۲۹ دقیقه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
موسیقی ما و ایمان ما موسیقی از نشرات رادیو صدای زندگی موسیقی دوستان شنونده ازیز رادیو صدای زندگی سلام عرض می کنیم امید از که جسمان و روحان جور و سرحال باشین دوستای گرامی اگر از هر پیروع ایسای مسیح چی در افغانستان و چی در خارج از افغانستان بپرسین که یکی از عروضوهای قلبی خود برسن بگوید موسیقی یعنی پیام محبت و سلح و سلامتی دائمی دوستای ازیز من باور دارم که هر پیروع ایسای مسیح که در زندگی خود ای محبت و سلح و سلامتی را تجربه کده خواهش داره که او را به دگه بیادرها و خوهرهای افغان خود بخش کنه همطور که ایسای مسیح خودش میگه که سلامتی برای شما به جا میگذارم من سلامتی خود را به شما میدهم دوستای ازیز آرزو و دعای قلبی مایی است که روز منحس افغان با افغان بیشینم و در مورد خدا و شناخت ازو صوبتای شیرین و دوستانه داشته باشیم گذشته ازی که از کدام ملیت، زبان یا عقیده باشیم دوستای ازیز پیام امروز ما در مورد ازیز که ایسای مسیح کیه است؟ دوستای ازیز به نظر شما ایسای مسیح کیه است؟ همه جان سلام والیکوم بچه صبحتان بتاه ای از سال نو تان مبارک باشا سال نو تو هم مبارک باشا حمد جان، سال نو تو هم مبارک باشا باست چرا پشتون یک ایه ترش هست؟ در این روز نروز خوشی می کنن؟ چه خوش هستی بابا؟ چه خوش هستی؟ همه خوشی تو چیست ما و بابا ما باست حالی چی قاری میکنی؟ در این روز نروز خوشی میکنن؟ چه خوش هستی بابا؟ چه خوش هستی؟ همه خوشی تو چیست ما و بابا ما باست حالی چی قاری میکنی؟ والا مادر همه تو هم خدا و رسیسته که زور آدمی سی من مالش کمم گشنست کار نمی آفم ایسو من جب خرچ خود را ندارم یتیم هم هستم، بیپدر هم هستم که آمدی که نروز تبریکی باجیم جان مادر مندوم در روز نروز همه روز خوبش هست که منتو تبریکی بدم ادیه کدر روز بطل آلانیت باشه حالا بدر چی گفت شده سره؟ چرا قدر دلت افسرده هست؟ شکر صحت و سلامت هستی تا هل گشنه و تشنه نماندی تو باید خدایت را شکر کنی مگرم تو را که میبینیم همیشه پشانی چملکی داره افسرد افسرد که بیادرم هستیم 24 ساعت کردی تا غیرم میخوانی میخوانی میخوانی بچه نیکو را ببینی یک دانه ماشینگا را گرفته یک سی سندو دور استاق کرده یه زگه این خونه بابا و بابا تلانه تا پیدا کرده آمدی برای من کتاب میخوانی که باشه که من یه زگه یک چیز شده موانه بر سیدکو احمد جان دیگه در این روز نروز تو این قصارا میکنی یک ذره شرم یک ذره وایه تا به که یه قسم تو پیش میری؟ این داره فقط قرض نداده که نانش آوا بیاری تو بازا مزیدی از مایی سیکو سر بسته میکنی زورا درمیستی والا این را بیانه ببینی درمی شروع سال نو بیقد جنگ و دوا نکنین بیاین از اونکره مایی و جلبی میکنین نچای ببایی از اونکره یک دانه چای سیاه برمو ترک دم کن که امید بخت ما وارد سیاه ببایی میگه بیایی جلبی میکنی تو چای تلخ میکنی؟ زورا درمیستی مایی و جلبی از کجا شد؟ ما چای تلخ ناند خوششونم میکنیم تو آمده بیادا که مایی و جلبی میخونیم ببایی گوگو نه از کجا کردی؟ این روز نامزاد دختر ی همسایه برش نوروزی آورده بودن باز مایی و جلبی یک ذره بره ما هم روان کردن این ببانی را میگن این رو اگر نامزاد داری یا نداری این رو مایی و جلبی پشتیده از بگی بخو بچهم خدا شما را برسانه که نامزاد شوید چقدر وسه و ارمان دار مادر جان امی قربان سر چون امی دستکهایت را ماش میکنم تیزه کن که امی آره امی هیچ چیز در دنیا مره خوشم نمی آره چی غم داری؟ چی قصه داری بیادا؟ امی دل هم کتابچه نیست که وازش کنم براتم یا داشتای دل من را ببینی این تو بیادا را چی کنی که از آن بیادا را خبر نداره ما امیالا همه کار در زندگی خود باز آمده ایم که توبه است چرس را مرسو نکشیدیم الله بچهم این چی نشنام؟ تو چرس نکشی؟ خدایا این چی حال است؟ این اولادای من را ببین خدایا این چی حال است؟ چی حال است؟ خدا نمیخواهی که تو این قصم زندگی را پیش کنی من امروز برتی این خبر خوش دارم میخواهیم که این خبر خوش من را تو بشنویم بگو من دوام را خود خبر را خوش نشنیدم بیا که پیش ورسی بریم اینجا بشین بگو این طبیعت را ببین خدای این حال تازه و نو میشه خداوند هر فصل به ما و شما یک برکت داره بسیاری مردم درست است که زمستان را خوش ندارند مثل خودت وارد که هم از زمستان گله دارید هم از تابستان گله دارید بسیاری مردم مثل خودت وارد مگرم امی که برف سفهی در هر جای میباره روی زمین را میپشانه مثل این است که خداوند امروز شما گپ میزنه خداوند هم گناه شما را من میبخشم دهین توبه کنین اعتراف کنین توبه کنین و من مثل برف گناه شما را پاک میصازم سفید میصازم در تابستان ببین که فصل فروانیست حاصلات است مردم میوردارند میوه است دانه است ترکاریست این کلش نیمتهاییست که خداوند برمون شما داده همه تو نیست بیادر بگو ولا بیادر جان قربانه چون خوبه که خدایم این چیز است که خدا هم خوش می شه کلیگ هم خوش می شه مادرت هم ازت خوش می باشه من می خواهم که باز طرف از این بیرون سکنی سکنی این طبیعت هست بهار که می شه، سال نو که می شه خداهاند می گه که اینه یک چانس دیگه هم برتان می توم که تصمیمای نو بگیرین زندگی را از نو شروع کنین خداهاند از طریق این طبیعت برای ما شما می فاهمانه به ما هر سال زندگی تازه و نو می ده امطور که ایسای مسیح با آمادن خود داروی زمین گناه گذشته ما را مثل برت سفید پاک ساخت بر ما زندگی تازه و نو داد مثل بهار ایسای مسیح بر ما شما زندگی تازه و نو می ده بادر، همه تا یک گفت دیگر شنیدم همه ایسا ایسا گفتی در پانیش هم گفتی ایسای مسیح همه ایسای مسیح را برای ما خب بگو هنه ای کدام آدم بود که ما بشناسه می شن دوسته عزیز سلام عرض می کنیم از خداوند تالا می خواییم که جسمان و روحان سهت و سلامت باشین آله در مورد یک بخش بسیار مهمه از ایمان خود امرویتان صحبت خواد کدیم که عبارت از ای که ایسای مسیح کی است و رابطه از او با خدا و با انسان چی می باشه مگرم اول خلاصی از شرح زندگی او را دروی زمین که در کتاب مقدس انجیل نوشته شده برتان ذکر می کنیم موسیقی خب یک روز جبرائیل امین فرشته خدا و دختر باکری که مریم نام داشت خبر داد که صاحب یک بشه خواد شد که باید نام از او را ایسا بانه ای بچه پسر حضرت اعلا نامیده خواد شد که پادشایی از او جاویدانی خواد بود وقتی که جبرائیل ای پیغامه بر مریم می رسانه ای خبر عملی شدن همو پیشگویی را نشان می ته که افصاد سال پیشتر اشیای نبی در کتاب خود در مورد آمدن ایسای مسیح امی پیشگویی را کده بود که نشان کده بود باکره هاملا شده پسر خواد زایید خب بعد از او ایسا در یک شاره کوچک نزدیک هورشالیم که بنام بیت الله هم یاد می شد جایی که داود نبی هزار سال پیش به دنیا آمده بود یک نبی دیگه به نام میکای نبی که مثل اشیای نبی افصاد سال پیش زندگی می کد ای پیشگویی کده بود که گفته بود ای بیت الله هم افراتا اگرچه در هزاراهای یهودا کوچک هستی از تو برای من کسی بیرون خواهد آمد که بر قوم من اسرائیل حکمرانی خواهد نمود و طلوهای او از قدیم و از ایام ازل بوده است خوب در وقت تولد در وقت تولد ایسای مسیح امی فرشته ای واقعه را به چپانهایی که در نزدیکای بیت الله هم مصروف چراندن گزپندهای خود بودند به اونا ایلان کد و گفت که این اک بشارت خوش عظیم به شما می دهم که برای جمعی قوم خواهد بود که امروز برای شما در شهر داود نجادهندهی که مسیح خداون باشد متولد شد مریم زن یوسف نجار شد یوسف سرپرستی ایسا را در طفولیتش به دست گرفت ایسا هم در وقت که جوان شد در شهر ناصره که در اونجا بزرگ شده بود همین شغل نجاری را داشت تا که سی ساله شد تا سن سی سالگی ایسای مسیح به مردم می تعلیم داد و نه هم کدام موجزه نشان داد و مردم نمی فامیدن که او امو مسیح وعد شده است که در انتظارش هستند وقت که ایسای مسیح تقریبا سی ساله شد وقت از ای رسید که امو خدمت را که برای از او آمده بود در این دنیا شروع کنند از امی خاطر ناصره را ترکد و پیش یهیه نبی رفت در اون وقت یهیه نبی پیغام خدا را بر بی سری کسایی که در اطرافش جمع می شدند می رساند و اونا را به طوبه دوت می کند و اونایی که طوبه می کند در دریای اردن به نشانه پاکی از گنا اونا را در آب غتم می کند و تحمید می داد اگرچه ایسا در تمام زندگیش هرگز کدام گنای را مرتکم نشده بود ولی از یهیه تحمیدنده خواهش کد که او را تحمید بده و یهیه هم از او اطاعت کد وقت که ایسا از او بیرون آمد روح خدا به صورت کبوتر از آسمان نازل شد و صدای خدا را هم ایسای مسی و هم یهیه نبی شنیدند که می گفت ایناست به سر حبیب من که از او خشنودم دستوار اصیز در برنامه های بعدی خود ما در مورد معنای پسر خدا بر شما تشریحات خواهد دادیم خوب بعد از تحمید خود ایسا به بیابان میره و در او جا برمدت چل روز روزه می گیره و ده دعا می باشه در ای وقت شیطان البته با اجازه خداوند پیش از او می آیه و می خواهد که او را وسوسه کنم منحصر یک انسان او را وسوسه کنه که از خدا سرپیچی کنه و تابیت از شیطان کنه ولی شیطان سرش پیروز نمی شه ایسای مسیح بعد از پیروزی سر شیطان پیش یهیه برگشت می کنه و وقتی که یهیه ایسای مسیح را می بینه دمو لحظه امرای شاگرتای خود می باشه و برشان میگه که اینست بر رعی خدا که گناه جهان را بر می دارد بر هرکس بینی که روح نازل شده بر او قرار گرفت همانست او که بر روح القص تعمید می دهد و من دیده شهادت می دهم که اینست به سر خدا دستو ازیس مقصد از یهیه نبی ازی که ایسا را بر رعی خدا می گفت ای بود که ایسای مسیح بر گناه های بشر قربانی خواد شد حتی در او زمان که قربانی نشده بود یهیه ای پیشگوی را کرد بعد از او ایسا شروع به انتخاب کردن شاگرداش کرد و از بین تمام شاگردا دوازده نفره به نام رسولهای خود تعین کرد رسولها کسایی بودند که شاهدین کارها و اعمال و موجزات و تعلیمات ایسای مسیح بودند و بعد این رسالت را به دگره رساندند ای اشخاص مردم های بزرگ و تحصیل کده نبودند مثلا یه پتروس و یه هنا و بعض دگیشان مایگیر بودند حتی متا باشگیر بود ولی اونا متوجه شدند که ایسا اموم مسیح وعدشده می باشد از این خاطر شغلای مختلف خودا ایلا کدند و بدون از این که در انتظار پول یا درامت مادی باشند استاد خودا در حدود سه سال پیروی کدند و در همه جا پیاده از پشت زو روان بودند در این مدت ایسا اونا را آماده کارهای میکد که بعد از سعودش باسمان او کارها را انجام بدند بعد از او ایسا مثل یه یا به مایز دادن مردم شروع کرد اولین حرف که زد ای بود که بر مردم گفت وقت تمام شد و ملکوت خودا نزدیک است پس توبه کنید و به انجیل یعنی به ای مجده ایمان بیاورید ایسا کلام خودا را در عبادتگاه ها یا در منازل مردم یا وقت که دور و برش جمع میشدن در سر طبع ها یا در کنار دریاچه جلیل بر مردم بیان میکد و موزه میکد تمام کارهای مدت ایسا را در حدود سه سال پیروی کند بیان میکد و موزه میکد تمام کسای که فرمودهای سای مسیر را میشنیدن از حکمت و قادرت او در سخن گفتن متعجب میشدن چرا که او مثل پیغمبرا سخن نمیگفت بلکه با اعتبار الهی مثل خدا سخن میگفت مثلا تمام انبیاء گفته بودن بشنوید آن چرا خدا به شما میگوید ولی وقتی که ایسای مسیر به مردم سخن میگفت میگفت که من به شما میگویم ایسا شروع به شفای بیمارهایی که نزده زومی آمدند و اونا را به وسیل کلام خود یا به وسیل دزگذاشتن در سرشان یا در رویشان اونا را شفا میداد یک نفر که گرفتار بیماری جزام بود در پاهای ایسای مسیر افتاد و گفت اگر بخواهی میتوانی مرا تاهر بسازی ایسا برزو جواب داد میخواهم تاهر شوی دستای خدا سر روی ای مرد جزامی گذاشت او مرد فورا شفای کامل پیدا کرد بسیاری از کسایی که روح ناپاک و تاریک در خود داشتند پش ایسا آمدند و او با کلام خود این اجنحا و دیوهارا از اونا بیرون کرد او به چشمای کور دست گذاشت کور مادرزاد و چشمایش فورا بینایی پیدا کرد ایسا حتی بچه نفر از مردها زندگی داد بس این چیز طبیعی هست که یکداد از مردم به نمال او روان شدند و ایسا یکان وقت به اندازه مشغول تعلیم دادن و شفای مردم می شد که حتی فرصت برقضا خوردن نداشت او احتیاجات شخصی خود رو فراموش میکد چرا که همیشه در فکر محبت به دیگرها بود هرگز حتی یک دفعه بر فایده یا سود شخصی خود موجزه نکد و هیچوقت از قدرت خود بر تعجب کدن مردم استفاده نکد تمام کارای موجز آسائش و بخاطر آسائش و نجات مردم، مردم بیمار در مند بود تا به این طریق محبت خدا را به اونا آشکار بسازه یک روز که ایسا مردم فقیر و بیچارا و نیازمند در اطراف خود دید از اونا دعوت کرد و گفت بیایید نزد من ای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید از تمام کسایی که پیش از دنیا مدند، هیچ کس ناومید برگشت نمیکد دوستای عزیز، من فکر می کنم که وقت پرورام به پایان رسیده از این خاطر بقیه داستان زندگی ایسای مسیر را به برنامه های آینده می مانیم و از خداوان می خواهیم که خداوان به شما برکت بده و کمک کنه که ایسای مسیر را بهتر بشناسید تا او سوی تفاهمات که تمرد ایسای مسیر خواه نخواه در پیش شما هست، ای سوی تفاهمات رفت شود تولد ایسای مسیر، تعلیمات از او، محبت از او، موجزات از او همش ثابت می سازد که ایسا بالاتر از یک نبی و یک پیغمبر است و بالاتر از همه است تا ما از او پیروی کنیم ایسای مسیر می گه بیایید نزد من ای تمام زحمت کشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان موسیقی در اینجاهان
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹