۳۰ دقیقه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
موسیقی ما و خانواده ما موسیقی از برنامه های رادیو صدای زندگی می شنوید موسیقی موسیقی اوه چیکنم خوارک او روزا تیر شد او دوستی و محبت روزای اول ما بیخی از بین رفته یادت است که ما و ناصر در وقت نامزادی چقدر خوش بودیم راست میگی آهنگ همون گبتی یادم است که وقت که ناصر رو دیدی گفتی اینه دیگه با روزای دلت رسیدی آهان این تو خب گفته بودم مگرم یادم نیست که چی وقت بود امو وی اونامون روزا میگم هفت میوا هم تیار کده بودی آهان یادم همون روزایی بود چی روزایی بود همون روز چقدر خنده کردیم راست میگی بله هر روز ما از اون یک جایی بودیم و چقدر خوش بودیم مگرم افسوس افسوس از وقت که عروسی کدیم کل چیزا خلاس شد خنده هم خلاس شد و مذاق هم خوارجان چرا چی کده شما رایی چی گب شده نمی فهمم جیلا جان نمی فهمم که چرا این تو روزم سیاه شد کل عوض و عرمانم برباد شد از این کار خانه بیخی مانده شدیم مشتوک ده قولم گای سنه آشپس خانه می دوام گای سنه یک کار گای سنه دگه کار یک دقام که دیگ نوخت شده قیامت هم اندازه وی راست نزدیم از دست که اوروز از دست که زده بودیم کل جانم کبود شده بود این چی میگی خوارجان ناصرت را لط کرد؟ ها هیچ باورم نمیشه که ناصرت اینکه تغییر کرده باشه در روز های اوله عروسیتان خوش ی خوشحال بوده این اردویتان؟ آهان ما هم این را میگم بسیار خوش بودیم آل اون روز ها تیر شده یا در کار هست یا تا نوخت ها که رفیقه هایش هست یکانش هم خب بیخی خانه نمی آیا وی خوارجان تو چی میگی؟ ناشکه هموشوید کدام زنه دیگه نگرفته باشه از این مرده هاییچ شک و شبه نیست الان سمیرا جان اتو نگو اتو نگو که زاره می ترقه اگه اتو باشه من روز ما چی خواهد کدام؟ خوارگ خوارگ پیدا که چرا خانه نمی آیا چرا رویش که اتو رخم تغییر کرده دلیل داشت خودت پیدا کن مگر خوارجان من برات میگم که اوشار جانت باشی آهان راست میگی ازیزه جان میشه که از رای کارم بروم اوژه خانه اوشار هم نرفتم دلت ناصر جان برو ولیم صحی که چند روز از نگاه ما تیر شده الان چی وقت بر فامیدت میگی؟ خیلی باشه استاستا میفهم آنوشانه تو تشویش نرمی کن خیلی باشه استاستا میفهم آنوشانه تو تشویش نرمی کن ترس؟ چرا ترس؟ ترس از چی؟ ترس از کی؟ کدوم جنگ و جنجال نشه ای ازیزه گک تو هم در چی فکر های افتادی؟ ایه جنجال پیدا نمیشه باز امی که جنجال هم پیدا شد زورشان در کمرشان تو هل زنم شدی زن شرعی و قانونیم شدی میفهم ناصر جان مگرم زن اولتم خب زن قانونی و شرعیت است او خب صحیع است من چی میکدم اورا؟ من خب دوستش هم نداشتم از خاطر که گپ مادرم در زمین نفته از خاطر من که شارسی کدم میفهمی ازیزه جان صد تای ازو که باشه برابر یک تار موید نمیرسه ازیزم ناصر جان من میفهم که من را دوست داری مگرم ببین که چند سال بعد از من بزفت بیاید بری سرمان دیگه زن کنی نهی ازیزه جان من سر تو هیچ وقت زن نخواد کدم تو خب کلکم هستی محچم دیگه خدا کند خب دسته ازیز ما شما خواهد درامر هم شنیدیم و حالا دیگه دستیدیو چند افراد دوستان ما با هم یک جای شدیم که ازشان نظر خواهی کنیم خب برادر پیام نظر شما چی هست؟ یک مرد چرا با زن دومی ازدواج میکنه؟ این علطه های مختلف داره شاید یکی از علطه هاییشی باشه که مناصباتش امرای خانمش خوب نمی باشه در خانه زندگی خوب نمی داشته باشه به اون خاطر کوشش بکنه که یک زن دیگه بگیره خب برادر باشه ابراهیم جان من یک نظر بتوم اینجا کسمی که در فامیل خود دیدیم یکی از خیشهای ما که خانشان اولاد نمی شد مرد به مشوری زن خود یک زن دیگه گرفتن خب البته هاست دیگه یک قطر در وطن ما هست این کپا باید میشه که اکثر از این ناشی ادامه اماهنگی ایدیولوژیکی بوده که من خودم تجربه از ایره دارم که زن یک ایدیا داشته بوده شوهر دیگه بلاخره مناقشی از ایها داون پیدا کرده و زن جدا شدند و یک علت دیگه ایش ایه است که وقتی که اینا هم آرسی می کنند اینا شناخت قبلی از یکی دیگه خود نمی داشته باشند در مورد خوی و کرکتر و خواستهای شخصی خود مثلا زن یک آرزو داره شوهر دیگه آرزو داره به نظر من یک چیز دیگه هم ایه است که بعضی فامیل ها بدون ازی که بچهشان یا دخترشان یک کسی رو دیده باشه یا از که او رو خواسته باشه او رو جبرن امروز از او آرسی می کنند ای آرسی جبری تا یک وقت ایدام پیدا می کنه و بعد از او وقتی که از خود استقلال داشت ویا زمیندگی زمیندگی زمیندگی زمیندگی زمیندگی موشف موشف گلوب گلوب گلوب گلوب تابصور زمیندگی زمیندگی زمیندگی زمیندگی زمیندگی زمیندگی زمیندگی زمیندگی زمیندگی موشف موشف گلوب گلوب گلوب گلوب گلوب گلوب گلوب چای پادی پادی این گره اینگره انگره انگره palsion مرگ گره مرگ گره به گره برگرد زدده گره گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به گره به منست جدا نمی تواندود مردو دیوفا نمی تواندود منست جدا نمی تواندود مردو دیوفا نمی تواندود مردو دیوفا نمی تواندود روزه که شده مسیر دامد شده برده زبان بند نامد ای داغه تو حاصل وفایم پای شرغم تو آشنایم دادم دل و دین خدمت است از دست شدم زی چشم مستق از خنجر ناز گشت بسم یک لحظه نبودم است و غافل چون روزه پیش دیده رفتیم از خانه درمی درفتیم تصویر تو پیش رو گذارم خونه باید دیده بارم منست جدا نمی تواندود مردود وفا نمی تواندود منست جدا نمی تواندود مردود وفا نمی تواندود در عشق تو سادلم کشیدم خونه خورده بار طرف دمیدم من به سر و پا تمست و مردود منست جدا تو از وفا دود نیزر که پرستم از برایت نیزر که نهام به خاک پایت شب رو بغمه تو نال کردم سطیر تو آوال کردم آمد ببرم قد بلند شد ناله زار من پسند سرشاره مایو سال بودم آسو درده هر خیال بودم یک بار سر جفا گرفتیم از خانه ی دیده پا گرفتیم منست جدا نمی تواندود مردود وفا نمی تواندود منست جدا نمی تواندود مردود وفا نمی تواندود منست جدا نمی تواندود مردود وفا نمی تواندود خانه ی دیده پا گرفتیم شب رو ببرم که نمی تواندود منست جدا نمی تواندود منست جدا نمی تواندود منست جدا نمی تواندود خانه ی دیده پا گرفتیم شب رو ببرم که نمی تواندود منست جدا نمی تواندود منست جدا نمی تواندود خانه ی دیده پا گرفتیم پس با زند خوش باش و از همسر خود که در ایام جوانی با او ازدواج کرده ای لذت ببر دلبری ها و آخوش او ترا کافی باشد همچنان در کتاب انجیل مقدس در رساله کولسیان فصل سیوم آیت نزدان می خانیم که نشته شده ای شوهران همسران خود را محبت نمایید و با اشان تندی و تلخی نکنید خب دوستا آیا اتفاق افتاده باشد که شما دو کاغذ بهم سرش کنین و به چسبانین و یا دو دکت چوبه ای امو مثالی هست که دیگه ما و شما در ماردش گب می زنیم یعنی وقتی که خداوند زن و شوهر با هم می آره مثل امی دو توتا چوب یا دو توتا کاغذ با هم می چسپند ای شاید یک مثال خنداور باشه ولی برصورت چطور آله خواهد تانستین که یک کاغذ ها از کاغذ دیگه جدا کنین چطور شما خواهد تانستین که یک چوب ها از چوب دیگه جدا کنین هیچ امکان نداره که ای دو توتا چوب یا دو توتا کاغذ با آسانی و بیدون خرابی از هم جدا شوند دوستا عزیز زن و شوهر دو غریبه هستند که همراه یکی دیگه پیوند زن و شوهی می کنند بسیاری مردم بعد ازی که بسیار خسته شده باشند و بخواهند که از همسر خود جدا شوند فقط یک طلاق نامه را نشنا می کنند و برشان می دند و بس ولی هیچ امکان نداره که ای جدایی تاثیر بعد در زندگی از ای دو نفر نداشته باشه امتوک امود دو چوب و دو کاغذ هم مثال آوردیم از امی خاطر است که در کلام خدا گفته شده که خداوند از طلاق نفرت داره دوستا عزیز بر یکی شدن باید که محبت وجود داشته باشه یعنی زن و شوهر دروح در یک تن هستند یعنی یکی هستند ازدواج به مانای ارتباط داشتند تنها با یک زن از دوستا عزیز آدم و هوا هم همه تر بودند آدم و هوا از امتو ازدواج بر خردار بودند یک زن بودند و یک شوهر عیسای مسی بسیار واضح برنامه ازدواج را ایتو بیان میکند یک زن و یک مرد اگه این شرط ازدواج در بین یک زن و مرد وجود نداشته باشه بیتر از که هیچ ازدواج نکنند هیچ عارسی نکنند دوستا عزیز هدف اقل سیزده بار در کتاب مقدس ذکر شده که ایماندارای بودند مثلا ابراهیم پیغمبر یعقوب پیغمبر یا حضرت داود حضرت سلیمان اینا کسایی بودند که زیاد زن داشتند کتاب مقدس شروعی را برما بیان میکند به این معنی نیست که اونا زنهای زیاد داشتند ما هم زنهای زیاد داشته باشیم نه کتاب مقدسی را بخاطر ذکر میکنه که او برما و شما مثال باشه که چی و ایرانی ها و بدبختی هایی که شامل زندگی از ایش خواست نشد خواست خدایی نبود که سلیمان پیغمبر افسد زن بگیره ای خواست خودش بود از امو خاطر ما اگر کتاب مقدس دقیق بخانیم بیبینیم که چقدر در خاندان سلیمان بدبختی ها آمد در کتاب مقدس ازدواج متعدد جای نداره از امی خاطر است که رهبری در کلیسای ایسای مسیح فقط به دست کسای داده میشه که ساحب یک زن استند و او زن خود را دوست می داشته باشند و در فامیل خود اینا در دوستی و سمیمیت زندگی می کنند یک نفر بود به نام دوما که نشته کده که انجیل می خواهی که جامعه را پاک بسازه انجیل نمی خواهی که جامعه را ویران کنه و زیر زبر بسازه دوستای عزیز در رساله ببرانیان نشته شده که می خوانیم همه باید ازدواج را محترم بشمارند و پیوند زناشویی را از آلودگی دور نگه دارند زیرا خدا زناکاران را خواهی مجرد خواهی متحل به جزا خواهد رسانید پس اگر یک مرد زن خود رها می کند و میره با زن دگی ازدواج می کند در حقیقت او زنا می کند مطابق فرموده انجیل درست است بسیاری کسا میگن که ما بخاطر ازی که زنها را بتانیم از غربت نجات بتیم یا ایست که یک زن اولاد نداره شواره خدا میگه برو یک زن دگه بگی که صاحب اولاد شوی یعنی ما چی می کنیم دهی صورت گفتهای خدا را نادیده می گیریم و فکر می کنیم که کار نیک انجام داده در حال که خداون می فهمه و میگه که یک مرد و یک زن یک آدم و یک هوا ما با او تفل نیاز نداریم که اگر خدا منک کده باشه که ما بریم یک زن دگی بگیریم و زناکار شمرده شویم ما ضرورت نداریم که بریم یک زن را با او ازدواج کنیم چی که ما او را از غربت نجات می تیم ما میتونیم که بی دون زور خدمت کنیم دوستای عزیز پس بیاین که به خداون سر تعظیم فروت بیاریم و بردبار شیم در حضور خدا و عوامر خدا را بشنویم بپذیریم و در زندگی او را عملی کنیم تا هم خدا از ما خوش نود باشه و هم خود ما بتانیم که یک زندگی خوب و عالی را در محبت با همسر خود در محبت با اولادهای خود در محبت با جامعه خود پیش ببریم خداون شما را برکت بده در خواهی شما فرش نشود و خدا همیشه دوست خود رو باید بیتا سر و رسو بیا با خدمت ما بیتا شای شها خواهی پادری دنیا دنیا دنیا مشکلاته بسیار دارن اما دلابر باشه دیستا فیروش شدن بیتا خداون شما را برکت بده در خواهی شما فرش نشود بیتا سر و رسو بیا با خدمت ما بیتا شای شها خواهی پادری دنیا در خواهی شما فرش نشود در خواهی شما فرش نشود