۲۹ دقیقه
۲۹ مه ۲۰۱۴
به لحظهای پر از تنش و آشکارگی قدم بگذاریم، جایی که صداها با هم برخورد میکنند و حقیقت به روشنی بیان میشود. ما بررسی میکنیم که چگونه عیسی از آب زنده سخن میگوید و خود را نور جهان معرفی میکند، امید را به جویندگان عرضه کرده و در عین حال خشم رهبران دینی را برمیانگیزد. هنگامی که جمعیت گرد هم میآیند و پرسشها تیزتر میشود، ایمان و تردید در کنار هم قرار میگیرند و بهای پیروی و کشش تاریکی را نشان میدهند. ما تأمل میکنیم که پیروی از نور چه معنا دارد، چگونه میتوان با حقیقت صادقانه روبهرو شد و رهایی را فراتر از بندگی گناه یافت.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
PYM JBZ PYM JBZ دوستای میربان سلام خدا کنه که تمام شما عزیزا خوش و سرحال آماده شنیدن برنامه ای نوبت تان باشین آرزو میکنیم که همه شما با فامیلای تان جور و صحتمن باشین خب شناندههای گرامی در برنامه قبلی گفتیم که ایسای مسی فرمود اگه کسی تشنست پیش ما بیاید و بنوشد همونطور که قلام خدا میگه نهرای او زنده از درون کس جاری خواد شد که بما ایمان بیارد دوستای میربان ایسای مسی هر وقت که لازم میدید بر بیان مقصد خود از مسل کار میگرفت ای بار هم مثل که کت زن سامیری گفت زده بود از مسل او زنده کار گرفت او زنده بمانای او روان است یه دفعه ایسای مسی میخواهی بگوید کسایی که میخواهند از لحاظ روحانی سیراب شود باید به او ایمان بیارند او روزی که ایسا ای مطلب در معبد ارشلیم بیان کد سران یهودی میخواستند او را دستگیر کنند اما ازکرا آزر به دستگیری او نشدند وقت ازکرا پیش رهبرای مذهبی دست خالی پس آمدند اونا از ازکرا پرسان کدند که چرا او را دستگیر نکدید ازکرا در جواب گفتند تا بااله ایچ کس مثل او گپ نزده سرا و کلانا یهود از شنیدن ای گب زیاد اسبانی شده بودند گفتند آیا او شما را هم گمراه کده؟ آیا تا بااله کسی از بین ما به او ایمان آورده؟ غفلت ازکرا در دستگیری ایسا سبب قار و خشم سرا یهود شده بود اونا میفامیدن که اده زیاد از مردم از ایسا امایت میکند اونا ای را میفامیدن که اتا بعض از ازکرا هم از او طرفداری میکند اونا دائم مردم را تقییر میکند میگفتند شما کدام آدم تحصیل کده را از بین ما دیدین که به او ایمان آورده باشه؟ در حال که خبر نداشتن نیقودی موز که عضو شورای عالیشان بود در خفا از ایسا پیرنگی میکند در او روزا نیقودی موز بیدونی ای که علنان از ایسا دفاع کنه دائم ای گفت در شورای عالی میگفت آیا شریعت بر ما اجازه میده که کسی را محکوم کنیم بیدونی ای که به گپایش گوش کده باشیم یا بفهمیم که او چی کده؟ نیقودی موز میگفت به اساس شریعت ما کسی نباید محکوم شوه مگر ای که اول ماکمه شده باشه برال اصل گپیست دوستهای عزیز که سرای یهود و فریسیها ماتل فرصت بودن که ایسا را دستگیر کنند اما نمی خواستن دستگیری او در پیش روی مردم انجام شوه اگر ای کارا میکدن میفهمیدن که شورش بپا میشه و ای بفایده شان نبود اونا نمی خواستن والی رومی را از خود ناراحت بسازن دوستهای میربان ایسای مسی شام اوروز که از محبت بیرون شد شوه در بین درختهای زیتون بیرون از شارت تیر کد سبای اوروز صوب زود باز به محبت پس آمد و شروع کد به تعلیم دادن مردم بر ای که اید خلاص شده بود و به زودی مردم سون خانای خود روان میشدن آل وقتش رسیده بود که او روشندتر از هر وقت دیگر گپای خود را بر مردم بگوید اوروز جمعیت زیاد مردم در محبت جمع شده بودند بیروبار بود ایده در صحن محبت شیشته بودند ایده هم استاده بودند ایده دیگر که دم دروازه مانده بودند به یک دیگر فشار میآوردند تا یک جای خود را برسانند که صدای ایسا را بشنواند اوروز ایسای مسیح به صدای بلند بر مردم گفت من نور جهان استم کسی که از ما پیروی کنه در تاریکی سرگردان نخواد شد بلکه نور حیات خواد داشت دوستهای عزیز نور ایسا همون نور خداست خدا نور است و نور نشان راستی و حقیقت است ایسا میتانه تمام زندگی یک آدم را کته نور پر کنه افتوه در آسمان ما یک حقیقت است افتوه سر هر کسی نور خود را مندازه بعضی از ما انسانا کور استیم نور افتوه دیده نمی تانیم بعضی از ما انسانا چشم خدا در برابر نور بسته میکنیم بعضی از ما نمی خواییم او را ببینیم اما افتوه به هر حال وجود داره چی نور او را ببینیم چی نبینیم در مورد ایسای مسیح هم حقیقت امیست تنها کسایی که به ایسای مسیح ایمان دارن او را پیروی میکنن میتانن نور او را بیافن تنها کسایی از تاریکی یعنی از گناه نجات میافن که از او پیروی کنن کسی که از ایسا پیروی میکنه خود مبدل به نور میشه اما او نور از خود او نیست بلکه نور ایسای مسیح که در زندگی او میدرخشه دوستهای ازیز وقت ایسای مسیح میگه من نور هستم در واقع در باره خود شهادت میته اما فریسیها ای شهادت قبول نکردن اما نور نیاز بشاهد نداره بری که نور با تابیدن خود سر خود شهادت میته کسی که میگه نور وجود نداره در حقیقت او نور را محکوم نمی کنه بلکه خود را محکوم میکنه بری که کور هست دیده نمی تونه امی رقم اگر کسی ادعا کنه که در نور هست و در این حال از بیادر خود نفرت داشته باشه در حقیقت او انوز در تاریکی است ارکی بیادر خودا ارکی دیگرها را دوست داشته باشه در نور زندگی میکنه و باعث لغزش خود و دیگرها نخواد شد اما اگر کسی از دیگرها نفرت داشته باشه در تاریکی است در تاریکی را میره کسی که در تاریکی را بره نمی فهمه که کجا میره حکم محکومیت ایست که نور در جهان آمد ولی مردم به علت اعمال شرارتامیز خود تاریکی را سر نور ترجیح دادن حقیقتی است که کسی که مرتقب کارای بد میشه از نور متنفرست از نور دوری میکنه برای که نمی خواهد اعمالش مورد ملامت واقع شده اما شخص نیک و کار سن نور میره تا معلوم شده که اعمالش در اتحاد با خدا انجام شده اماطره که تابش نور در یک جای تاریک سبب میشه سبب میشه که لکای چرک کالای ما معلوم شده این امی رقم با پیروی از تعالیم ایسای مسیح ما متوجه میشیم که در حضور خدا چقدر ناپاک و گناهکار استیم امی چیز سبب میشه که انسان در ای فکر بفته که چطور زندگی خود را تغییر بتا و از گناه پاک شوه دوستهای میروان خدا نور است و در اون هیچ تاریکی نیست پس اگر بگویم که با خدا استیم ولی در این حال در تاریکی زندگی کنیم معلوم دار است که گپ ما غلط است اما اگر به گناه خود اعتراف کنیم و به ایسای مسی باور و اعتماد کامل داشته باشیم او گناههای ما را میامرزه او ما را از هر چی ناپاکی است پاک میسازه دوستهای عزیز همون روز ایسای مسی در مبد بر مردم یک مطلب دیگرم گفت او گفت شما به عالم پایین تعلق دارین اما من از عالم بالا آمدیم شما از این جهان استین ولی من از این جهان نیستم از امی خاطر به شما گفتم که در گناه خود خواد مردین اگر ایمان نبیارین که من همون استم در اینجا ایسای مسی واضع و پوست کنده برما میگه ما تنها از رای ایمان به او از این جهان گناه آلود و تاریک نجات میفیم و وارد ملکوت خدا خواد شدیم باید باور داشته باشیم که او امو کسی است که خودش میگه یعنی مسی وادع داده شده در غیر او در گناهای خود بیدون طوبه و آمرزش خواد مردیم مرک در گناه بمانای تیر کدن زندگی عبدی در جهنم است این کافی نیست که ببویم یا باور داشته باشیم که ایسا یک پیغمبر بزرگ یا یک معلم عالی قدر یا یک مرد بلندپایه بود ما باید ایمان داشته باشیم که او نجات دهنده ما و جهان از گناه است اگر ایمان نداشته باشیم که او خداوند است او نخواد تانست که ما را نجات بتا از امی خاطر است که میگه اگر باور نکنین که ما امو استم که برتان گفتم در گناه خود خواد مردین وقت ایسا به یهودیها گفت ما امو استم که گفتم اونا گپش نفامیدن پرسان کردن تو کی هستی؟ ایسا در جواب برشان گفت ما امو استم که از امو اول به شما گفتم ما نان حیات استم ما او حیات استم ما نور جهان استم اینا به ای رقم دوستای میربان ایسا بر مردم ایلان کرد که او همون مسیح وعده داده شده است البته که بعد از ای ایلان بسیاری مردم او روز به ایسای مسیح ایمان آوردن ایسای مسیح به کسایی که او روز به او ایمان آورده بودن گفت اگر متابق تعلیم ما رفتار کنین دواقع پیروه ما خواد بودین حقیقت خواد شناختین و حقیقت شما رو آزاد خواد کد کسایی که از ای سخن ایسای مسیح خوششان نامده بود گفتن ما اولادای ابراهیم استیم هرگز برده کس نبودیم مقصد تو از ای که میگی شما آزاد خواد شده این چیست؟ اونا دوستای میربان مانای سخن ایسای مسیح را فهمیده نمیتانستن اونا درکدن نمیتانستن که منظور ایسای مسیح بردگی گناه است انسان گناهکار دقیقت برده گناه است ایسای مسیح بر اونا توضیح کد که چطور اونا برده گناه استن برشان صاف و پست کنده گفت بیقین بفهمین کسی که گناه میکنه برده گناه است آزادی واقی وقت مویثر است که انسان از گناه آزاد باشه گناه آدمی را اسیر شیطان میسازه ایسا بر اونا گفت اگر شما اولادای واقی ابراهیم میبودین از طرز زندگی و سرمشک میگرفتین و نسبت به خدای یک تای حقیقی وفادار میماندین دوستای عزیز دقیقت زندگی شرارتا میز اونا قلبایشان پر از نفرت پر از گناه و پر از به اطاعتی به فرمایشات ایسا نشان میداد گناه اونا را پیروه شیطان ساخته بود بری که شیطان همیشه دروگو و پدر دروگوها بوده بعد از این سخن یکی از او یهودیها با اصابانیت بسیار گفت آیا ما درست نگفتیم که تو سامیری هستی؟ دیو داری؟ ایسا در جواب برشان گفت من دیو ندارم من به پدر خود احترام میگذارم ولی شما من را به حرمت میسازین به یقین بفامین اگر کسی از تا علیم من اطاعت کنه هرگز نخواد مرد امو مرد یهودی این بار با اصابانیت زیادتر تورک رگ گردنش پندیده بود گفت آلی مطمئن شده ایم که تو دیو داری ابراهیم و تمام پیغمبرهای ما مردن ولی تو میگی هرکی از تا علیم من اطاعت کنه هرگز نخواد مرد آیا تو از پدر ما ابراهیم از تمام پیغمبرهای که مردن کلان ترستی؟ تو فکر میکنی کی هستی؟ ایسا در جواب برشان گفت اگر ما خودا آدم بزرگ بدانوم ای بزرگی هیچ عرضش نداره او پدر ماست که مرا بزرگی و جلال میته امو کسی که شما میگین خدای شماست شما هیچ وقت او را ناشناختین اما ما او را نشناسم و چیز که میگه اطاعت میکنم پدر شما ابراهیم ازی که امید داشت روز من را ببینه خوشحال بود او من را دید و خوشحال شد یک مرد دگی یهودی به او گفت تو خواهندوز پینجا ساله نشدی چطور ممکنه از ابراهیم را دیده باشی؟ ایسا به اونا گفت با یقین بفامین که پیش از تولد ابراهیم من بود و هستم خوب دوستای میرون بیاین که ای برنامه را در امین جا پایان بتیم و در برنامه دیگر دنبال امی گفتگوی ایسای مسیر را با یهودیها در معبد ارشیلیم پیگیری کنیم تا وقت هر یک شما عزیزها را به خداوند میسپاریم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی
۵ ژوئن ۲۰۱۴
۲۲ مه ۲۰۱۴
۱۵ مه ۲۰۱۴
۸ مه ۲۰۱۴
۱ مه ۲۰۱۴
۲۴ آوریل ۲۰۱۴
۱۷ آوریل ۲۰۱۴
۱۰ آوریل ۲۰۱۴