۷ دقیقه ۱ ثانیه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
رساله دوم پولس رسول به قرنطیان دوم قرنطیان فصل 11 امیدوارم از سخنان من که تا اندازی احمقانه است نراحت نشوید. خواهش میکنم آن را تحمل کنید. علاقه من نسبت به شما علاقه است خدایی. زیرا من شما را به انوان یک دختر پاک دامن به عقد مسیح داراورده و به او تقدیم نمودم. اما اکنون میترسم. همانطور که هوا به وسیله زیرکی مار فریب خورد افکار شما نیست از ارادت و اخلاسی که به مسیح دارد منحرف شود. زیرا اگر کسی پیش شما بیاید و ایسای دیگری جز آن ایسای را که ما به شما اعلام کردیم اعلام کند. آیا با خوشحالی او را قبول نمی کنید؟ و آیا حاضر نیستید با خوشحالی روح غیر از آن چه قبلا پذیرفته بودید بپذیرید ویا مجده غیر از آن چه قبلا به شما داده شده بود قبول کنید؟ گمان نمی کنم من از آن رسولان عالی مقام شما کمتر باشم. شاید ناطق خوب نباشم ولی می دانم در باره چی سخن می گویم. ما این را در هر فرصت و هر مورد ثابت کرده ایم. من انجیل را مفت مجانی به شما رسانیدم. من خود را حقیر ساختم تا شما سرفراز شوید. آیا با این کار من مرتکب گناه شدم؟ من معاش خود را از کلیسه های دیگر گرفتم ویا به اسطلاح آنها را غارت کردم تا بتوانم مفت به شما خدمت کنم. ووقتی با شما بودم با وجود این که به پول احتیاج داشتم بر هیچ چک از شما بار نشدم بلکه وقتی برادران از مقدونیه آمدند احتیاجات مرا رفع نمودند. من هرگز بر شما بار نشدم و در آینده نیز نخواهم شد. چنان که راستی مسیح در زندگی من است میگویم که هیچ چیز نمیتواند مانه فخر من در تمام سرزمین یونان باشد. چرا کمک شما را قبول نکردم؟ چون شما را دوست ندارم؟ نه خدا میداند که شما را دوست دارم. من به این کار ادامه خواهم داد تا ادعای کسانی را که با غرور میگویند رسالت آنها و رسالت ما یک قسم هست خونسا سازم. زیرا این اشخاص رسولان دروغین و خادمین فریبکار هستند که خود را به شکل رسولان مسیح در می آورند. این چیز عجیب نیست. شیطان هم خود را به صورت فرشته نور در می آورد. پس اگر خادمین او خود را خدمتگزاران ادالت و نیکویی جلوه دهند جای تحجاب نیست در آقابت متابق اعمالشان جزا خوانی آفد. تقرار می کنم. هیچ کس پرا احمق نداند. ولی اگر درباره من این طرف فکر میکنید پس اقلا من را مثل یک احمق بپذیرید تا بتوانم کمی به خود افتخار کنم. الان از روی غرور و مثل یک آدم احمق از خود تعریف میکنم و نمثل یک مسیحی. چون بسیاری به امتیازات دنیاوی خیش فخر میکنند من هم میخواهم به امتیازات خود فخر کنم. شما باید چقدر روشن فکر باشید که میتوانید این طور با افراد احمق مدارا کنید. البته اگر کسی شما را به بردگی در آورد یا استثمار نماید یا از شما بهربرداری کند یا به چشم حقارت به شما نگاه کند و یا به صورت تان سلی زند حتما نراحت نخواهید شد. با شرمساری باید بگویم که به علت ضعف خودمو بود که نتمانستیم این کارها را انجام دهیم. اما اگر کسی جرعت کند که به چیزی فخر کند من کمتر از او نیستم. گفتم که مثل یک نادان حرف میزنم. آیا آنها ابرانی هستند؟ من هم هستم. آیا استرائیلی هستند؟ من هم هستم. آیا فرزندان ابراهیم هستند؟ من هم هستم. آیا آنها خادمین مسیح هستند؟ من بیش از آنها او را خدمت کردم. باز مثل یک دیوانه حرف میزنم. من بیش از آنها زحمت کشیدم و بیش از آنها در زندان بودم. دفعات بشمار چوب خورده و چندین بار با مرق روبرو شدم. یهودیان من را پنج بار و هر بار سی و نو دره زدن و سی بار از رومیان چوب خوردم و یک بار هم سنگ سار شدم. سی بار شکست کشتی شدم و یک شب و یک روز دست خوش امواج دریا بودم. در مسافرت های خود با خطر سیل و رهزنان روبرو بودم و از دست یهودیان و غیر یهودیان و برادران دروغین در شهر و بیابان و دریا با مرق روبرو شدم. من متحمل سختی ها، زحمات، بیخابی ها، گرستنگی و تشنگی فراوان شدم و غالباً بدون خوراک و لباس کافی سرمایه سخت زمستان را تیر کردم. از آن گذشته، نگرانی برای تمام کلیساها بارست که شب و روز بردوش من است. وقتی یکی ضعیف است، آیا من در زعف او شریک نیستم؟ و اگر کسی لخزش بخورد، آیا من آتش نمی گیرم؟ اگر مجبورم فخر کنم، با آن چیزهای خواهم بارید که زعف مرا نشان می دهند. خدا، پدر ایسا خداوند، تا عبد سپاس به نام اوباد می داند که من دروغ نمی گویم. وقتی در دمشق بودم، والی آنجا که از طرف حارس پاتشا به این مقام منصوب شده بود فرمان داد که نگهبانان شهر مرا دستگیر کنند. اما برادران به وسیله سبده از پنجرهی که در دیوار شهر بود، من را پایین پرستادند و از دست او فرار کردم.