای عزیز آلی یک سرود روحانی را میشنویم دوستهای عزیز آلی یک سرود روحانی را میشنویم وقتی که با ظلمت گردیده گرفتار وقتی که مددگار آجش شده از کار در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخشی از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر علاقه دارید که به ما نام نوشت کنید آدرست ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاحظ نشارات پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاحظ پاکستان آدرست ما در قبرست صدای زندگی صدای زندگی صدای زندگی صدای زندگی اگر به انترنت دسترسی دارید می توانید به این آدرست به ما ایمیل نوشت کنید اینفو اد افغان رادیو نقطه او آرژی سلامت دیگه خداوند یار و یاور شما باشد