۳۰ دقیقه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
PYM JBZ دوست های عزیز سلام خوش هستیم که باز از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم من هم اطرامات خود را به شما تقدیم میکنم از خداوند بر شما و خانواده و دوست های شما سعد و سلامتی آرزو میکنم دوست های عزیز آیا اطلاع دارین که زیای ملتی و دین لقب کدام پادشاه ما بود؟ بله من این را میفهمم من فکر میکنم که از امیر اکبلا خان بود نه خیر از امیر اکبلا خان سراج ملت و دین بود اما از امیر اکبلا خان لقب زیای ملت و دین یعنی چراخ و یا نور ملت و دین بود همه طاعته که من معلومات دارم امیر اکبلا خان یک پادشاه بسیار ظالم بود اما او چطور این لقبه برخود امتخاب کده بود؟ گفته امیر اکبلا خان یک پادشاه ظالم بود بله دهی هیچ شک وجود نداره که امیر اکبلا خان یک پادشاه بسیار ظالم و متلقل انان بود او خودش پادشاه بود بر علاوه صدرعظم و وزیر دفاع و وزیر خارجه و چند وزیر دیگه هم بود غبار در کتاب افغانستان در مسیر تاریخ در باره امیر اکبلا خان نوشته میکنه یک نفر سپاهی در وقت رسم گذشت عسکری در جشن پای غلط انداخت کماندان قطع عبد الملک خان نورستانی معروف به ملک سفید به تقلید از امیر عبد رامان خان سپاهی را دشنام ناموس داد سپاهی از صف خارج شد و کماندان قطع را به گروله توفنگ از عصب سرنگون ساخت همین که این سپاهی به دربار امیر برده شد گفت کماندان دشنام داد و من او را کشتم علت دیگری در مابین نیست اما امیر امر کرد او را با جنرال فرقه رستم خان شکنجه کنن تا علت اصلی را اعتراف نماین سپاهی در جاده کوتوالی به درخت بسته شد و سه شب روز تحت انواع شکنجه قرار گرفت از جمله با حلقه از خمیر سر او را به شکل کاسه در آورده روغن جوشان در بین آن میریختند سپاهی بهوش بوده و علامه زندگی او این بود که گاه چشمان خون آلود او باز می شد و مگس ها و زنبور ها از روی چشمانش می پریدن و باز می نشستند تا از زحمت زندگی فارغ شد اما جنرال رستم خان مرد قوی هیکل و دلیر که بر اسپان بلند می نشست و شمشیر می آویخت اینک او را مثل سگی در زنجیر زیر گنبد کوتوالی و معبر آم میخ کردن و از سباتی که در پشت او بسته بودن آب نمک و نان نمک می دادن و با برچه او را بیدار نگه می داشتند بلاخره چشمان او بسته شد و با فرو بردن برچه بر پشت و پحلویش باز نگردید بسیار وشتاور است اما باز هم او چطور خود از جای ملت و دین می گفت؟ او ای آرزو را هم داشت که مردم او را بعث نور و یا چرا خود قبول کنن؟ ایسای مسیح ادعا کده گفت من نور دنیا هستم هر کس که به من ایمان بیاره در تاریکی سرگردان نمی شه ای کاملا اقتد داره ایسای مسیح بر علاوه که نور است او را بسوی خدا هم است اما هر چیزی که او ادعا کده ادعای او با زندگی عملیش کاملا مطابقت داشت او نتانا که ظلم نکد بلکه بخاطر محبتش به انسان و نجادادن او شدیدترین ظلمه که مردن بروی سلیب است قبول کد تشکر از ایسای مسیح خوب دوستهای مهربان آله مثل برنامه های گذشته یک شیر از اشهار داستان انسان و خدا را می شنویم شیر را که امروز می شنویم انوانش است رسالت منظور از رسالت ایسای مسیح است که ایسای مسیح بر اجرا کدر چی وظیفهی به دنیا آمد بعد از شنیدن ای شیر روی او تبصره می کنیم و بعد از یک سرود روحانی را می شنویم بعد از شنیدن سرود روحانی یک قسمت جدید از سریال نوه با شما می شنوانیم و روی او گپ می زنیم و داخل یک سرود روحانی دیگر را با شما تقدیم می کنیم خوب دوستهای مهربان آله بشنویم شیر را که انوانش است رسالت ایس شیر دهقانی تفتی سرودر موسیقی چو ایسا راهی از دن را پذیرافت ندای زاسمان آمد که می گافت پدرگردید از فرزند خشنود درون جان خود این جمله بشنود قبول راه شیطان گر نباشد سلوک راه یزدانی چه باشد ره و رسم خدا باشد محبت ره و رسم خدا باشد محبت در این گفتن نباشد هیچ صحبت محبت شرط آن آزادی مهز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز که آزادی بود اندر جهان فرز محبت شرط آن آزادی مهز محبت ایسای مسیح مثلش محبت نیز محبت ایسای مسیحم مثلش محبت نیز در محبت شد مجسم در محبتو فدا شد در محبت شد مجسم در محبتو فدا شد در محبتش نجاته است در محبتش نجاته است خوش شانشای محبت خوش شانشای محبت محبت محبوب منیسا قلب تو را خوند محبت محبوب منیسا قلب تو را خوند از محبتش نرو دور گوش کن ندای محبت بشن و صدای محبت محبت ایسای خداون محبت ابدیست زندگی است در محبت در محبت خداون کش جفا از برایت از خدای محبت محبت ایسای مسیحم مثلش محبت نیست این سریال به اساس حوادث کتاب اعمال رسولان انجیل شریف تهیه شده در بخش گذشته سلیمان و یونس در مورد تغییرات که در زندگی روزانهی ایمانداران رخ داده بود صحبت کردن اونا همچنان روی این نکته تأکید داشتن که اشتراک ایمان سبب اشتراک اعمال آنها شده بود و عبادت مشترک باعث شد که ایماندارا از لحاظ اقتصادی و اجتماعی با هم نزدیک شده و از منفعاتهای شخصی خود در برابر دیگرها سرف نظر کنن اونا با قلبای پر از محبت و سرشار از خوشی در هر جا به خدمت نیازمنده و مختاجه میشتافتن در این بخش اونا در مورد شفای گدای شل صحبت میکنن موسیقی سلیمان سلام سلام مانده نباشی چطور استی؟ تو یک جمعه بیدی که من تشنه شده ایم چطور است کاروبارت؟ خوب است خدا را شکر سلیمان من هر وقتی برای عبادت میروم روحم دازه میشه و در خود قوت احساس میکنم همونطور است یونست، همونطور که جسم ما به خضا ضروع داره روی ما هم به خضای روحانی ضروع داره اگر به روح خضا نرسه زیف میشه مخصوصا این دفعه که برای عبادت رفتم واقعا دیدم که خداون چی کارهای بزرگی انجام میده یونست من که اون واقعه را دیدم ایران ماندم، کاملا قوت در سرم پرید تو تنانه همه ما و تمام کسایی که اون گدای شل را دیده بودن و میشناختن از دیدن اون موجزه همون روز ایران مانده بودن چند سال از که من اون گدای شل را میشناسم و هر باره که برای عبادت به خانه خدا میرفتم اون را میدیدم، اون از مردم پول گدایی میکد و همیشه اون را در پیش روی دروازه زیبا میگذاشتند میگن او بچاره از امتو از مادر شل به دنیا آمده بود و بغیر از پیش گدایی دیگر کاری انجام داده نمیتونست پترس هم حتما این احتیاج نامیدی او را درک کرده بود و او هم او را میشناخت ما هم امروز امرای پترس و یوهنا به خانه خدا برای عبادت میرفتیم وقتی که او گدا پترس و یوهنا را دید دست خدا دراز کرد پول خواست پترس استاد شد و دقیقت طرف او سل کرد برش گفت به طرف ما ببین بله وقتی او صدای پترس را شونید امی فکر از ده مغزش رسیده بود و از امی سبب چیره آجزانه به خود گرفت و متاجانه به طرف پترس سل کرد پترس برش چی گفت؟ پترس هم با توجه و به طرفش نگاه انداخت و برش گفت ما طلاو نقره ندارم که به تو بتیم اما ما چیز دیگه به تو میتیم میفهمی یک مثال است که کور از خدا چی میخواید دو دیده راست میگی اگه گدا قدرت روحانی پترس را درک کرده میتونست حتما دو پای جور از او میخواست بله اموطورا که میگی لیکن پترس نیاز باطنی را خانده بود و برش گفت بله بله خدا میفهمه که او چقدر خوشحال شده باشه واقعا واقعا مخصوصا که جستخیز او را دیدن او باید امیقدر خوشی میکده کسی که ایچ امید نداشت که او میتونه روزی در زندگی بالای پاهای خود را بره و از احتیاج دیگر را خلاس شده یک دم و با یک عمر به نام ایسای ناسیدی فورا شفا پیدا کده و را رفته بتونه چطور خوشی نمیکنه راست میگی از امول از او چیزهایی که داشت کلش رها کرد فکر میکده که او پس از سالها گمشده ای خود را پیدا کده و امیتر پارو پلوی پدرست یوهناد داخل خانه خدا شد او گمشده خود را که به او شفا بخشیده بود یافته بود یه قدم های اول در زندگی او بود و حتما آرزوهای دگیه هم داشت که او را باید پوره میکد سلمان من بسیار زلشده ام تو بیا که چند لحظه در زیر ایسایی هم او تراخت بشینیم و بازگرب خواد زنیم سیست بریم خوب بدر وقته که پدرست نام ایسا را برش گرفت او از زل به ایسای ناصری ایمان آورد بله بله و حتما از دیگرها شونیده بود که نام ایسای مسیح چی تداد بیمارا را شفا بخشیده بله و وقته که نام ایسای ناصری را شونید که نام ایسا او را هم شفا دادن میتونند بله امی اعتمادی او بود که خدا برش شفا داده و او را از اوی حالت نجات بخشید بله سلمان عکس نامان دیگر مردم چی بود؟ بیادر کسایی که او را مشنختن وقته که او را دیدن را میره حیران مونده بودن بله فکر میکدن که حتما باید مجیزه صورت گرفته باشن و غیر او چطور شل مادرزاد میتونه را بره خبر واقع با صورت دشار پخ شد مردم دست دست دست دیدن و شل میامدن ای فیض خدا بود که دنام ایسای مسی با وسیلی پیترس و یوهنا با او گذای شل بخشیده شد بله خوب بایادم هست وقته که ایسا دلب دریای جلیل قدم میزد پیترس امرای بیادراش مایی میگرفت بله اما هر قدر کوشش کردن مایی سید کردن نتانستن ایسا که متوجی موضوع بود برشان گفت با پشت ما بین که ما برای تان یاد بدم که چطور جانای مردمش کار کنیم بله پیترس ام بی قید و شرط اقاب ایسا روان شد یک دفعه دیگه وقته ایسا دباره تولد دوباره که منظورش تولد روحانی بود با مردم تعلیم میداد دستیاری از او رو گردان شد و رفتند خوب چرا؟ برای این که اونا فکر میکردن که ایسا فقط با اونا باید نان جسمانی و قدرت دنیایی بده وقته ایسا این وضعیت رو دید از دوازده رسول پرسان کده شما هم میخواین که من رو ترک کنین میفهمیم پیترس چی جواب برش داد؟ برایت هم نیست تو بگو پیترس برش گفت استاد پیش که بریم؟ تنها شماستین که با سخنایتان باینسان زندگی عبدی میتین بله چی جواب خوبه؟ واقعا امتور است فقط کلام ایسا است که باینسان زندگی جاوید میبخشه یک چیز جالب دیگر رو برقصه کنم در باری پیترس؟ بله در باری پیترس یک دفعه ایسا واضح در مورد کشتن خود بروی سلیب از طرف یهودی ها و بعد از سی روز زندشدنش صحبت میکن پیترس ایسا رو به گوشه برد و برش گفت خداوند من خدا نکنه که سر شمایتو واقع بیاید بسیار جالب است آن امو پیترس در مورد مرگ و زندشدن دوباره ایسای مسیح در جه میره شادت میته پس اتو معلوم میشه که پیترس در مقابل استاد و خداوند خود از اول هم اتو غیرتی بوده راست میگی قصیت نره که وقت مردم بعد از شفای گدای شل دور پیترس و یهانا جمع شدن پیترس هم از موقع استفاده کرد چی وضع مهم باجزبه کرد بله من شنیدم پیترس به اونا گفت ای مردان اسرائیلی چرا قدر تجرب کردین چرا قدر به طرف ما میبینین فکر کردین که ما با قدرت دیمداری خود ای شخص شفا بخشیدیم نخید ای کار خدای ابراهیم اصحاق یعقوب و خدای اجداد ماست که با ای موجز خدمتگذار خود ایسا را سرفراز کرده است بله ایران گفت که یعنی منظورش ایسا بود که امو ایسا است که شما با پیلاس پافشاری کردین که ارامش کنه در حاله که پیلاس میخواست او را آزاد کنه بله شما نخواستید او آزاد شوه بلکه بجای او یک قاتل آزاد ساختید شما ای مرد حیات بخش را کشتید ولی خدا او را زنده کرد ما و یهانا شاهدی واقع استیم یعنی در حاله که باید از یکی او را کشتید ما او را زنده دیدیم بگو چونی قسمت گفته ها را پترس برد بسیار جالب بود که من هم ببهمم یونس ما میفهمم و تو هم میفهمی که ما انسان ها چقدر مقرور و خودخواهستیم بله بله کارهای خود ما چی میکنه که با کارهایی که از جاد ما هم کرده همیشه با او فخر میکنه اما پترس با ای موجز بزرگ تمام افتخار خود را به خدای پدر و ایسای مصی نسبت داد و فقط او را از او دانست دقیقا همه تو را هم است که او گدای شل بنام ایسا شفایی آفت و پترس تمام قدرت و موجز را به ایسا نسبت داد تا او جلال پیدا کنه نه یکی خود او مورد ستایش مردم قرار بگیره بله راست میگی واقعا پترس چی تغییری بزرگی کده او سرشار از روح القدس است در روح القدس او به او قدرت داد که با قدرت و اختیار صحبت کنه و بسیار واضحی بگویه که شما ایسا را کشتین اما او در روز سیوم زنده شد و ما شاید استیم که او را بعد از مرک زنده دیدیم و برای یهودی ها گفت توبه کنین از گناه دست بکشین به طرف خدا بیاین تا او گناه شما را پاک بسازه بله ای روشندترین و واضحترین دعوتی بود که پترست از مردم برای روی آوردن به طرف خدا میکنه دوست های میربان وقت که مرد شالکی از روز تولد راه نرفته بود جست و خیز کنان راه رفت و همه به تحجب به طرف پترست و یوهانا شاگرده ایسای مسیه میدیدن اما پترست برشان گفت چرا به طرف من میبینین؟ ای کار ما نبود ای کار ایسای مسیه بود محبت ایسای مسیه به او شال ناومد و شکستدل شفا بخشید و درا روانش کرد رسالت ایسای مسیه محبت کردن به انسان است واقعا محبت ایسای مسیه دوست های عزیز آل یک سروت میشنیم که مطلعیش است مسیه بود بهر ما چوبان نیکو موسیقی برای نیکو موسیقی برای نیکو موسیقی برای نیکو موسیقی برای نیکو موسیقی برای نیکو موسیقی برای نیکو موسیقی برای نیکو موسیقی برای نیکو موسیقی برای نیکو دوست های عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخشی از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر علاقه دارید که به ما نامو نوشت کنید آدرست ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان آدرست ما در قبره است پی او باکس فایف سیون زیرو زیرو زیرو لیمازول سایپریس اگر به انترنت دست رسی دارید می توانید به این آدرست به ما ایمیل نوشت کنید انفو اد افغان ریدیو نقطه او آر جی تا ملاقات دیگه خداوند یار و یاور شما باشد