۳۰ دقیقه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
PYM JBZ جلال جان و ازمرای جان به درس امروز خوش آمدین خوش باشین استاد تشکر استاد زنده باشین آزر هستیم که به درس شروع کنیم؟ بله بله استاد شروع کنیم ازمرای جان ایتون شروع کنیم گفتیم مثل که آدم به خوردن کدام نان مزدار انتظار می کشه استاد اطور معلوم می شه که ازمرای جان شکمک خود خوب دوست داره استاد ای درس که شما به ما می تین از نان مزدار همکده خوب تره آه درست گفتین امتونی که بدن انسان به خوراک ضرورت داره روح ما هم به خوراک ضرورت داره خوراک مزدار روح ما کلام خداست جلال جان شنیدی؟ خب بیاین که از درس کذاشته یاد آوری کنیم و بعد از او به درس نو شروع کنیم ما درس کذاشته در باری چی خاندیم؟ استاد شما قصه او خانم پاکستانی را کردید بله استاد امید هستید که خدا را پدر خود خطاب کنه فکر می کند که خدا را پدر خطاب کنه شرک است آدم گناکار می شه ازماره جان شما درست گفتین ما ای را خاندیم که پیروای ایسای مسیح چی هستن برگذیدگان و یا انتخاب شده های خدا هستن خدای قادر مطلق ما را به فرزندی روحانی خود قبول کده و او پدر آسمانی روحانی ما و شماست وقته که ما می گیم ای پدر آسمانی ما منظور ما از ارتباط روحانی ما با خداست نه ارتباط جسمانی او خانم پاکستانی وقته که امرای خدای قادر مطلق به حس پدر آسمانی خود گب زد احساس آرامش کرد ما هم هر وقت که دعا می کنم و می گم ای پدر آسمانی ما تو ما را چقدر دوست داری در دلیم احساس بسیار آرامش می کنم ما ای را هم گفتیم که پدر جسمانی ما امکان داره که یکان وقت وقتی که ما به او زیاد نمی تانیم برسیم از ما خفه شد و محبتش به ما کم شد اما پدر آسمانی ما ما را به حد اندازه دوست داره دوستی و محبت او به ما چیست؟ بی قید شرط است بله محبت از او به کارهای ما هیچ ارتباط نداره در تمام آلات او ما را دوست داره و او مثل پدر زمینی ما نیست که ما را محبت خود را کمتر بده و یا زیادتر بده به ما بله شکر است که شما درس گذشتر را خوب یاد آوری کده این از این مالم بشه که درس را خوب به شوق می خوانید شنونده عزیز اگر در مورد برنامه های ما نظرات انتقادات و پیشنهادات داشته باشید می توانید به این نمبر تیلیفون با ما درتماس شوید 001 541 550 571 31 آره بیانید که به درس نو شروع کنیم در درس امروز ما در باری دو موضوع می خوانیم اول وقتی که ما از پدر آسمانی خود قار کرد دور می شیم او همیشه حاضر است که ما را دوباره با آغوش باز به حضور خود قبول کنه استاد من بر شما یک قصه را می کنم که ای از خاطرات زندگی ماست که یک روز پدرم سرما بیست قار شد تا روی که پیشتن هم بر شما گفتم که من چند رتبات خوش و یا خوب با پدر خود نداشتم یک زمانه که پدرم سرما قار شد من را از خانه کشید واز من رفتم خانه مامایم وقتی که خانه مامایم رفتم مامایم بسیار کوشش کرد که پس این رابطه ما را با پدرم برقرار بسازد همه وقتی را قبول نکده و همه وقتی را هشتی نکد اما من خدا را شکر میکنم که پدر آسمانی ما این قسم نیسته من خدا را شکر میکنم در یادم نیست که بین ما و پدرم اتاق واقع شده باشه خدا را شکر بکش که پدر خوب داری در انجیل یک قصه بسیار جالب است که من خلاصی او را به شما میگویم از این قصه ما و شما میتونیم که محبت بپایان بله بفرمایید بگوین در این وقت جایداد خود را فروخت و به یک ملک بسیار دور رفت و تمام پیسای خود را سر آیاشی و چیزهای بیوده مصرف کرد در اون وقت در اون ملک قهدی بسیار شدید رخ داد او هیچ چیز برای خوردن نداشت او مجبور شد که صرف به شکم خوکچران یک نفر شد و با خوردن خوراک خوکا شکم خود را سیر میکرد یک دفعه به فکرش آمد او از بلدان گشنگی نزدیک هست که بمره اما نوکرهای پدرش ها حالا از اونکده نان خوب میخورد او امرهای خود گفت من پس پیش پدرم میرم اگر من را به حیث نوکر خودم قبول کنه اظهار کده برم بسیار خوب است او پس به طرف خانه پدر خود روار شد پدرش که همیشه منتظر آمدن بچه خود بود او رو از دور دید خوب خودماره جان آره شما بگوین که پدر با ای بچهش که آبرویش را پیش همه ریختانده بود باید چی میکد؟ پدرش باید به نوکرهای خود همه رو میکد که او را در خانهش نمانه که داخل شوه او به نوکرهای خود میگفت که من او را نمشناسم او هله بچه من نیست من او را آق کده ایم جلال جان چی میگی؟ او بچهش بود او خود نمیتونست بچه خود دروازی خانه خود نمانه او بچه که آبرو یه او بچاره را ریختاند و آبروی پدر خود را در زمین زد دیگه او چی حق تاش که او بچه از او باشه و با کدام روی او پس میتونست که خانه بره؟ به نظر من اول او را خوب جذا میداد که میفهمید ریختاندند آبروی پدر چقدر مهم است بعد از او برش اجازه میداد از مرای جان روی که در آرزوی مرگ پدر خود باشه که چه وقت او میموره که میرازش بگیره او بچه دیگه حق نداره که بچه از او باشه خدا اوروز نه یاره اگر بچه من ای کار کنه من حقش میکنم و نمیخوایم که دیگه هیچ وقت رویش در روی من بزنه شما که این قصه را شنیدین این قصه را اولین دفعه ایسای مسیح گفته خوب آره گوش بگیرین که قصه چطور آخر میشه خوب بچه ها جالب هست آره بگیرین گفت من صحیح میشه یا جلال جان صحیح کزمرای جان من از خودت کده با تجربه هستم سنم هم زیادتر هست حتما گفت من صحیح هست خوب آره گوش بگیرین وقتی که پدرش او را از دور دید دلش به حال او سخت و به طرف او دوید او را در بغل خود گرفت او برده شد او را صحیح بگیرین و با محبت زیاد او را بوسه کد بچهش برش گفت پدر من به تو و بخدا گناه کدیم من هیچ حق ندارم که به نام بچه تو یاد شوم اما پدرش به نوکرهای خود امر کده گفت زود برین بیترین چپن را بیارین با او بپوشانین انگشتری با انگشتش و بوتا با پایایش کنین برین یک گوصانه چاق علال کنین جشن بگیرین بخاطر که بچهیم که مرده بود زنده شده او گمشده بود حال پیدا شده جلال جان ای خود نگفت ما صحیح بر آمد نگفت خودت برای من بسیار مشکل است که ای را باور کنم که در تمام روی زمین اتون یک پدر پیدا شد ای خود بسیار عجیب است که او نه تنها به بچه خود چیز نگفت بلک او را در بغل گرفت او را چی می کنی؟ با او کالای نو هم پوشند و مثل گذشته با او محبت کد و حتی جشن هم گرفته خب بیاین که حال یک قصی یک بچه و پدر دیگره بشنوین که من بر شما بگویم در افریقا یک مملکت است که یوگندا نام داره چند سال پیش یک آدم مذهبی بچه خوده که نظیر نام داشت برای تعلیم مذهبی به خارج روان کرد اما نظیر در وقتی که در خارج درست می خوند به عیسای مسیح ایمان آورد او چی شد؟ او مسیحی شد او وقتی که بعد از چند سال پس به خانه خود به یوگندا آمد امید داشت که پدرش او را قبول خواد کرد اما وقتی که او به دروازی خانه رسید پدرش در پشت دروازی بسته به او گفت من شنیدم که تو مسیحی شدی آیا ای گفت راست است؟ نظیر برش گفت بله پدرجان من نمیتونم به تو دروغ بگویم ای گفت حقیقت داره پدرش از پشت دروازه برش گفت برو تو دیگه بچهی منیستی او از پشت دروازه بچه خود را به سنگ زد که از پیش روی خانهش دور شوه بعد از ای واقع نظیر همیشه می گفت او روز بدترین روزی زندگیم بود خوب شما چی فکر می کنین؟ که خدا مثل کدام پدر است؟ مثل پدر نظیر است؟ و یا مثل پدری که ایسای مسیح در انجیل قصه او را کده؟ پدر نظیر خود به خاطری که بچهش به فکر و باعث بدنامی شده او را حتی اجازه نداد داخل خانهش شوه من خود فکر نمی کنم که پدر آسمانی ما هیچوقت قصم باشه پدر آسمانی ما واقعا مثل پدر است که ایسای مسیح او را قصه کرد وقتی که ما به گناهای خود که هر روز از ما سر می زنه اگر نظر بندازیم و ببینیم که ما چی عمل را انجام می دهیم اگر پدر آسمانی ما ای قصم پدر نباشه پس روزگاه ما شما خراب می شد من خود همیشه شنیده بودم که خدا ما را به خاطر گناهان ما جزا می ده او قار می شه اما هیچوقت در باری ای قصم محبت محبت خداوند نشنیده بودم وقتی که من محبت حقیقی خدا را که مثل پدر بسیار مهربان به ما می داره شنیدم بسیار تشویخ شدم که پیروی ایسای مسیح شدم توی رهبر و وکیلم توی در خوشی دلیلم توی رهبر و وکیلم تو محبت و شبانم توی عشق دل نشینم توی رهبر و وکیلم توی رهبر و وکیلم چو حسین یک تصور که پیوست در حقیقت چو حسین یک تصور که پیوست در حقیقت تا عبد غزل سرایم زی فیزه توای مسیحم توی رهبر و وکیلم توی رهبر و وکیلم توی در خوشی دلیلم توی رهبر و وکیلم تا حسین یک تصور که پیوست در حقیقت توی رهبر و وکیلم توی رهبر و وکیلم توی در خوشی دلیلم توی در خوشی دلیلم دستگیر من شدی تو تو را شکر ای خداوند دستگیر من شدی تو تو را شکر ای خداوند هم دو هم وجد نمایم هم دو هم وجد نمایم تو هم هیاتم توی رهبر و وکیلم توی رهبر و وکیلم توی رهبر و وکیلم توی در خوشی دلیلم توی رهبر و وکیلم وقتی که خدا پدر آسمانی ما به ما ایقدر محبت داره اول ما کوشیش کنیم که وسیلی بدنامی و نشویم اما اگر کدام کار خراب از ما سر زد در این صورت ما چی کنیم؟ بس به حضور او بیاییم و از او عقب خواهیم مثل او بچه که پیش پدر خود آمد و گفت که مرا در جمله نوکرهای خود قبول کن بله اما پدر او را دوباره در بغل گرفت و مثلی گذشته به او محبت کرد پدر آسمانی ما هم اینن ای قسم هست وقتی که ما دوباره به او مراجع میکنیم و از او بخشش میخواییم او تمام گناهان ما را میبخشه و او را فراموش میکنه ما که از عیسای مسیح پیرایی میکنیم کاملا اتمنان داریم وقتی که از دل از او بخشش بخواییم او تمام گناهان ما را میبخشه و ما را به حیث فرزند خود قبول میکنه ما خود در دل خود کاملا اتمنان دارم که پدر آسمانی ما هیچ وقت مثل پدر نظیر ما را جواب نمیته او همیشه منتظر هست وقتی از کارهای خراب خود پیشیمان شده پیش او میاییم که ما را دوباره در بغل خود بگیره ما پیش در دل خود در باره پدر آسمانی خود و محبت او یکان سوال داشتم اما هر قدر که زیادتر امراه خدا مثل پدر آسمانی خود گفت میزنم و دعا میکنم دلم آرامش پیدا میکنه و زیادتر آرام میشم خوب تشکر هست این تفسیحاتی که شما دادین در کتاب مزامیر ای کتاب ما و شما به نام زبوری حضرت داود هم میشناسیم در یک جای ای کتاب نوشته شده حتی اگر پدر و مادرم ترکم کنن خداوند من را ترک نخواهد کرد داود نبی به اساس تجربه خود ای را نوشته کده یک دفع پادشا دشمن او شد از ترس پادشا گریخت در هر جای خود را از شرع او پت میکد دفع دیگه حتی بچهش مخالفش شد تصمیم داشت که او را بکشه در تمام این حالات داود نبی ای را تجربه کده اگر هر کس حتی نزدیکترین دوستایش ویا خیش قومش او را ترک کنن اما خدا او را هیچ وقت ترک نمیکنه اگر بخشتنید نظریعی او یا اولاندی جونه لرید کوالای شد پدید تیلیفون نمبر لمون سر عالی که ونیسه سفر سفر یو پنجه چلور یو پنجه پنجه سفر او و یو دری یو در بین مردم ما یک ذلبال مسئله بسیار مشهور است که میگن پیش طبیب نرو پیش سرگزشت برو داود نبی هم به اصاس سرگزشت خود ای گفت زده گفت واقعا قابل بابر است وقتی که خدا پدر آسمانی ماست ما را ای قدر دوست داره آیا یکان وقت او ما را تعدیب هم می کنه ما اولادای ما بسیار دوست دارم استاد وقتی که اونا کدام کار خراب کنه اونا را بسیار دوست دارم دلم نمیشه که اونا را جذاب بدم اما یکان وقت ما این کار را می کنم یعنی تعدیب می کنیم تعدیب یعنی سرزنش کدام ما به شما گفتیم که پدرم آدم بسیار خوب است و من را بسیار دوستم داره به یادم هست وقتی که خرد بودم یکان کار خراب که می کدم پدرم من را یک گشتبی می داد که دوباره این کار خراب نکنم خدا هم مثل یک پدر بسیار خوب است و مهربان است او هم شاید این کار را بکنه همونطوری که پدر و مادر هیچوقت نمیخواهد که اولادایشان بیرا شووند و یا به درس تعلیم خود نرسند چی می کنه اونا را به این خاطر تعدیب می کنند خدا هم به خاطر محبت به پایان که به ما داره هیچوقت نمیخواهد که ما که فرزندهای اوست هستیم بیرا شویم از خاطر که ما را دوست داره و میخواهد که ما راه راست روان باشیم ما را تعدیب بکنه در انجیل مقدس در این باره میخوانم گوش بگیرین خدا با شما منند فرزند خود رفتار می کند آیا هرگز پسر بوده است که به دست پدر خیش تعدیب نشده باشد خدا به خاطر خیرت ما چونان می کند تا شدیک قدوسیت یعنی پاکی او شویم بله این گره استاد کاملا راست هست اینطور بچه پیدا نمیشه ویا وجود نداره که از است پدر خود جزا ندیده باشه جدال جان از این گره مالوم میشه که از است پدر بسیار جزا دیدی بله چطور جزا ندیدم خودت فقط که هیچ جزا ندیده باشی بیاین که به این سوال جواب بتین که از روی این آیت های انجیل مقدس خدا از چه خاطر ما را تعدیب می کند خداوند بخاطر خیرت ما را تعدیب می کند بله خدا پدر آسمانی ما بخاطر خیرت ما را تعدیب می کند او با این تعدیب کنند میخواهی که صفحات ایسای مسیح در زندگی ما رشد کند ما زیادتر مشابه ایسای مسیح شدیم پدر آسمانی میخواهی که فرزندان چی صبور مهربان فرمان بردار پر از محبت و چی باشیم متی و باشیم چی فکر می کنید؟ این صفحاتهای خوب در زندگی ما در سختی ها رشد می کند و یا در آرامی من فکر می کنم که آدم تا گرمی و سردی روزگاه را نبینه نمیتوند تجربه زندگی خود را پیدا کند تا وقت که آدم سختی را نبینه یک آدم پخته بردبار و صبور نمیتوند که بار بیاید و اون تدبیل به یک آدم صبور نمیشه بچه که به ناز و نعمت و نازدانگی کلان شده باشه و یا به استلاح بچه شیر و پراته باشه او نمیتوند زندگی خود مفق باشه آدم در سختی ها بسیار چیزا را یاد می گیره خوب با یادم هست پدرم همیشه به ما می گفت یک آدم در کوره آهنگری چقدر داغ می شه و چکش می خوره تا از او یک بیل و یا داس و یا شمشیر جواردار جور شوه آدم هم تا سختی روزگاه را نبینه نمیتونه به بختگی برسه ای گب کاملا راست هست راستی که امتونه هست خدا ما و شما را به حیث فرزندهای خود قبول کده او ما را بسیار دوست هم داره به خاطر این دوستی به حد او بما از که او نمیخواهد که ما در ایمان خود و هم در زندگی خود لعباری باشیم از این خاطر او یکان وقت ما را تعدیب می کنه او اجازه می ده که ما یکان وقت زندگی خود به مشکلات هم روبرو شیم در انجیل مقدس در این بارم می خوانم این امر باید شما را خوشحال کند اگرچه برای زمان کوتاهی شاید لازم باشد که گرفتار درد و آزمایش های سخت شد چونان که طلای فانی در آتش امتحان می شود ایمان شما نیست باید در زحمات امتحان گرده خوب آلی بگوین که یک زرگر برای خالص صاختر طلا از چی کار می گیره؟ ما یک تجربه دارم که در این بارا بر شما قصر می کنم خوب طلا را در آتش ایقدر حالت می تن که آو شد وقتی که آو شد تمام چرک ها از او جدا می شد؟ خوب پس دیگه زرگر می تنه که از او به هر رقمه که ميل دلش باشد از او بر خود یا انگوشتری یا لاکت و گوشوره هر چی که بخواهد می تنه که بسازد پس خدا پدر آسمانی ما که می خواهد ما هم مثل او پاک و مقدس باشیم او بر پاک و مقدس شدن ما از چی کار می گیره؟ او خداوند از تدیب کار می گیره تا ما از گندگی و خرابی دور شده و به طرف پاکی و خوبی نزدیک شویم بسیار صحیح گفتی جلال جان یکان وقت که در جنجال باشیم حتی ما دعا کدن به خدا رم فراموش می کنیم آلما فهمیدم که خدا اجازه می ده که ما در زندگی خود به سختی ها روبرو شیم تا در ایمان خود به اون پختگی برسیم پس لازم است که در سختی ها هم از خدا چی باشیم؟ شکر گذار باشیم دیگه استاد پس ما دعا کنیم که خدای شکر که مرا در این سختی گرفتار کدیم؟ نه اتون نه دعا کنیم که خدایا بما قوت بده که از این سختی ها یاد بگیرم که زیادتر از تو پیروی کنم بسیار الله یا می تانیم دعا کنیم که خدایا این سختی ها را برای خیلیت ما استعمال کنیم بما قوت بده دل سرد نشم و چیکنم به وافداری خود بده و ادامه بده خوب ما در این درس روی چند موضوع گفتیم؟ یکی ما روی این گفتیم پیروی ایسای مسیحای برگذار هستند خدا پدر آسمانی ماست و ما فرزندهای او هستیم دیگه ما در این بارا خاندیم که پدر آسمانی ما ما را به هد و به اندازه دوست داره در آخر هم این را خاندیم و یاد گرفتیم که خدا بخاطر خوبی ما را تعدیب هم می کنه خوب برای امروز یه قدر فکر می کنم کافی است استاد ما واقعا امروز بسیار چیزا را یاد گرفتیم ما فهمیدیم که خدا واقعا پدر آسمانی ماست و او ما را چقدر دوست داره بله استاد من پیش نمی فهمیدم همیشه این سوال در ذهنم بود خدا که محبت است و ما را بسیار دوست داره پس چرا ما را می مند که در جانجال ها گرفتار شویم آلما می فهمم که ای هم به خیرت خود ماست خوب بین که دعا کنیم ای خدا پدر آسمانی ما از تو تشکر می کنم که ما را به حیث فرزندهای خود قبول کدید ما تو را بسیار جاد دوست داریم بخاطر که می فهمیم تو ما را به انتهاد دوست داری به نام ایسای مسیح آمین آلی رخصت استین روزی دیگه به خیر به وقت به دستتان حاضر شوید همونطورو می کنیم بچهش مستان برین پناهیتان به خدا باشه ستار شما جلال خوبا از آن تخبیشی دوباره تا عبدالله ستار شما جلال خوبا از آن تخبیشی دوباره تا عبدالله بره این نام از آن تخبیشی دوباره تا عبدالله بیا قداری تو ما را آشکار جلال دیگیری من را شما سنیم بیا قداری یه آن را به خواهی ستار شما جلال خوبا از آن تخبیشی دوباره تا عبدالله ستار شما جلال خوبا از آن تخبیشی دوباره تا عبدالله خلب ندل دلن خلب کاریک ستار شما جلال خوبا از آن تخبیش و نوین از آن تصویر به حضور همها کردگی به همها تصویر به همکنان ستار شما جلال خوبا از آن تخبیش و نوین از آن تصویر به همها تصویر به همها تصویر به همها تصویر به همها تصویر به همها تصویر به همها تصویر شنویندهی عزیز ما از رادیو صدای زندگی در ختمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخش از نشرات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشرات دارد اگر به انترنت دست رسیده دارین می توانید به این آدرس به ما ایمیل لوشت کنین roshan at afghanradio.org اسپیل روشن r-o-s-h-a-n شنویندهی عزیز شما می توانید برنامه دیگر ما را ساعت هفت صبح به وقت افغانستان برابر به هفت نیمه صبح به وقت پاکستان روی سی و یک پتر بیند روی هفت صد و بست پنج کلو هرد بشنوید تا ملاقات دیگر خدا یار و یاور شما باشن
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹
۲۶ اوت ۲۰۱۹