رانندگان و یا مسافران

  ۳۰ دقیقه

رهبری به معنای پذیرفتن مسئولیت و هدایت زندگی با هدف است. ما باور داریم که پیشرفت زمانی حاصل می‌‌شود که به‌جای مسافر بودن، خود راننده سفر زندگی شویم. مشکلات پیش خواهد آمد، اما با مسئولیت‌پذیری، استقامت و اعتماد به خدا، می‌‌توانیم خود و دیگران را به اهداف ارزشمند برسانیم. هدف ما این است که شخصیت قوی، تفکر مثبت و اراده محکم را برای آینده‌ای مبتنی بر رشد و رهبری الهام بخشیم.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

موسیقی سلام دوستای مهربان موسیقی دوستای مهربان ای آخرین برنامه اصل سلطه برنامه هاست ما کوشش خواد کده ایم که برنامه‌های دیگه هم برای رشد شخصیت شما در امور رهبری و زندگی تان طیعه کرده و به شما تقدیم کنیم دوستای مهربان ما در ای برنامه با استفاده از یک تصویر دیگه یک هنر دیگه رهبری را زیره بعث قرار می‌دهیم تصویری که امروز روی او گرم می‌زنیم تصویر رانندگان ویا دریوران و مسافران است وقتی که زندگی به مشکلات روبرو می‌شه ما اخصان دیگران را به خاطر او مرامت می‌کنیم به این ترتیب ما مثل مسافران عمل می‌کنیم نه مثل راننده اما رهبران خوب می‌دانن که آنها راننده هستن نه مسافر ویا سواری موتر وقتی کسی رانندگی را یاد می‌گیره استاد با وجودی که با شاگرد خود زحمت زیاد کشیده اما باس هم در وقت دادن کلی این موتر و راندن او به تشویش می‌باشه اما هرچی هست یک شاگرد به خاطر زحمت می‌کشه و شاگردی می‌کنه تا یک روز بتانه خودش مستقلانه موتره برانه استاد با دیدیلی با اول اجازه رانندگی را می‌ته اما برش می‌گه متوجه باشی وقتی که تو موتره می‌رانی تو دیگه یک مسافر نیستی بلکه راننده استی مرگ و زندگی مسافرین در دست تو است سواری موتر صرف به خودش متوجه می‌باشه در جریان سفر مسئولیت کسی دیگه به دوش او نیست کسی که دریور می‌شه و اختیار اشترنگ موتره به دست خود می‌گیره دیگه او یک مسافر ساده و معمولی نیست بلکه مسئولیت داره که تمام مسافرین زنده و سلامت به مقصد برسانه دریور لازم است که مثل یک مالک یک دکان کار کنه نه مثل یک کارگر عادی او دیگه نمیتونه که در مقابل سرنوشت موتر و مسافرین به تفاوت باشه او نمیتونه که فکر و ذهن خوده به چیزهای دیگه مسروف بسازه بلکه او مسئولیت داره که صرف بر رساندن سالم مسافرین و موتر خود به هدف فکر کنه و نمیتونه که مسافرین به وقت مایین به هدف برسانه راننده بودن به معنای مسئولیت پذیری و داشتن احساس مالکت است ای یک درسی مهم زندگی است که بسیار مردم هیچوقت او را یاد نمیگیرند چون نمیخواهند که یاد بگیرند مثلا میگه اگر خانمم پیسا را به جای خرش نمیکد آل می‌لیونر بودم یا مثلا میگه اگر شوورم زحمت می‌کشید آل زندگی ما بسیار خوب بود یا اگر معاملم درست امراهیم کار میکد آل ادارهی ما یکی از خوبترین اداره‌ها میشد یا اگر بچهیم در کارای دکانداری دستی من را می‌گرفت آل دکان ما به یک مقاده کلان تبدیل شده بود بعض عزیز‌ها ملامتی خود را به گردن نصیب و قسمت و یا تقدیر می‌اندازن اونا میگن ما چی که نمیتونستم این ناکامی در تقدیر ما نوشته بود در آل که تدبیر می‌تونه که اتا تقدیر هم تغییر بده ای بار انداختن ملامتی به گردن دیگر‌ها ما را نمیتونه از مسئولیتی که به حیث راننده داریم خلاص بساسیم ما اگر بخواهیم یا نخواهیم ما مسئولی رساندن مسافرین و موتر به حدف که باید به او برسیم هستیم بعضی عزیزان ما در جریان سفر زندگی خودم مثل قربانیان فکر می‌کنن که به طرز فکر و مقصدشان ایچ کانترول ندارن اونا همه چیزا به دست تقدیر و قسمت سپرده و خودشان دزبسته هم مثل مسافر می‌شینن اما رهبران آزموده و با تجربه هیچوقت خود قربانی ای قسم فکرها فکر نمیکنن ای به معنای این نیست که اونا از مشکلاتشم پوشی می‌کنن بلکه اونا می‌فهمن که در جریان سفر زندگی مشکلات پیش روی خود دارن اما با وجود او هم اونا می‌خواهن که به حیث یک رهبر و یاراننده نمسافر به زندگی خود ادامه بتن ای تر رهبران مسئولیت ترز فکر خود با حدا می‌گیرن اونا مسئولیت جواب دادن در مشکلات قبول می‌کنن ای تر رهبران مسئولیت ای را قبول می‌کنن که در سفر زندگی به کدام طرف روان هستن و به کجا می‌رسن دوست‌های عزیز آرسی جهت زندگی را که در او رهبران باید تصمیم بگیرن که راننده باشن نمسافر به شما معرفی می‌کنن اول داشتن ترز تفکر و مضبط در باری سفر زندگی دیگر بردباری دوامدار و پایدار عزم و اراده قوی در وقت روبرو شدن به مشکلات در جریان سفر زندگی وقتی که یک رهبر از قبول کدن مسئولیت کارهایی که انجام داده سرپیچی می‌کنه نسبت به هرچیز دیگر باعث رنجش پیروانش میشه مردم از رهبرهایشان به صورت واضحی ای آرزور دارن که اونا رانندهی سفر زندگی باشن نمسافر و سهل بین شنوینده عزیز شما حتما در مورد رسوایی بیل کلونتن رئیس جمهور سابق امریکا امراه مونیکا لویسکی کارمند قصر سفید اطلاع دارین در اول کلونتن به همه گافت که او با مونیکا لویسکی رابطه جنسی نداشته اما وقتی که از هر طرف سره او فشار وارد شد مجبور شد که به رسوایی خود اطراف کنه ای اطراف او باعث آزردگی یک تیدات مردم امریکا شد اما خرابتر حسن هایی بود که او با بایانی‌های پندقعی به همه چیز اطراف کرد اما باز هم اکثر مردم با شنگیدن ای اطراف پندقعی او نامید شده بودند یکی از گزارشگره‌ها ای موضوع را تحقیق کرد که چرا مردم از کلنتن رنجیده و مایوز شدند ای گزارشگره سخنرانی کلنتن‌ها ای قسم عرضیابی می‌کند برای گفتن این که او کنون زمان حرکت به جلو هست 137 کلمه تیداد کلمات اختصاصی هفته برای مذرت خواهی هیچ کلنتن که در بین مردم امریکا نفوس و محبوبیت زیاد داشت اما در او روز برای معریف کردن داشتن شخصیت قوی شکست خورد چیزی که در او وقت مردم امریکا به او ضرورت داشتن او بیان احساسات نبود بلکه داشتن یک شخصیت قوی باعث رهبرشان بود محبوبیت او در بین مردم زیاد شد ای تو رهبر‌ها واقعا راننده هستن نمسافر ای تو رهبر‌ها همه را در مجموع با خود به پیش می‌برند از شما شنوندهی عزیز دعوت می‌کنم که شما هم در سفر زندگی تان راننده باشین نمسافر بیاین به ارتباط چند سوال هم اطراح کنیم سوال اولیهیست که چی چیز ما را به ای وادار می‌کنه که خود قربانی فکر کنیم چرا مردم به عوض قبول کدن مسئولیتشان به محکمه مراجعه می‌کنن که از دگره شکایت کنن فکر می‌کنم یکی از دالایی که ما همیشه خود مزدوم ویا خود قربانی اعمال دیگرها فکر کنیم ایست که ما نمیخواییم که اشتباه ویا غلطی خود را قبول کنیم همیشه دیگرها را مقصر اشتباه خود ویا ناکامی و شکست خود می‌دانیم در حاله که خود ما مسئولیت شکست و ناکامی ویا کار خرابی که انجام شده هستیم می‌خواییم ملامتی او را به گردن دیگرها پردیم خوب به یادم هست وقتی که طفل بودم پدرم می‌گفت وقتی که در کوچه امرای بچه‌ها جنگ می‌کنی پدر ویا مادر اونا بر شکایت کدن می‌این اوش کنی پیش روی اونا خودا ملامت نشان نتی تا که می‌تونی ملامتی را سر اولادهای اونا پردی ما و شما افغان‌ها از طفولیت به این روحی کلان می‌شیم که هیچوقت ملامتی را قبول نکنیم قبول کدن مسئولیت کار خرابی که انجام شده برما بسیار شرماور و غیر قابل تحمل هست ما حاضر هستیم که روزها را به محکمه رفتن قبول کنیم اما حاضر نیستیم به کار خراب خود اعتراف کنیم و از دیگرها مذرت بخواییم وقتی که ما مسئولیتهای بزرگتره در رهبری کدن مردم به دوش می‌گیریم از این روش استفاده می‌کنیم به این خاطر ضروری است که ما بر رشت کنیم به حیث یک رهبر خوب و مسئولیت پذیر تجدید تربیت شویم در این صورت ما می‌تانیم که رهبر محبوب مردم باشیم نه یک دکتاتور یک سوال دیگر را پیش روی شما می‌مانیم آیا بین کسایی که مسئولیت را می‌پذیرند و کسایی که نمیخوایند زیر بار مسئولیت برند فرق چیست؟ فکر می‌کنم کسایی که مسئولیت پذیر استند توان اصلاح شدند و تجدید تربیه را دارند اونا مسئولیت اشتباهات خود را قبول می‌کنند و مسئولیت کارهایی را که انجام دادند می‌پذیرند اونا می‌خواهند بفهمند که در کجای کارشان نقص وجود داشت تا در آوینده او را در نظر داشته باشند و او را اصلاح کنند و کسایی که مسئولیت پذیر نیستند اونا چطور؟ نمیدونم شنونده ازیز ما امراه ما موافق است یا نی؟ من فکر می‌کنم کسی که مسئولیت پذیر نیست او نمیخواهند که کار و اعمالش اصلاح شده بیش رفت کنند او کوشش می‌کند دیگرها را مقصر اشتباه و ناکامی خود قلم داد کنند و بار شکسته به دوش اونا پرده در این صورت زیر دستا هم از او آزرده می‌شند و به صداقت براستی او شک می‌کنند شنونده ازیز آلی یک سوال دیگر را مطرح می‌کنیم سوال ایست شما یک موقعیت و یه جای در نظر بگیرین که در اونجا شما زیادتر احساس مسافر بودن هم می‌کنین تا راننده در ایتر موقعیت چی چیز باعث میشه که شما زیادتر بجایی که مثل دریور عمل کنین مثل یک مسافر عمل می‌کنین در این بار خودتان خوب فکر کنین و جوابی که به فکرتان درست باشه تحیه کنین ما شما نام دیوار بزرگ چین شنیدیم دیوار چین یکی از عجایب افغانه جهان است چینایی‌ها این دیوار عظیمه برای محافظت خود از عمله دشمنان خارجی ساختند این دیوار به اندازه عریض و برند ساخته شده که نه دشمن از سریعو تیر شده بتانه و نه در زیر او نقب شده داخل شده بتانه وقتی که این دیوار ساخته شد چینی‌ها نفس راحت کشیدن و فکر کردن دیگه هم خودشان و هم نسلای آیندهشان از حمله دشمن محفوظ استند چینایی‌ها ای قدر به این دیوار که سمبول عظمت قدرتشان بود اعتماد کردن که از تربیه خود و نسلای آینده خود برای محافظت وطنشان غافل شدند اونا فکر می‌کردن چون دیوار هست به زحمت کشیدن دیگه برای امنیت خود ضرورت ندارند اما تاریخ نشان داد که در ظرف ست سال بعد ساختن این دیوار بزرگ دشمن سی دفعه به چین داخل شد دشمنان چین نه از سر دیوار تیر شدن و نه در زیر اون نقب زدن بلکه اونا از راه دروازه‌ها داخل شدن دشمنان چین به محافظین دروازه‌ها رشوت دادن و بدون کدام مشکل از راه دروازه‌ها داخل شدن در این دور و زمانه ای که ما و شما زندگی می‌کنیم ما و شما چقدر پور و قوت خود را برای ظاهر سازی و برای ساختن این طور دیوار‌ها به دور خود مسرف می‌کنیم ما کوشش می‌کنیم که ظاهر خود را به شکل بسازیم که در مقابل هر پیش آمد ناگوار مقامت کرده بتانه با تحصیل بگوییم که به تربیه و تقویی باطن خود توجوه نمیکنیم ما به درون قلب خود نمیبینیم که در اون چی نتوانی‌های وجود دارد ما کوشش نمی کنیم که این نتوانی‌ها را بر طرف گرده درون خود را قوی بسازیم دقیقت اکثر ما و شما در تقویی کردن درون خود کمتوجویی می‌کنیم دقیقت این درون هست که بیرون ما را شکل و استقامت میتر ما با تظاهر و ظاهر سازی نمیتونیم نتوانی‌های درونی خود را تغییر داده درست کنیم ما به شما پیشنهاد می‌کنیم که درون دل خود توجوی کنید و اون را به دیوار تبدیل کنید که بدیها در اون نفوز کده نتانه شنوینده ازیز در کدام بخش‌های زندگی شما نتانستین که مثل یک دریوار عمل کنین در کدام جهت زندگی شما مثل گوصفندان قربانی ویا مسافر بودین و اجازه دادین که شرایط مسیر زندگی شما را تیین کنه شما می‌توانین این جهت‌های زندگی را لست کنید مثلا در زندگی کانوادگی شما مثل راننده عمل نمیکنین و می‌گین چی فرق می‌کنه وال سرین هرچی پیش آمد و خوش آمد وقتinaudible این وقت را فکر کنین که شما در اون جهت زندگی چطور می‌توانین که بحیوز مسافر تصمیم هایی که در این باره گرفتین اونا را هم لست کنین بعد از او کوشش کنین که به نوبت هر یکی اونا را در زندگی خود عملی کنین به این ترتیب شما می‌توانین که از شکل مسافر بودن در زندگی که فقط سیلبین دیگرها باشین براننده زندگی تان مبدل شوید آیا چطور می‌توانین که با عمل و تمرین کدن خود را برای دریور بودن در زندگی آماده بسازین بطور مثال اکثر ما و شما برای دعوت کدن مردم با یک کار نیک و خوب می‌شرمیم ویا جرعت نمی کنیم بله از این خاطر می‌شرمیم ویا جرعت نمی کنیم که می‌ترسیم مردم با ما خواد گفتن که شما چی کار هستین که با ما نصیت می‌کنین یا با ما این گفت می‌زنین برای غلبه کدن به این قسم حالت و دریور شدن در زندگی شما می‌بینین که امساهای شما جنگلی‌های خود را در کوچه می‌اندازن که باعث کسافات می‌شد یک وقت اختصاص بتین و به هر یک امساها سر بزنین و به اونا پیشنهاد کنین که چطور می‌تانین این مشکل را عل کنین دوست‌های مهربان ما و شما افغان‌ها از دهات زیر اسم راوات و شکل زندگی بطرف ایرشت کدیم که در سفر زندگی اکثرا با عوض دریور مسافر باشیم این مسافر بودن در سفر زندگی اکثرا مانه پیشرفت ما در زندگی می‌شد ما مثل مسافر منتظر می‌شینیم تا کس دیگر در زندگی ما مثل راننده عمل کنه و یک حرکت و پیشرفت باوجود بیاره بیتر از خود ما دست بکار شده هر یکی ما دریور زندگی خود شویم به این ترتیب در زندگی شخصی هر کدام ما یک حرکت باوجود می‌آهد و این حرکت باعث به حرکت آوردن کل جامعه به طرف پیشرفت و ترقی می‌شد منظور ما از تیاهی این برنامه هایی است که شما هم وطنان عزیز اگر محسل استین و یا کارمند دولت اگر دوکاندار استین و یا زمیندار و کساب کار و یا اتا فیلن کار ندارین و در طلاش یافتن کار استین در زندگی تان پیشرفت کنین خوب دوستهای مهربان به امید پوره شدن این آرزو شما را به شنیدن یک آهنگ دوت می‌کنیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوستهای مهربان شما آهنگ شنیدن اتمنان دارم که شنیدنش احساس خوشی کدین ما در باره سفر زندگی گفتیدیم و گفتیم که در این سفر به عوضی که مسافر باشیم بهتر از کراننده باشیم منظور ما هست دریور بودن هی بود که در این سفر صرف مثل سایلبین عمل نکنیم بلکه بفهمیم که هدف ما از این سفر چیست با کجا می‌خواهیم که برسیم و با چی ترتیب می‌تانیم که به هدف خود برسیم ما آن به شما شخصی را معرفی می‌کنیم که او تانست مثل رالنده در سفر زندگی عمل کنه و تعداد زیادی مردم به هدف برسانه که می‌خواستن به او برسن این شخص عزیز موسیقی وقتی از مادر اسرائیلی خود تولد شد که اونا در مصر در بیوتنی و ماجرت زندگی می‌کدن پادشای مصر عمر کده بود زنهای اسرائیلی که بچه به دنیا می‌ارن بچه‌های اونا کشته شود اما موسیقی از مرق نجات یافت و در خانه پادشا که عمر قتل اونا را سادر کده بود کلان شد او در بار پادشایان فرهان علم و کمال حاصل کد و فهمید که اصل و نسبش از کجاست و قوم او در مصر در حالت غلامی زندگی می‌کند یک روز وقتی که او دید که یک مستی سر یکی از قومهای او ظلم می‌کند غیرتش به جوش آمد و او مستی را کاشت و خودش از مصر فرار کد وقتی که او از مصر دور رفت عروسی کد و به چوبانی در دشت مسروف شد وقتی که او در دشت مسروف چوبانی بود خدا برش ظاهر شد و به او گفت که پس به مصر بره و قوم خودا از غلامی نجات داده به وطن اصلیشان قیکنهان بود رهنمائی کنه موسا که چل ساله در دربار فراون و چل ساله در صحرا به چوبانی تیر کده بود پس به مصر رفت که قوم خود رهنمائی کنه تا از غلامی خلاص شده به وطن اصلیشان برسند موسا در بین قوم خود مثل یک رواننده عمل کد او قوم خودا به خلاص شدن از غلامی در مصر رهنمائی کد اما در جریان سفر به طرف هدفشان که رسیدن و سرزمین اصلیشان یعنی کنهان بود قوم موسا به تکرار هم در مقابل خدا و هم در مقابل موسا نافرمانی کدند در کتاب مقدس می‌خانیم چنان که گفته بودی که یهوه درخشم و بسیار می‌ربان است آمرزنده گناهان اصیان است پس گناه این قوم را بر حسر عزمت رحمت خود بیامرس چنان که این قوم را از مصر تا اینجا آوردی حضرت موسا واقعا رهبر بزرگ و راهنده خود و قوم خود در جریان سفر به سرزمین اصلیشان کنهان بود در حال که قوم مرتکب گناه شده بود اما او به خاطر اونا به حضور خدا شفاعت عفاشدن اونا را می‌کنه امیدوار هستیم که ما شما نتنها به حرکت آورده زندگی خود و راهنده سفر زندگی خود شویم بلکه برای دیگرها هم در ای را کمک کنیم که بتانن به عدفشان برسن قال شما را به شمیدن یک شرودی روحانی دوت می‌کنیم صدوار صدوار صدوار صدوار ای برای خدا که خونه خود را فیدان کردی از همه خواهی جهان مردم را کردی صدوار براها صدوار خورمه صدوار جناب صدوار قدرت صدوار مراهستش صدوار سیتایش صدوار حمد و تمجیب صدوار شکر گذاغی خدوش خدوش خدوش خدوه بر خدای خدر منتقل بود و آست و می‌آید خوبه خوره از جلالت اسمان و زمین صدوار صدوار صدوار صدوار ای برای خدا که خونه خود را فیدان کردی از همه خواهی جهان مردم را کردی صدوار براها صدوار خورمه صدوار جناب صدوار خورمه صدوار مراهستش صدوار سیتایش صدوار حمد و تمجیب صدوار شکر گذاغی صدوار خواهی جناب صدوار خورمه صدوار خواهی سیتایش صدوار خورمه صدوار خواهی جناب صدوار خورمه موسیقی موسیقی دوستهای عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخشی از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر علاقه دارید که به ما نام نوشت کنید آدرس ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان آدرس ما در قبره است صدای زندگی صندوق پاکستان آدرس ما در قبره است اگر به انترنت تسرسی دارید می‌تانید به این آدرس بما ایمیل نوشت کنید تا ملاقات دیگه خداوند یار و یاور شما باشد