۷ دقیقه ۱۳ ثانیه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
لقا فصل دوام زیرا او از خاندان داود پیغمبر بود او مریم را که در این موقع در عقد او و حامله بود همراه خود برد انگامه که در آن جای قامت داشتن وقت تولد تفل فرا رسید و مریم اولین فرزند خود را که پسر بود به دنیا آورد او را در قنداک پیشیده در آخوره خوابانید زیرا در مسافرخانه جای برای آنان نبود در همان اطراف در میان مزاره چوبانان بودن که در وقت شب از گلای خود نگهبانی میکردن فرشته خداوند در برابر ایشان استاد و شکو و جلال خداوند در اطرافشان درخشید و ایشان بسیار ترسیدن اما فرشته گفت نترسید من برای شما مجده دارم کشی بزرگ شامل حال تمامی این قام خواهد شد امروز در شهر داون نجاده نیه برای شما به دنیا آمده است که مسید و خداوند است نشانی آن برای شما این است که نوزاد را در قنداقه پیشیده و در آخوره خوابیده خاندید ناگهان با آن فرشته فوج بزرگ از سپای آسمانی ظاهر شد که خدا را با همد و سنا میسراییدند و میگفتند خدا را در بدترین آسمانها جلال و بر زمین در بین مرزوم که مورد بشند اومه باشند سلخ و سلامتی ما بعد از آن که فرشتگان آنان را ترک کردن و با آسمان رفتند چوبانان با یک دیگر گفتند بیایید با بیتله هم برویم و واقعی را که خداوند ما را از آن آگاه ساخته است ببینیم پس با تیزی و شتاب رفتند و مریم و یوسف و آن کودک را که در آخور خوابیده بود پیدا کردند وقت کودک را دیدند آن چی را که در باره او با آنان گفته شده بود نقل کردند همه شنویندگان از آن چی چوبانان میگفتند تاجب میکردند اما مریم تمام این چیزها را بخاطر میسپرد و در باره آنها عمیقاً فکر میکرد چوبانان برگشتند و بخاطر آن چی شینیده و دیده بودند خدا را همدوسپاس میگفتند زیرا آن چی به ایشان گفته شده بود واقعی شده بود یک هفته بعد که وقت سنت کودک فرار رسید او را ایسا نامیدند همان نام که فرشته پیش از جایگزینی او در رحم تین کرده بود بعد از اون که روزهای پاک شدن متابق شریعت موسا تمام شد کودک را به ارشلیم آوردند تا به خداون تقدیم نمایند چنان که در شریعت خداون نوشته شده است ار پسر اول باری از خداون چمرده میشود و نیز متابقه آن چی در شریعت خداون نوشته شده است قربانی تقدیم کنند یعنی یک جفت فاخته یا دو چوچه کبوتر در ارشلیم مرد بنامش هم اون زندگی میکرد که درست کار و پارسا بود و در انتظار نجات اسرائیل به سر میبود و روح القدس بر او بود از طرف روح القدس به او خبر داده شده بود که تا مسیح وعده شده خداون را نبیند نخواهد مید او به هدایت روح به داخل خانه خدا آمد و هنگام که والدین ایسا تفل را به داخل آوردن تا آنچه را که مطابق شریعت مقرر بود انجام دهند شمعون تفل را در آغوش گرف و خدا را همکنان گفت حال هی خداون مطابق وعده خود بنده خود را به سلامت دخصت بدید چون چشمانم نجات تو را دیده هست نجات که تو در حضور همه ملتها حاموده ساخته ای نور که افکار ملتهای بیگان را روشند سازد و مایعی سربلندی قوم تو اسرائیل درند پدر و مادر آن تفل از آنچه در باره او گفته شد حیران گشتند شمعون بر آنان دعای خیر کد و با مریم مادر ایسا گفت این کودک برای سقود و یا سرافرازی بسیار در اسرائیل تعین شده هست و نشانه ایست که در رد کردن او افکار پنهانی ادده کسیر آشکار خواهد شد و در دل تو میز خنجر فرو خواهد رفت در آنجا همچنین زن نبیه بنام حنا زندگی میکرد که دختر فنویل از طایفه اشیر بود او زن بود بسیار سال خورده که بعد از ازدواج مدت هفت سال باشه و هرش زندگی کرده و بعد از اون بیوه مونده و 84 ساله بود او هرگز از خانه خدا خارج نمیشد بلکه شب و روز با دعا و روزه خدا را عبادت میکرد او در همون موقع پیش آمد به درگاه خدا شکرگزاری نمود و برای همه کسانی که در انتظار نجات ارشلیم بودند در باره آن تفل صحبت کرد بعد از آن که همه کارهایی را که در شرایط خداون مقرر است انجام دادند به شهر خود ناصره جلیل برگشتند و کودت پر از حکمت کلان و قوی میگشت و لطف خدا با او بود والدین ایسا همه ساله برای اید فسا به ارشلیم میرفتند وقت او به دوازده سالگی رسید آنها مثل همیشه برای آن اید به آنجا رفتند وقت اعام اید به پایان رسید و آنها آزم شعر خود شدند ایسا جوان در ارشلیم ماند ولی والدینش این را نمیدانستند و به گمان این که او در بین کاروان است یک روزه تمام به سفر ادامه دادند و آنوقت در میان دوستان و خیشان خود به جستجوه او پرداختند چون او را پیدان نکردند ناچار به ارشلیم برگشتند تا به دنبال او بگردند بعد سه روز او را در خانه خدا پیدا کردند در حاله که در میان معلمان نشسته بود و به آنان گوش میداد و از اشان سوال میکرد همه ای شنواندگان از حوش او و از جوابهایی که میداد در حیرت بودند والدن ایسا از دیدن او تحجیب کردند و مادرش به او گفت او گفت اما آنان نفهمیدن که مقصد او چیست ایسا با اشان به ناسره بازگشت و تابع آنان بود مادرش همه این چیزها را در دل خود نگاه میداشت ایسا در حکمت و قاومت رشت میکرد و به پسند خدا و مردم بود