۲۹ دقیقه
۳ آوریل ۲۰۱۴
چه زمانی که ایمان با نیاز در مسیر به سوی کفرناحوم همراه میشود، شاهد تغییر زندگیها در همان لحظه هستیم. ما در پی عیسی حرکت میکنیم که با شاگردان و زنان فداکار سفر میکند و با دو مرد نابینا روبهرو میشود که با ایمان فریاد میزنند و بینایی خود را میگیرند، و مرد گنگی که از روح ناپاک آزاد شده و زبانش باز میشود. ما شفقت را در عمل میبینیم، در حالی که مخالفت رهبران مذهبی نیز افزایش مییابد و بهجای درک، به تهمت و انکار روی میآورند. از خلال این رویدادها، ما درباره قدرت ایمان، واقعیت نبرد روحانی، و وعده آزادی برای کسانی که به او اعتماد میکنند، تأمل میکنیم.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
PYM JBZ PYM JBZ سلام دوستای میروان خوشحال استم که باز هم با برنامه دیگه از سریال چشم حیات در خدمت شما قرار میگیریم در این برنامه در باری مسافراتا و موجزای ایسای مسیح گپ میزنیم دوستای ازیز وقتی ایسای مسیح در ولایت جلیل مسافرات میکد کسایی که کتی او بودند امو دوازده شاگردش بودند و چند نفر از زنای خدا ترس که او را همرایی میکدند زنا در پخت و پذه نان و ششتن کالا اونا را کمک میکدند در بین ای زنا زنای معروف هم بودند مثل یونا همسر خوزا که مباشر حیرودیس پادشا بود زنای دیگه مثل سوسن و مریم مجدلیه دایی بین بودند دوستای میربان مریم مجدلیه همون زن از که پیش از هر کس دیگه ایسا را بعد از رستاخیز دید چگونگی ای واقع تاریخی را یک وقت دیگه در یک برنامه دیگه به طور مفصل براتون کسا میکنم زنای که همرای ایسای مسی بودند تمام پول و دارایی خدا برخدمت به ایسا و امراهاش بکار میبودند تا اونا بتانند بر مردم خدمت کنند اونا مرکز خدمات خود در شاره کفرناهوم قرار داده بودند در اطراف و اکناف او شاره مسافرت میکدند یک روز اونا از کدام ده اطراف به شاره کفرناهوم پس میآمدند که در راه دو چیز واقع شد که در انجیل مقدس درد شده ای دو واقع شفقت ایسای مسی را نسبت به بینوایا و معتاجا نشان میده دو نفر کور که سر و صدای مردم در باره ایسا شنیده بودند از پشت سر او صداکنان روان شدند و فریاد میزدند که ای بچه داود بما رحم کو امی را گفته از پشت ایسا روان بودند تا ای که ایسا به خانه رسید ایسا در خانه از اونا پرسان کد آیا شما ایمان دارین که من قادر استم و این کار را کدم میتانم؟ اونا گفتند بله آقا شما این کار را کدم میتانید بعد از این گفت ایسا چشما اونا را کد دست خود لمس کد و برشان گفت بر طبق ایمان تان بر تان انجام شوه وقت ایسا این گفت چشما اردو اونا واس شده کور بودند بینا شدند شنونده ازیز اموطره که گفتیم او دو مرد کور از پشت سر ایسا میآمدند صدا میکدند که ای بچه داوود بما رحم کو ای گب به ایمان هست که مطابق پیشگویهای انبیهای خدا مسیه وعده داده شده از نسل داوود به دنیا میآید و او دو مرد کور فهمیده بودند که ایسا همون مسیه موعود هست در این واقع یک حقیقت بسیار مهم وجود دارد اگر ایمان داشته باشیم که ایسا شفا دهنده هست ما را شفا خواد داد اگر ایمان داشته باشیم که او نجات دهنده هست ما را نجات خواد داد بیاین که از خدا بخواییم که ایمان در ما رشت بتا تا قدرت او در زندگی ما جاری شوه دوستهای میروان تصور کنین که ای تجربه بر یک کور چقدر هیجانانگیز هست وقت یک آدم کور بر اولین دفع ببینه یا یک آدم بیناه که بعد از چند وقت کوری دوباره بیناه شده باشه ای تجربه برش چقدر شوق و ذوق خواد داشت امروز دکترهای چشم توسط جرایی میتانند بیمارای مبتلا به آب مرواری را تداوی کنند تا بیمار دوباره بیناه شوه ولی در زمان ایسای مسی ای امکانات وجود نداشت ایسای مسی نمی خواست دباره ای موجزه تبلیخ شوه و میخواست از بیروبار زیاد جلوگیری شوه از امی خاطر ایسا از او دو نفر خواست که دباره ای موضوع چیز با کسی نگوین ولی او دو نفر به درخواست ایسا توجه نکده خبر ای موجزه را به تمام اونواهی رساندن او دو نفر هیچ متوجه یقیقت نبودند که ای کارشان سبب میشد که روحسای قوم یهود و فریسیهای ورشیلیم از ای گب خبر شوند و در کفرناون بیاند و سر راه ایسا سنگ بانند دوستهای ازیز واقع دوم هم در وقت پس آمدن به کفرناون واقع شد گپ ازی قرار بود که ایسا در جای دم گرفته بود که یک بیمار پیشش آوردند ای بیمار لال یا گنگه بود و دیو داشت ایسا وقت دیو ازو بیرون کد زبان او مرد واس شده شروع به گفت زدن کد مردم که اون روز اونجا بودند از دیدن ای موجزها بسیار تعجب کده بودند کته هم دیگه میگفتند ایتر یک چیزه هیچ وقت در بین قوم بنی اسرائیل دیده نشده دوستهای میربان بعد از این وقعی یک روز روحسای قوم یهود بر بازرسی کارای ایسا و تعلیم او از ارشیلیم با کفرناهم آمدند اونا که از موجزات ایسا خوب خبر داشتند میگفتند او زیر فرمان سرکرده دیو هست با کمک امو سرکرده دیوها دیوها را از مردم بیرون میکند وقت کسی بخوای چشم خود سر حقیقت بست کنه ای رقم تومت زدن چندان کار مشکل نیست ایسا وقت ای رقم تومتها را میشنید باب قار و مطانت جوابشانه میداد برشان میگفت شیطان چطور میتانه شیطان بیرون کنه اگر در مملکت تفرقه باشه او مملکت نمی تانه دوام بیاره اگر در یک خانواده تفرقه بفته او خانواده نمی تانه پایدار بانه اگر شیطان علیه شیطان قیام کنه اگر بینشان تفرقه پیدا شوه نمی تانه دوام بیارن سلطنتشان به پایان خواد رسید دوستای میربان بعد از این گب ایسا گفت هیچ کسی نمی تانه به خانه مرد زوراور داخل شوه مال و دارایی او را غارت کنه مگر ای که اول خوب دست و پای او مرد زوراور بسته کده باشه بعد از او خانه شا غارت کنه از ای آیا ایتر مالم میشه که ایسای مسی در عالم روحانی دست و پای شیطان بسته کده و از سیرای او را آزاد میکند بر آزاد کدن شخص دیوزده یعنی کسایی که زیر فرمان شیطان هستند ایسا همین مسئله گفت ایسای مسی باید داخل خانه یک آدم زوراور شده دست و پای او را بسته کند تا از سیر او آزاد شده به این رقم هر وقت که ایسا روح پلیده از کسی بیرون میکند دواقع دست و پای شیطان بسته میکند دوستهای عزیز مسی وقت در روح زمین بود شیطان کاملا شکست نداده بود تنها در پایان جهان است که شیطان سرانجام به طور کامل نابود خواد شد در اینجا به این نکته باید توجه داشته باشیم که نه تنها دیوزادهها بلکه تمام انسانهای بی ایمان زیر سلطه شیطان استند هرگاه کسی دعوت ایسا را شنیده به او ایمان میاره از قلم روی شیطان آزاد شده وارد ملکوت خدا میشند از امی خاطر ایسا در شهر ناصره در اولین موزه خود گفت مروان شده ایم تا آزادی اسیرا بینایی کورا و رهائی ستمدیدهها را ایلان کنم ای اولین یا آخرین بار نبود که ایسا را به همکاری کدن با شیطان محکوم میکدن مخالفت روحسای قوم یهود کته ایسا مسی سبب شده بود که جنجال بپاشوه بعض از ایس سرکرده یهود بر ایسا میگفتند ای استاد میخواهیم آیت بما نشان بیدی منظور اونا از ای گب ای بود که میخواستند او ثابت کنه که امو مسی موعود هست ایسا در جواب به اونا گفت فرق شریر و بی وفا آیت میخواهند تنا آیت که به اونا داده خواد شد آیت یونس نبیست امو تره که یونس سی شب و سی روز در شکم یک ماهی کلان مند به سر انسان هم سی شبان روز در دل زمین خواد مند در روز داوری مردم نینوا بر میخیزند و مردم ای زمان را محکوم میکند زیرا مردم نینوا وقت موزی یونس شنیدند توبه کدند حالان که کسی که در اینجا است از یونس بزرگتر است ملک سبا هم در روز داوری برخواسته مردم ای زمان را محکوم خواد کند بر ای که او از دورترین نقطه دنیا آمد تا حکمت سلیمان بشنوه و حال ای که کسی که در اینجا است از سلیمان بزرگتر است دوستهای میروان شما شاید داستان یونس خبر داشته باشین برحال گپ از ای قرار است که خدا یونس با شار فاسد نینوا روان کد تا با مردم بگوید که توبه کند لیکن یونس از حکم خدا سرپیچی کد دسائل آمد و به کشتی به مقصد شار و دیار دلخای خودش سوار شد ناغان دریا توفانی شد یونس مجبور شد که بر دگه مسافره اقرار کند که از فرمان خدا خود سرپیچی کده کارکنای کشتی بفرضی ای که توفان نفرین از طرف خدا بر یونس است او را در دریا انداختند تا توفان آرام شود هنوز یونس در روی او بود که یک مایی کلان او را قرد کد یونس سه شو و سه روز در شکم او مایی ماند تا ای که در روز سیوم مایی او را بساهل انداخت ایسا بر اونا گفت که او هم سه روز در شکم زمین خواد ماند پس آیت یونس به ای مانست که مسیح سه روز بعد از مرک زنده خواد شد پس ای ثابت میکند که او همون مسیح موعود است مردم نینوا با موعز یونس طوبه کدند اما سران یهود به آزار و عذیت کسی شروع کده بودند که به مراتب بزرگتر از یونس و سلیمان بود دوستهای میروان سر تمام سنگندازیها و مخالفتهای سران یهود مردم بر شنیدن تعلیمات ایسا حجوم میآوردند دیگه بر ایسای مسیح و شاگرداش آسان نبود که وقت استراحت و وقت نان خوردن پیدا کنند مردم هم میدیدن که ایسا با چی فداکاری مجغول خدمت است دوستهای ازیز بیاین باقی معجرهها را در برنامه بعدی بشنویم تا وقت تمام شما ازیزها را به خداوند مسپارم سر تمام سنگندازیها و مخالفتهای سران یهود مردم بر شنیدن تعلیمات ایسا حجوم میآوردند مردم شروع از بیتهای سانسی باز این مراوه مرسی میرساند این دنیا مین سران و رنگ دیگه همه ملکه از کنیه سواد از سردم در زندگی مرسیه با مردم برنامه بیمار بیماشا فرق ایزمان چی بوده دارم هرگرد همه بیچه هم رو بیبرم همه جوانی که را بیماشا هرگز نفونه دو برو بازیمان همه سردم در زندگی مرسیه با مردم برنامه بیمار بیماشا خورده دو خانچه دنیا خورده بوده جلوه که در روینده با سردم در زندگی شما کنیم هرگرد همه جوانی که در روینده همه سردم در زندگی مرسیه با مردم برنامه بیمار بیماشا همه سردم در موهر جونی بود را از خونه دو رو از داست میدهدها همه موهر که برای مرسی جونی بود را به دکتره دو خانته دو میداد همه سردم در زندگی مرسیه با مردم برنامه بیمار بیماشا همه سردم در زندگی مرسیه با مردم برنامه بیمار بیماشا آواز ما را از رادیو صدای زندگی میشنوین من شاهد استم که از طریق برنامه حاضر در خدمت شما شنونده گرامی قرار دارم خب دوستهای گرامی در شروع برنامه شما آیت را شنویدین که از نجل لقا خدمتان قرارد شد باید خاطر نشان کنیم که ایسای مسیح ای آیت را در یکی از کنیزهها برای مردم قرارد کرد باید خاطر نشان کنم که یهودیها معافل عبادتشان را در کنیزهها برگزار میکدند و اکثران کسایی که دوجه میمان میبودند از اونا دعوت میکد که صحیفی از اهد عتیقه بخانند و یا تفسیر از او را اراع بکنند خادم کنیزه صحیفی اشیای نبی را برای ایسای مسیح داد و ایسای مسیح بخاندن از او شروع کرد هنگام که ایسا او صحیف را خاند در حقیقت او در مورد خود سخن میگفت ایسای مسیح چونین خاند او مرافع ساده است تا آزادی اسیران و بینایی قران و رحایی ستمدیدگان را اعلام کنم در اینجا منظور از کسایی که در زندانی هستن این نیست بلکه منظور از ایسای مسیح از یه بود که او آمده تا کسایی را که اسیر گناه هستن تا کسایی که در چنگال شیطان هستن و اسیر از او شدن اونا را نجات بده مسیح آمد تا اونا را آزاد بسازه یعنی آمد تا گناهشان را ببخشه مسیح فرستاده شد تا کرا را بینایی ببخشه و این بینایی تنها مرموض به چشما جسمانی ما نیست بلکه او چشما روحانی ما را همچنان باز کد تا راه حقیقت را ببینیم دوستو عزیز وقتی که ایسای مسیح این قسمت از کلام خدا را میخوانه در بخش از او میگه که امروز این نشته در گوش شما تمام شد و باید گفتن در واقع ایسای مسیح بشکل بسیار واضح میگه که او در حقیقت امو مسیح وعده داده شده از که امروز آمده و در بین مردم هست دوستوهای گرامی او آمد تا ما شما را از چنگ گناه از چنگ شیطان آزاد بسازه بیاین ما شما در این مورد فکر کنیم که ما شما ایسای مسیح را منحیث کیم اشناسیم ایسای مسیح بر ما شما چی مفهومه را داره آیا ما شما هم به او به چشم نگاه میکنیم که واقعا او ما را نجات میته واقعا او بر ما زندگی نوه میبخشه واقعا او بر ما زندگی بدون گناه را میبخشه بیاین دوستوهای گرامی در مورد از ای فکر بکنیم خب دوستوهای گرامی به امید از ای که چشمهای روحانی ما هم باز شوه برنامه ای نوبت خود را به پایان میبریم تا برنامه آینده که باز هم در خدمت شما خواد بودیم تمام شما دوستوهای گرامی را به خداونده بی نیاز میسپاریم شنوندگان گرامی شما نشارات راژیو صدای زندگی را هر روز ساحت هفت ساب به وقت افغانستان روی موج کوتای سی وی یک میتر بند برابر با نو هزارا هفت صدا بیستا پنگ کلو هرتز و هر شب ساحت هفت و سی دقیقه روی موج کوتای بیستا پنگ میتر بند برابر با یازده هزارا هفت صدا پنگ پنگ کلو هرتز میشنوید خواهش مندیم تا نظرات و پیشنادهایتان را با آدرس زهل ارسال کنید راژیو صدای زندگی صندوق پوستی هفت صدا دو جی پی او لاهور پاکستان همچنان شما میتوانید از طریق ایمیل نیز امراه ما بتماث شوید توجه کنید با ایمیل آدرس ما و اگر میخواید که از طریق تیلفون امراه ما بتماث شوید و از سوالاتتان را مستقیمن امراه ما مترک کنید لطفاً با شماره تیلفون 001-541-550-7131 بتماث شوید
۲۷ فِورِیه ۲۰۱۴
۱۳ فِورِیه ۲۰۱۴
۶ فِورِیه ۲۰۱۴
۳۰ ژانوِیه ۲۰۱۴
۲۳ ژانوِیه ۲۰۱۴
۱۶ ژانوِیه ۲۰۱۴
۹ ژانوِیه ۲۰۱۴
۲ ژانوِیه ۲۰۱۴