۳۰ دقیقه
۶ ژوئیه ۲۰۱۷
رونویسی توسط هوش مصنوعی
PYM JBZ شنانده های ارجومنده از هر گل برگه سلام های پرست صفا و سمیمیت ما نصارتان باد و با درود آمیخته با تراوت نسیم بحاری پنجره های از هر گل برگه را با لپخند معصومانه بروی خرشید نورفزای شما شنانده های بیشبه ها میکشاییم تا باشه نامه ها و مطالب شما ما را گرمه بیشتر بخشد امیدواریم لحظه هایی را که با ما هستین از فیض و برکات خداوند که ما را با این کوچکی ما دوست داره انباشت شبین آقای شاید چطور است که فراوردهای برنامه اینوبته از هر گل برگه را برای دوستهای شنانده خود معرفی کنیم بسیار خوب شنانده های ارجومند برنامه اینوبته از هر گل برگه را با این مطالب آرسته ایم قسمت دوام داستان ستاره مطلب معلوماتی مطالب ارسالی شنانده ها و موسیقی موسیقی مشگان با قدمهای کدکانه در حال که انگشت حمید را گرفته بود در حویلی خاکی راه میرفت حالا هایستا هایستا بزرگتر نشد وقت صدای حمید را شنید دهانش بالپخنده باز شد روزهایی که هوا خوب بود حمید او را برای خریدن نان خشک برای شب با خود می برد مشگان خوش داشت که وزش باد را روی صورتش حس کند صدای را رفتن و گبزدن مردم را بشنود و نان گرم و تازه را بو کند اگر حمید پیسه می داشت برایش یک چاکلیت می خرید و او در راه بازگشت به خانه آن را می خرد حمید خوهرش را بسیار دوست داشت هرچند که او نابی نابود ولی حمید آرزو می کرد که او زندگی بهتر داشته باشد حمید آرزو داشت که خوهرش ای کاش می توانست گل های زیبایی را که روی درختان می شگفند عبرهای را که در آسمان پدیدار می شوند و چهره حمید را وقت که با او بازی می کرد ببیند مادرش مسروف تحیه نان شب بود بای لوبیا و نان گرم خانه را پار کرده بود حمید گرس نبود بلاخره نان تیار شد و حمید کمک کرد که دسترخان را هموار کند و بشقاب های غذا را بیاورد منتظر شد تا اول پدر کلان و مادر کلان غذا را بخورند بعد کاکا و کاکازاده ها بلاخره لوبیا را در بشقابش کشید و با اشتها می خورد وقت غذا سرد شد با دقت تمام لقمه های خرد را خل دهان کوچک مشگان داخل می کرد حالا مشگان آرام تر بود بدن کوچکش را به حمید می چزپند و حمید کوشش می کرد که مادر کلانش متوجه و نشود مادر کلان اناز هم بخاطر این دختر خرد خفه بود و می گفت آله مجبورستم که یک شکم اضافی را هم سیر کنم یک آدم بیفایده حتی امید هم نیست که اون را شوارم بتیم یا نتیم چرا ما باید مجبور باشیم که این دختر را در خانه خود نگاه کنیم حمید می فهمید از زمان که پدرش فوت کرد خانواده دیگر آن پیسه اضافی را که پدرش از کار در شهر به دست می آورد نداشت پدر کلانش پیر بود و کار کردن نمی توانست زانوهایش بخاطر درد مفصل ورم کرده بود و وقت که دور حولی راه می رفت می لنگید حالا کاکای حمید مسئولیت مسرف این خانواده بزرگ را بدوش داشت خوشبختانه کاکایش از حمید بدش نمی آمد چون او می توانست حد اقل از بزها نگهداری کند اما وجود خواهرش بفایده بود و بسیار اوقات کاکایش سر او قهر می شد همچنان سالهای زیادی بود که باران نباریده بود و باغ خانواده محصول کم می داد محصولشان به مشکل کفایت خوراک خانواده را می کرد و فقط مقدار کمه برای فروش در شهر می مند وقت که مادر کلان روبیا را در کندوی آرد زخیره می کرد تشویشش زیادتر می شد که روبیا ممکن تا آخر سال کفایتشان نکند بسیار اوقات حمید فقط با تکه نان خوشک و چای خود را سیر می کرد حالا زن کاکایش منتظر یک طفل دیگر بود پس یک نانخور دیگر هم اضافه می شد یک روز شام پدر کلان از بازار به خانه صرفکنان داخل شد و دید که مادر کلان حمید در یک گوشه ماتم زده نشسته است از او پرسید نانی علم باز چی شده که لب رویت کشال است؟ ولی او جواب را از مادر کلان نشمید باز پدر کلان حمید سوال کرد چرا جواب نمی دی؟ آخر آواز تا بکش چرا چپستی؟ مادر کلان با چهره حقبجانه به گفت آمد و گفت بابای علم من چی بگویم؟ از عروس بدبختت پرسن کو عروست باز در غم دختر کورش بود که دیگ قرمر سختن نمی فهمم چی مرگ زده اش از ما چی نیخواهه؟ خدا را شکر کنه که او را کته دختر کورش از خانه نکشیده ایم ای دیگ سختندن یک روز نیست و روز نیست آخر ما هم دیگه انسانستم عصابم خود دیگه از فولات ساخته نشده ای زن بدبخت نشرم داره و نه از قدم منوس او بود که خانواده ما تباه شد تا چی وقت نوصله کنم؟ تا که؟ پادر کلان قهر شد و سر مادر حمید چیخ زد آخر اوبه هیای احمد تو چی وقت آدم نشیی؟ ما کته تو چی کنیم؟ طرف قدق آوریت ببین؟ طرف دختر کورت ببین؟ از وقت که او را به دنیا آوردی خدا لنط سر ما آورده مادر حمید خواست چیزه بگوید که ناگ هانسیلی محکمه به گوشش زد و گفت دیگه صدایتا ناشنوم برو گم شو و ای دختر کورت هم از پیش ما گم کو مادر حمید در حال که در چشمانش عشق هلق زده بود از اتاق خارج شد و چیزه نگافت آن شب او آرامتر از همیشه کار خانه را انجام میداد و وقت که مشگان را خواب میداد او را بیشتر از همیشه به خود فشرد مادر شالش را دور رویش بیچید تا عشقهایش را پد کند حمید اورادی و فهمی که مادرش بسیار غمگیم میباشد اما در مقابل این عمل پدر کلان که مادرش را بسیلی زد چیزه کردن نمیتوانست حمید فکر میکرد که شاید بهاناهای پدر کلان و مادر کلانش این باشد که با این کار میخواند مادرش را بخاطر این تفل جذا بدهند اما بجز اطاعت از پدر کلان کار دیگری نمیتوانست بکند مادر حمید در این فامیل حیثیت یک بردر را داشت از تمام خوشی های زندگی محروم بود تمام کار های سخت خانه را او انجام میداد و هر کسی که هر کاری را به او میگافت بدون انکه خمه به ابرو بیاورد انجام میداد او حق نداشت در برابر کسی نی بگوید اگر او میگفت که این کار را کردن نمیتوانم تا سرحد مرگ لطوکوب میشد او مجبور بود که درد دشنام و اندوه تقریر و توہین را تحمل نماید ولی یکانه مایه خوشی و حمید و مشگان بودند زمانه که از کار و بار خانه فارغ میشد و مشگان را نوازش میداد با این نوازش دادن همه درد و رنج را فراموش میکرد مگر تحدید های پدر کلان که میگافت یک روز این مشگان اینان خور اضافی را از خانه گم خواد کدم او را به تشویش منداخت مادر حمید و حمید همیشه با همدیگر میگفتند مخصل پدر کلان از این چی خواد باشه که مشگان از این خانه گم میکنم او را کجا خواد بود؟ بزنو من درایم به درگاه خدایام من انسان گناهکارم و تو قدوس الهام بزنو من درایم به درگاه خدایام من انسان گناهکارم و تو قدوس الهام تو بخشیدی مرا با خونه ایسا نشان دادی ندارد مهرتم تا به قدوسیت منجی مسیحا تو بشنو حرف ما و این دعانا شفاده درد ما را شفاده قلب ما را شفاده فکر ما را شفاده روح ما را شفاده درد ما را شفاده قلب ما را شفاده فکر ما را شفاده روح ما را بزانو من درایم به درگاه خدایام من انسان گناهکارم و تو قدوس الهام بزانو من درایم به درگاه خدایام من انسان گناهکارم و تو قدوس الهام تو بخشیدی مرا با خونه ایسان نشان دادی ندارن مهرت هم تا به قدوسیت منجی مسیحا تو بشنا حرف ما و این دعا را شفاده درد ما را شفاده قلب ما را شفاده فکر ما را شفاده روح ما را شفاده درد ما را شفاده قلب ما را شفاده فکر ما را شفاده روح ما را شفاده درد ما را شفاده قلب ما را شفاده فکر ما را شفاده روح ما را شفاده درد ما را شفاده قلب ما را شفاده فکر ما را شفاده روح ما را تو بخشیدی مرا با خونه ایسا نشان دادی ندارد مهرتم تو بگو دوستیت منجی مسیحا تو بشنو حرف ما این دعا را شفاده درد ما را شفاده قلب ما را شفاده فکرما را شفاده روح ما را شفاده درد ما را شفاده قلب ما را شفاده روح ما را نیرو دهنده برای کلان سالا زده برانشید زده میکروپ زیاد کننده اشتها خواباور زده خستگیه و نارهاتیها زده مرز شکر یا دیابت نیرو دهنده اصاب مؤثر برای نموی اطفال و سرشار از ویتامین های ای، بی، واسیلی باشه عمقار محترم خیریت خواهست؟ بله خیریت هست امیدوارستم که صحتت کاملا خوب باشه صحبت کاملا خوب است من صرف در مورد فاوید پیاز گفت میزدم شما یکدفعی دفتن بدون مقدمه شروع کردین من فکر کردم که سرتان چیزی گفت شده که یکدفعی سر بخود گفت میزنین نه، من شکر جور تیارستم خوب شکر که جور هستین ولی بدون اینکه برشنانده های ما چیز بگوید امتور یکدفعی شروع کردین وی، در مورد مطلب این نوبت من چیز نگفتم؟ نه، هیچ چیز نگفتین، سر بخود شروع کردین خیلی شنوانده های ازیز من را به بزرگواریتان ببخشین مطلب این نوبت ما در مورد فاوید پیاز است که پروژیوسر برنامه تیه کردن بسیار خوب این، حالا خوب شد بفرماین بگویین من امروز شنوانده ها یکجایی میشنویم که در مورد پیاز هستیم مطلبتان بفرماین تشکرم روری جان روری جان میگن پیاز بنابرای علت دارا بودن مواد گلوکاگونی دارای اثر کمکننده قنبه باشه بسیار خوب از ایرو مصرفو بر مپتلایان مرض شکر خوب است پیاز به علت داشتن فاسفور کارای فکری را آسان میکنه بر افراد که در چار بیخوی هستن مفید است و در صورت مصرف زودتر خوابه سراغونا خواد آمد آها پیاز بر کدکهای کمرشت و بزرگ سالا مفید است بسیار خوب بر جلوگری از خون دماغ یا خون بینی میتانین چند قدری سرکر روی رنده شده پیاز بریزین و او را در بینی بچکانین تا از خون ریزی جلوگری کنن پیاز بیره را تقویم میکنه و رنگ چهره را روشن میسازه بسیار خوب پیاز سرشار از ویتامین های ای بی و سی میباشه و نیزدارای آهن، آهک، فاسفور، سلینیوم، سودیام، پتاشیام و قند است که به طور مستقیم جذب بدن میشه پیاز به علیه داشتن گوگرد زده افونت خون است وقت گوگرد وارد خون و ششا شده با افونت های مجاری تنفسی مانند اسما، برانشید، گریب و غیره مبارزه میکنه بسیار خاصیت خوبش است بله، یک دکتر هندی در پای تحقیقات دو سالی خود در پاهندتون نیوکسل انگلستان ایلام کرد که پیاز خام، پخته و سرخ شده از تشکیل لختهای خون در رگا جلوگیری نموده و منی از بروز سکت قلبی و مخصی میشه بسیار خوب پیاز قادر است که کلاسترول و چربیهای خونه کاهش داده و از انقاد خون داخل رگا جلوگیری نمایه پیاز قادر است خطر ابتلا یا دوچار شدن به سراتان میده را کاهش بده خودن پیاز همراهی قضای چرب مخصوصا در میمانیا و یا در مسافرت سبب هزم چلبیا میشه در استیمال خارجی، پیاز پخته تسکین دهنده سوختگی و بواسیر است مرحمه که از پیاز خام رنده شده درست میکنن اگر به پایین شکم گذاشته شده خروج اطرا را آسان میسازه و اگر در روی پیشانی گذاشته شده سردردی های ناشی از نیمسری و سردردی های عصبی را آرام میکنه بسیار حالا مصرف پیاز پخته به هر شکل که باشه بر رفع نارادی های روحی مفید است مصرف پیاز پخته شده در سرکه بر تقوی حازمه، زردی، ورمتحال و صفراق صفراوی مفید است به علت زده افونی بودنش در سابق در هسبانیا و ایتالیا پیازه مثل گردن بند توسط تار در گردن بسته میکنن تا از سرایت مکروب چلوگیری کده باشن مردمانی از این رمز بیخبر نبوده در وقت مرض جگر و زردی یک دانه پیاز صفیده در گردن خود آویزان میکنن تا زردی او را از بین ببره بله یقینه نامطور است بخوادره که مکروب ها را به خود جزم میکنه خوردن کم پیاز قبل از غذا اشتهاها را بیشتر میسازه و هم انداختن پیاز در سلات کار خوب هست مگرم مروری جان پیازی که قبلا پوز شده باشه خوردن او خوب نیست چرا؟ قسمی که پیشتر گفتم پیاز مکروب را به خود جزم میکنه بران کوشش ها وقتی پیاز را پوز کردین باید فورا خورده شوه خیلی پس همیشه پیاز بخوریم متوجه باشین مروری جان که زیاد روی در خوردن پیاز سبب تشنگی استفراخ تیرگی چهره و حتی فراموشی میشه پس دیگه صورت پیاز در حد اعتدال مسرف کنیم بله مروری جان خوب فکر میکنم که حال وقت از ای رسیده که به متالب اقسالی شنانده خود بپردازیم بله شما درست میگین مگرم پیش از او من میخوایم برای شنانده های گرامی ما خاطر نشان کنم که اگر شما دوستای عزیز متالب جالب شیر فکایی ویا موضوع جالب دارین و میخواین که از طریق ای برنامه نشیر شوا لطفا متالب تانه به آدرس زهل برمو روان کنین صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهر پاکستان بله و اگر به ایمیل دست رسید دارین متالب تانه میتونین که به آدرس روشن اد افگان ریدیو دات ارگ ایمیل کنین بله و همه طرح شما میتونین از طریق تیلفون همرای ما به تماس شوید و متالب و سوالای تانه از طریق تیلفون برما بگویید و ما او را در برنامه خود میگنجانیم توجه کنین به شماره تیلفون ما سفر سفر یک پیندسد و چهل و یک پیندسد و پینجا هفتاد و یک سی و یک خوب مروی جان بین که به متالب ارسالی شنامده خود بپردازیم بسیار خوب میخواییم یک موضوع را بر شنامده گرامی ما خاطر نشان کنم و اویی که ما همیشه بناما و متالب ارسالی شما به دیده قدر نگریسته و جای خاصه را پیش ما داره بنان شنامده عزیز ما را از نظرات و پیشناده سازنده ایتان مستفید بسازین و برنامه صدای زندگی را رنگین بسازین بله خوب آقای شاید در ای هفته ما نامی داریم از دوست شنامده ای ما از کابل بله مروی جان ای دوست ما در نامشان خاطر نشان کده که حضور دوست های نهایت گرامی کارکنان رادیو صدای زندگی امیدوارم بهترین و سیمانه ترین تمنیات نیک این جانب را بپذیرید تشکر برادر عزیز ما سلام های شما را علیق میگیم و براتان برکات از خدا مند میخواییم باز بعدامی نامشان نوشته کردن که سانیان علقومندی که نسبت به برنامه ارزشمندش ما داریم امیدوارستم که مرا یکی از علقومندان خود بپذیرید بسیار تشکر از لطف تان برادر میربان چرا نی شما شنونده ما استین ما دوست تان داریم و آرزو میکنیم که همیشه همکاریای تانا امرای ما ادامه بتین بله و ما همیشه منتظر نامهای شما و منتظر نظریات شما بر بیبودی برنامه استیم بله و همچنان بازفاد از این وقت بره تمام شنانده خود میگیم که هر مطلب و یا شیر و یا فکرهایی داشته باشین لطفا برما روان کنین و ما از طریق برنامه به نشهر میسپاریم دوست عزیز از نام پرمحبت شما یک جهان تشکر ایسای مسیح میگه بخواین با شما داده خواد شد بجوین پیدا خواهد کرد بکوبید در بروی تان باز خواد شد شنانده عزیز از نام شما یک جهان تشکر و امیدوار اسم که شما همیشه به برنامه راڈیو صدای زندگی گوش بدین و ای راڈیو بره شما است و ما ارزو میکنیم که روز با گوش آدن به برنامه صدای زندگی شما زندگی نوه در ایسای مسیح تجربه بکنین در کلام مقدس گفته شده که ببینید و بچشید که خداون نیکو است و امیدوار اسم که نیکوی خداون در ایسای مسیح تجربه بکنین ایسای مسیح زندگی شما را حیواست می کند ایسای مسیح بر زندگی شما هدف می ده و شما خواد در کردین که زندگی شما بر چی است و خداون چرا شما را خرق کرده همه تور دوست های عزیز یکی از شنانده های دیگه ما بر ما نامه فرستادن و یک پارچه شعره اونا در یه نامه خود گنجانیدن که ما یه شعره میخوایم برتان بخوانم اما چون بسیار طولانی است ای از حوصله برنامه ما یک کمک خارج است ما یکی دو قسمت از این شعره انتخاب کردیم بسیار شعر خوب است خب مانوان شعر شان چی است؟ بله ما برتان میگم اونوان شعر شان است یه یای غتگر بسیار خوب اونا نوشته کردن که دلبر مستان هر دو عالم در جهان مقدس مسیحا آید در ایان زبهر آمدنش چیها کرده ام خزانم را بهاران کرده ام در آرزوی دیدن روی و منو دو عالم فدای تارموی و تارمویش چوچنگ و رباب این دل غم دیده را آرد شتاب آن پادشه عالم بحر ما آمد پدید که از بحر آزادی آشقانش آمد شدید ای آشقان ای مردمان آگه شود از وفایش همچومن واله شود گرسفا و شهیدهایی را نمیدانید به زیباروخش بنگرید و آله شوید دوست عزیز ایسای مسیح میگه من قیامت و حیات هستم کسی که به من ایمان بیاره حتی اگر بمیره زندگی خواد داشت و کسی که زنده باشه و به من ایمان بیاره او هرگس نخواد مرد ما با ایمان آوردن به ایسای مسیح زندگی ابدی را به دست میاریم و او زندگی ابدی زندگی روحانی هست نی زندگی دنیاوی فانی که زود گذاره است بران برادر عزیز ما شما را تشویق میکنیم که به برنامه رادیو صدای زندگی گوشت بتین مطالب تانه همیشه بر ما بفرستین بخوادر که ای رادیو رادیو خود شماست ای رادیو برای شنانده های ماست خوب دوست عزیز ای بود برنامه ای نوبت هسرگلبرگه که تقریم تان شد تا برنامه دیگه خداحافظ همتان خداحافظ دوست عزیز شناندگانه عزیز شما نشارات رادیو صدای زندگی را هر روز ساعت هفت صبح به وقت افغانستان روگ موج کوتاه سوییک متر بند برابر با نو هزار و هفتصد و بیستو پنج کلو هرژ و هر شب ساعت هفت و سی دقیقه شب روگ موج کوتاه سوییک متر بند برابر با نو هزار و هفتصد و سی کلو هرژ میشنوید همچنان شما میتوانید نشارات رادیو صدای زندگی را ساعت هشت شب به وقت افغانستان از شبهای پنج شنبه الا دو شنبه روگ موج متوسط یک هزار و دوست و پنج و یک کلو هرژ بشنوید خواهش مندیم تا نظرات و پیشنادهایتان را با آدرس زهر ارسال کنید رادیو صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهور پاکستان همچنان شما میتوانید از طریق ایمیل نیز همراه ما با تماس شوید توجه کنید به ایمیل آدرس ما روشند at afghanradio.org خوب و اگر میخواید که از طریق تلفون همراه ما با تماس شوید و سوالات تان را مستقیمن همراه ما مترح کنید لطفاً به شماره تلفون 001-541-550-7131 با تماس شوید ایمیل آدرس