صحت ما

  ۲۹ دقیقه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

موسیقی رادیو صدای زندگی موسیقی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 49 میتر بند پخش می گردد. حال شما را دوت میکنیم با شنیدن برنامه این وقت ما. موسیقی بنامه پرجلال ایسای مسیح دوستان عزیز امید که سلام های پر از محبت، صفا و سمیت ما را پذیره شوید. در این بخش برنامه ما می خواهیم مطالب چند در رابطه با ویتامین ای پا شما از زان شریک نماییم. قبل از اینکه این برنامه را برای تان پیش کشت نماییم اجازت ایت اضور پرسفاه تان را در شنویدن این برنامه خیرمقدم گوییم. امیدوار هستم داشته های این برنامه برای زندگی روزمره تان به درد بخار باشه. میرویز جان شما میتونین موضوع برنامه امروز برای شنوندگان رادیو صدای زندگی به معرفی بگیرین. بله جاوی جان دوستای مهربان سلام اعترامات قلبی خود خدمت شما تقدیم میکنم. این برنامه از سلسل برنامه های سهت ماست که به شما شنوندهای گرامی تقدیم میکنیم. همه قسمی که از نام برنامه پیداست ما در مورد سهت و سلامتی گب میزنیم. دوستای نهایت پر ارج رادیو صدای زندگی. امید جان برای ما و شما یک قطع شیر را میخوای بخوانه. امید جان شیرتا که انتخاب کدی برای ما و شنوندهای عزیز بخوانش بگیر. رفیق شلقم هستم. آبدار و پربارم من. از همه بترم من. آبم پار از ویتامین ای. گردم و نرم و شیرین. اگه با من دوست چویی، هیچ وقت مریض نمیشین. هم در بهار تابستان، هم در خزان زمستان. دوستای عزیز، شما شنونده برنامه سهت ما هستید. برنامه امروز در مورد ویتامین ای هست. به این ارتباط همکارای ما یک درامر را برای شما تحییل نمودن که به شما بعد از شنیدن ایلان تقدیم میکنیم. شنونده ای عزیز، تشکر که از ویب ساید ما دیدن نمودید. اگر شما معل دارید که از طریق تلیفون امراهی ما به تماس شوید و سؤالات و پیشنادهایتان را امراهی ما شریک بسازید، لطفاً به شماره تلیفون 001-450-305-13-54 زنگ بزنید. عزیزای شنونده ای رادیو ایلان شنیدن، بیاین با هم این درامر را بشنوید. بعد از نان شهر، پروانه از خانه بر آمده سوید تشناب رفت. نوخت شهر و وقت خواهی بود. جاوید، بچه 4 ساله از پشت خواهرش آمد. اول طرف راست رفت و به یک درخت خورد و از تشناب هم تیر شد. وقتی که فامید که از تشناب تیر شده است، پس آمد. اما در بین راه ازی که تاریکی بود و چشمایش خوب دیدن نمیتوند، به دیوار خورد. پروانه سر جاوید غالمغال کرد. هوا تاریکه، ایره خب منم میفهمم. ولی تو چیزهای کلانه مثل نمیفهمم درخت و تشناب و دیوار خواهم نمیتونی ببینی. حوشت کجاست؟ چرا خود حوشت نمیگیری؟ مادر جان، حوشم هست. شما چی میگید؟ اما من چیز را نمیتونم ببینم. جاوید جان، من میبینم که در کل فامیل ما تو از همه کدر زیادتر در وقت راه رفتن در تاریکی مشکل داری. خب، بسیار خسته هم معلوم میشی. هله، وقتی بیا بریم خانه تا که نوقت نشه. پروانه 12 ساله بود و با جاوید یک رابطه بسیار سن میداشت. او از برادرش به خوبی مراقبت میکد. او همیشه هم عوض به برادر شما دارد. او همیشه هم عوض به برادرش بود تا قضای خوده خوب بخوره، دنداناشا مسواک کنه و زود زود همام کنه. آله او به مشکل جاوید که نمیتونه در تاریکی پیشوریش را ببینه فکر میگرد. اول با خودش گفت، ایج گب نیست، او یک طفل خرد هست. اما فردای او روز، وقتی که کل فامیل برای نان شاش دور دسرخان جمع شده بودن، پروانه یک لکه خاکستری را در قسمت سفیدی چشم جاوید دید و او تا حالی این لکه را در چشم جاوید ندیده بود. پدر جان، وقتی جاوید در تاریکی از خانه میبراید، در در دیوار تکر می کند یا در روی زمین میفته. چشمای ما بعضی چیزا را در تاریکی میتونه ببینه، اما جاوید میگرد در تاریکی ما هیچ چیز نمیتونم ببینم. شاید چشمایش کدام عیبی داشته باشه که در چشمش خاله هم هست. نه جان پدر، هیچ گبه نیست. تشویش نکو، فردا میریم در دواخانه دوست ما. اما کاکا اکبر میگم، او یک آدم حوشیار هست. او بما خواد کفت که آیا لکه چشم جاوید کدام مرض هست یا جاوید جور هست. او کل گبه برای ما خواد کفت. روز بعد، هر سی نفر از خانه بر آمده به دواخانه رفتند. دواخاندار دوست قدیمی اونا بود. او با اونا به گرمی اول پرسی کد. سلام دوست ها، خوش آمدین. چی عجب شد که امروز شما را اینجا میبینم. خدا کنه که جور تیار باشین. خیلی خیلیت هست. فامیل امشالله خوب هستن. تشکر اکبر جان، به فضل خدا کل ما خوب هستیم. به فضل خدا، اطفالم جور و تیار هستن و هر روز رشت رو نموه میکنن و کلان شده میرن. در منطقه ما، قیر از دکان ما دیگه کدام دکان هم نیست. به امی خاطر، کار و بار من خدا را شکر خوب هست. دخترم پروانه جان، اول نمره مکتب خود هست. او یک دختر لایق و زکی هست. جاوید هم خدا را شکر خوب و خوش هست. همه اطفال ما جور هستن. شکر خدا، کار و بار اردوی ما خوب هست. فامیل ما هم خوب هستن. بیاین، بیاین، بیاین، چرا استاده هستین؟ بیاین اینجا بیشینین. اگر راست بپرسین، از دیدنتان بسیار خوشحال شدم. چون که بسیار وقتها میشه که از شما اول نداشتم که دیگر را نیده بودیم. اکبر جان، ما یک تشویش داریم که امروز اینجا آمدیم. چون یک لکه عجیب داخل چشم جاوید هست. پروانه به تشویش بیادرش هست. از خاطر که چشم های جاوید بچه ما در تاریکی خوب نمیبینه. ما برای پروانه دخترم گفتیم که تشویش نکو کدام گره نیست. مگر باز هم آمدیم اینجا تا از تو پرسان کنیم که چی گره هست. بسیار خوب شد که اینجا آمدید. ما هم این لکه داخل چشم جاوید جان ها میبینیم. این خوب بسیار عجیب هست. من عکس این قصه مرزه چشم را در کتاب دیده بودم. حالا همون را به شما نشان میتونم. ببینین. دواخان اولا کتاب از بالای تاخچه گرفت و گرد و غبار روی جلدش پاکت. کتابا ورق سد و عکس چشم را پیدا کرد. بعد عکس را به پروانه و پدرش نشان داد. پروانه تحجب کرد. او به عکس که شبه چشم جاوید بود سعیل کرد. در قسمت صفیدی چشم یک جای به رنگ خاکسری بود و عجیب به نظر میرسید. مگرم کتاب به زبان انگلیسی بود. پروانه او را خانده نمیتونست. بله. ای خب مثل چشم جاوید هست. در کتاب چی نویشته کاکو جان؟ میشه زامت بکشین بخانیم برای ما هم؟ پروانه جان. جان کاکاش. من برات میخوانم از امی خاطر من کتابا برات آوردم نشان دادم. ببینین. لط لکیه که در چشم پیدا میشه کمبود شدید بیتامین ای هست. که باعث این مشکل میشه. کمبود بیتامین ای باعث شبکوری هم میشه. خوب این را متوجه باش. من صد فیصد بیتمنان دارم که مشکل جاوید جان کمبود بیتامین ای هست. کسایی که بیتامین ای بسیار کم دارن دوچار همین مشکل میشن. که تو پیشتر گفتی دخترم. مشکل را رفتن در تاریکی و رنگ عجیب چشم این مشکل صحی را در وطن ما بسیار بسار آدم ها داره. من این را نمی فهمم که چرا جاوید بیتامین ای کم داره؟ بیتامین ای از چی به دست می آیه؟ در نان که می خوریم بیتامین ای هست؟ نه بی بیادر. بیتامین ای از نان به دست می آیه. مثلا در خروزه زرد یا نارنجی، کدو، زردک، کشالوی شیرین و نارنجی، رنگ، زردالوی خوش و سبزیجات برگدار، بیتامین ای در این چیزها بسیار موجود هست. بیتامین ای معمولا در موژات و سبزیجات نارنجی رنگ یا زرد رنگ یافت می شه. در جگر ایوانات هم و تقم مرگ و لبنیات مثل شیر و پنیر و ماست در این چیزها بسیار زیاد بیتامین پیدا می شه. خوب، خیلی گپ از این قرار هست. اشتهای جاوید خوب هست ولی ما میوه و سبزیجات زیاد نمی خوریم. ما زیادتر برنج و گوشت کته نان می خوریم. ما سبزیجات مثل ترکاری می خوریم اما بسیار کم. به این خاطر بسیار مهم هست که تا میوه و سبزیجات زیاد بخوریم. اما بعضی از اطفال خواستن اطفال وطن ما. متاسفانه بگویم بیادر با امچنان زنان آمله به مقدار زیاد ویتامین آ زاورت دارن. اگر ویتامین آ یا میم ویتامین ای که میگه میشه کم باشه چی خواد شد؟ چرا کم بوده این ویتامین خوب نیست؟ بخاطر از این که اگر ویتامین کم باشه چی ضرره برما میتونه برسانه؟ اگر ویتامین کم باشه چی خواد شد؟ چرا کم بوده این ویتامین خوب نیست؟ اگر ویتامین کم باشه چی ضرره برما میتونه؟ شنوندگان گرامی آل توجه شما را به شنیدن یک آهنگ جرب می نمائیم. بعد شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما آزر می شیم. لطفا ما را فراموش نکنید. دردل و در جان من هستی من و دنیا همه را دارم. دردل و در جان من همه را دارم. اگر یک رحزه از تو دور شبم، همه هم گوش غمون دار شبم. اگر تو یاد نمایی از من، از گوشیه ایج دیگر مار نشبم. اگر یک رحزه از تو دور شبم، همه هم گوش غمون دار شبم. اگر تو یاد نمایی از من، از گوشیه ایج دیگر مار نشبم. که تو ایمان منی، که تو شردار منی، که تو غم خواهر منی، تو خدایم. اصطاد و ایمان من هستی، من به دنیا همه ندارم. دردل و درجان من هستی، من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من هستی، من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من هستی، من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من هستی، من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من هستی، من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من هستی، من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من هستی، من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من هستی، من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من هستی، من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من هستی، من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من هستی، من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من هستی، من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. دردل و درجان من به دنیا همه را دارم. آنگزه جان و در مصرایم چی عزیمی چی عزیمی؟ خدایا چون با هیر انخیره شوه بر این عالم که تو خود صاخته این در اختران عزیم و رد و برد قدرت خود نمایون کرده این آنگزه جان و در مصرایم چی عزیمی چی عزیمی؟ چوبی نم درختان صفت و خورم نوای بلبلا یه برگشم از فرازی که بینم دشت و چمن هم صدای نه نصیم وطن آنگزه جان و در مصرایم چی عزیمی چی عزیمی؟ چو فکر کنم خدا فرزندی خیج دیگ نداشت از آن برگی پیریش که بر سلیب بهر من فدا گردی باریکناز دوشتم قطی آنگزه جان و در مصرایم چی عزیمی چی عزیمی؟ چون نسی آیت با صدای شهید بود سوی سما شمام زین جهان دود بفایش افتن با سرخاس و درود زه سرگیرم و جه همی سرود آنگزه جان و در مصرایم چی عزیمی چی عزیمی؟ خدا یا چون با هیرن خیره شم بر این عالم که تو خود صاحب داری در افتران عزیم و رد و بر قدرت خود نمایون کرده توجه کنید بادرست فیسبوک ما www.facebook.com سلاش رادیو صدای زندگی اگر شما مئل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنهادهایتان را همراه ما مطرح کنید میتانین به شماره تلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید ما به سوالات شما پاسخ خواهیم داد