۷ دقیقه ۳۳ ثانیه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
آمال فصل ده همهای کرنیلیوز خداونده چی میفرمایی؟ بدان که دعاها و همه صداقات تو در بالا در پیش دعای خدا مورد قبول و تذکر واقع شدند اکنون کسان را به یافا به فرست و سراغ شمکون منقب به پیتروس را بگیر او نزد شمکونی چرمگرد که خانه اش در کنار دریاز میگمان است همین که فرشته ای که با او صحبت میکرد ناپدید شد کرنیلیوز دو نفر از نوکران خود و یک ازکر دیندار را که در خدمت او بود خواست و موضوع را تماما برای آنها شر داد و ایشان را به یافا فرست داد روز بعد که آنان در راه بودند و تا شهر فاصلهی کمی داشتند پیتروس نزدیک زهر برای دعا با بالای بام رفت درانجا گرس نشد و خواست چیزی بخورد اما در وقتی که برایش غذا آماده میکردند حالت جذبه با او دست داد و درانحال آسمان را باز شده و چیزی مانند یک دسترخان کلان دید که از چهار گوش را عویزان شده بود و رو به پایین و طرف زمین میامد دران انواع چهار پایین وقت زندگان و پرندگان وجود داشت صدای به گوشش رسید که میگفت ای پیتروس برخیز زبکن و بخور پیتروس در جواب گفت نخیر ای خداوند زیرا من هرگز به چیزهای ناپاک و حرام لب نزده ام بار دوام همون صدا آماد که آنچرا خدا حلال کرده است تو نباید حرام خیال کنید این موضوع سه بار تکرار شد و آخر آن دسترخان و آسمان برده شد در همان وقت که پیتروس از معنی جذبه خود در مانده بود و کوشش میکرد آن را برای خود تجزیه و تحلیل نماید هرستادگان کرنیلیوس جستجو کنان به در خانه شم آن رسیدند و فریاد میزدند و میپرسیدند آیا شمون ملاقب و پیتروس در اینجا میمان است؟ در حال که پیتروس در باره این رویا فکر میکرد ببین چند نفر به سراغ تو آمدند برخیز پایین برو و از رفتن با ایشان دودلی نداشته باش زیرا من آنها را فرستادم پیتروس پایین رفت و به آنان گفت من هم اون کسی هستم که به دنبال او میگردید برای چی آمدید؟ آنها جواب دادند کرنیلیوس صاحب منصبه که شخصی نیکوکار و خدا ترس است و پیش همه یهودیان نکنام میباشد از فرشته مقدس امریفت که ما را به اینجا بفرستد و تو را به خانه خود دعوت کند تا به هر پیامه که داری گوش دهد پس پیتروس آنان را به خانه آورد و از ایشان پذیرایی نمود روز بعد با ایشان برا افتاد و چند نفر از برادران یافایی با آنان همراه بودند فردای آنروز به قیسریا رسیدند کارنیلیوز که از خیشاوندان و دوستان نزدی که خود دعوت کرده بود چشم برای ایشان بود وقتی پیتروس میخواست داخل خانه شود کارنیلیوز پیش رفت و پیش او به خاک افتاد اما پیتروس او را از زمین بلند کرد و گافت برخیست من هم مانند توی انسانم سپس با هم صحبت کنان داخل خانه شدند پیتروس درانجا با عده زیاد رو براشد و با آنان گافت این را به خوبی میدانید که جایز نیست یک نفر یعودی با بیگانگان معاشرت یا امنشینی نماید اما خدا به من نشان داده است که من نباید ایشکس را نجست یا ناپاک بدانم پس وقتی دنبال من فرستادید بدون چون و چرا حامدم تنها سوالی که دارم این است که برای چی دنبال من فرستادید کارنیلیوز در جواب گافت چار روز پیش درست در امین وقت یعنی ساعت سی بعد از زور من در خانه خود به نماز مشغول بودم که ناگا مردی در لباس نراری به من ظاهر شد و گفت ای کارنیلیوز دعایت مستجاب شده و صداقاتی که بفقرا میدی در پیشگاه خدا منظور شده است بنابراین کسی را به شر یافات بفرست و شمونی ملاقب به پتروس را به اینجا دعوت کن او در خانه شمونی در باخ که در لب دریا واقع است میمان است پس فورا این اشخاص را پیش تو فرستادم و تو لطف ورموده به اینجا آمدی اکنون همه ایما در حضور خدا گرد آمده ایم تا با آن چیزهایی که خداوند به تو همر کرده است گوش دیم پس پتروس سخنان خود را شروع کرده گافت من به این قطع پی بردم که خدا بین انسانا فرق نمیگذارد و هر کس از هر ملت که خدا ترس و نک و کار باشد مقبول خدا است خدا پیام خود را به قوم اسرائیل فرستاد و به این طریق مجده سلح و سلامتی را با وسیله ایسای مسیح خداونده همه است ابلاخ فرمود شما خودتان از واقع بزرگی که در سرتاسر یهودیه رو ایداد با خبر استید و میدانید امه این چیزا بعد از اعلام تعمید یهیها از جلیل شروع شد خدا ایسای ناستری را با روح القدس و قدرت خود مسحه کرد و میدانید چگونه ایسا به همه جامعه رفت و عمال نیک انجام میداد و همه ای کسانی را که در بندگی شیطان به سر میبوردن رحایی میبخشید زیرا خدا با او بود ما شاهدان امه آن عمال هستیم که او در سرزمین یهودیان و در اوریشلیم انجام داد آنان او را به سلیب میخوب کرده کشتند اما خدا در روز سی اوم او را زنده کرد و بسیاری او را دیدند اما نه امه قوم اسرائیل بلکه شاهدان که خدا قبلن برگذیده بود او را دیدند یعنی ما که پس از رستاخیز او با او میخوردیم و مینوشیدیم او به ما فرمان داد که به آن قوم اعلام کنیم و به این حقیقت شهادت دهیم که خدا او را داور زندگان و مردگان قرار داده است تمام پیخانبران به او شهادت میدن که هر کسی به او ایمان آورد با وسیله نام او گناهانش آمرسیده میشود پتروس آنا صحبت میکرد که روح القدوس بر همه شنوندگان نازل شد و مومنان یهودی نجات که همراه پتروس آمده بودند از این که بخشش روح القدوس به غیر یهودیان میز ریخته شده بود دوچار هیرت شدند زیرا میشنیدن که به زبانها صحبت میکنند و خدا را تمجید مینمایند آنگاه پتروس گفت پس امر کرد ایشان را به نام ایسای مسید تحمید دهند سپس آنها از پتروس تقاضا کردند چند روز پیش ایشان بماند