۲۹ دقیقه
۶ اُکتُبر ۲۰۱۲
رونویسی توسط هوش مصنوعی
PYM JBZ شننده های بیشبه های برنامه از هر گل برگی سلام های پراسفا و سمیت ما نصارتان باد و با درود بی پایان پنجره از هر گل برگی را با لپخند معصومانه بروی خرشید نورفزای شما شننده های بیشبه ها میگوشاییم تا باشه نامه ها و مطالب شما ما را گرمای بیشتر بخشد امیدواریم لحظه هایی را که با برنامه تان هستین از فیض و برکات خداوند که ما را بایی همه کوچکی ما دوست داره انباشت شوید آقای شاهد چطور است که فراوردهای برنامه ای نوبت از هر گل برگی را بر دوست های شننده خود معرفی کنیم بسیار خوب برنامه ای نوبت از هر گل برگی را با ای مطالب آراسته ایم شهزاد خانم داستان کتا موسیقی شهیر موسیقی نان روزانه موسیقی واه موسیقی شهزاد خانم داستان کتا تخلیص از نکندش شهزاد خانم آله که دیپلون گرفتی و بر خودت خانون شدی باید بیشتر به خودت برسی دوست دارم افتیه دیگه که عروسی دختر خالیت است مثل نگین دا مجلس بدرخشید برو از دوستهایت بپرس که از کجا و چی بوتی که میشه لباسهای گران قیمت خرید بله من شهزاد خانوادم بودم خانواده که مثل خیلی ها حقوق بگیر بودند و به سختی زندگیشون را می گذراندند نه اهل ولخرچی بودند و نه توانه این را داشتند که بتوانند شبیه آدم های مرفع زندگی کنند با این حال من برایشان یک شهزاده بودم نه فقط به این خاطر که یگان دختر پس از سی پسر بودم و فرزند کوچک خانواده و دختر زیبا بلکه همه مرا بخاطر شخصیتم دوست داشتند فکر کنم اولین مرتبه مادر کلان خدا بیامرزم بود که در هفت یا هشت سالگی این لقب را بمنداد وقتی که گفت راستی راستی که این دختر یک شهزاده واقعی است بعد از آن بود که مادرم مرا شهزاده و سپس پدرم با این لقب صدایم کردند و پس از آنها برادرانم نیست که هر سی نفرشان دوستم داشتند شهزاده بودنم را قبول کردند در کودکستان و بعدها در مکتب نیست شاید با این لقب صدایم نمی کردند اما همه برایم احترام قائل بودند و من آرام آرام میامختم که به هر کسی که محبت کنی ترا دوست خواهند داشت هرگز روزی را که امتحان زبان تخصوصی داشتم فراموش نخواهم کرد محسل بودم و مجغول گزاراندن امتحانات ترم دوام که دست تقدیر مسیر زندگیم را عوض کرد امتحانم را بخوبی دادم و با خوشحالی از جلسه خارج شدم و به جمع امسنفی هایم پیوستم تا طبق روال هر روزه سه تا از بچه های سنف را که دوستان سمیمی هم بودند سر راه تا نزدیک منزلشان برسانم البته راه خودم دور می شد اما انقدر با بچه ها می گفتیم و می خندیدیم و خوش می گذشت که نیم ساعت دیر رسیدن به خانه برای مهم نبود به پیشنهاد بهاره قرار شد چای بخوریم و از دانشگاه خارج شویم اما انوز به بوفا نرسیده بودیم که مهندس حبیبی معاون اجرای دانشگاه به سراغ ما آمد و با لحن معمولی بمن گفت ببینم پریا مگر نگفته بودی حال پدرت خوب نیست؟ پس بهتر است که زودتر بری خانه تشکر کردم و به بچه ها گفتم پس را بیفتین اما مهندس ادامه داد نه پریا امروز بهتر از زودتر بری خانه می ترسم که دیر شوه یک مرتبه قلبم به تپش افتاد چند روزی می شد پدرم ریزش کرده بود اما یقین داشتم منظور معاون دانشگاه ریزش پدرم نبود شاید دوباره کلیه پدرم دوچار مشکل شده بود پدرم از چند سال دوچار نراحتی کلیه شده بود و از حدود یک سال قبل که هر دو کلیهش از کار افتاد مجبور شد ماهی یک بار دیالایز کند بعدها شد ماه دو بار و از چند ماه قبل هفته یک مرتبه به شفاخانه می رفت و دیالایز می کرد چند قبل داکتر معالجش به طور جیدی اشتار داد باید در فکر پیونده کلیه باشین وز پدرت روبه و خامت هست از همون روز من و برادرانم از هر کس از هر آشنا و دوست پرسان کردیم و بالاخره چند نفر را هم پیدا کردیم اما پس از آزمایش های اولیه مشخص شد که گرده هایشان با گروپ خون پدرم مطابقت نمی کند تا بالاخره مرد جوانی را به ما معرفی کردند که قصداشت یک کلیه اش را بفروشد من که ندیده بودمش اما برادرانم که با او گفت زده و بر سر قیمت چانه زده بودند در تهران کلان شده اما اینجا کسی را نداره پدر و مادرش فوت کردند و باقی فامیلش در جای دیگر زندگی می کند خودش هم از هشت سال قبل که دپلون گرفته سعی کرده شب روز کار کند تا به قول معروف پول دار شود اما حاله که می بینه به هیچ جای نرسیده تصمیم گرفته جاپان بره کار بره البته چون آه دربسات نداره می خواهد با فروش گولیش پول تکت و سایر مسارف را تهیه کند پدرم وقت ماجرای مجید را شنید ابتدا حاضر به قبول گرده و نشد و به مجید گفت خدا خوش نمی شود که من از ناچاری تو استفاده کنم اما مجید حرف پدر را قط کرده و گفته بود موضوع ناچاری نیست تاقا من شما را مجبور به قبول گرده هم نمی کنم هم برای من مشتری وجود داره و هم شما با پول که می تین می تانین مشکلتان را حل کنین اما من بلاخره این کار را خواهم کرد چه شما چه کسی دیگره که به گرده ضرورت داشته باشد بلاخره پدرم قانه شده بود و محصولان شفاخانه هم پس از آزمایش گرده مجید اعلام کرده بودند گرده این جوان از هر جهت گذینه خوبه برای پدرم است سرانجام توافقات اولیه به دست آمد و قرار بود تا آخر ماه عملیات صورت بگیرد اما ظاهرن وضعیت پدر به مخاطره افتاده و قرار بود عملیات پیوند گرده زودتر انجام شود این را موقع فهمیدم که به خانه رسیدم و مادرم گفت قرار از فردا شب پیوند انجام شود پدرت را بردن شفاخانه ساعت بعد در شفاخانه بودم داکتران و متخصصان مجغول انجام آخرین کارها بودند من نیز باید یک کار محرمانه انجام می دادم فروش موتر و پرداخت پول به آقای مجید آن هم در شرایطی که پدر باخبر نشود دو ماه قبل اولین مرتبه که صحبت از خریدن گرده منتره شد وقتی گفتم من موتر را می فروشم تا پول گرده تحیه شود پدرم تور جگرخون شد که بلا فاصله گفت من این موتر را به عنوان توفه قبولیت به دانشگاه خریدم روحی پدر را بهتر از برادرانم می شناختم که وقتی قرار باشد غرورش جریادار شود امکان ندارد کار را انجام بدهد ظاهرن کوتا آمدم و قرار شد فکر دیگره بکنم اما چی فکره؟ برادرانم هر سه کراینشین بودند و پول دربسات نداشتند پدرم هم که قبلا موترش را فروخته و خرچ تحصیل من و مراسم عروسی پسران کرده بود فقط می ماند خانه یعنی تنها دارای پدر که اگر آن را می فروخت دوران پیری و مادرم با دربدری می گذشت این بود که از همان موقع پلان را تره کردم پلان از این قرار بود که قرار است از یک صندوق قرض بگیرم در حاله که واقعیت این بود که چاره جز فروش موتر نداشتم اما حالا باید با ذرافت این کار را می کردم تا پدر بوی نبرد به همین خاطر به سراغ آقا مجید رفتم جوان محجوب و معدبی بود برادرم می گفت آنقدر با شخصیت است که همه داکترها و پرستاران برایش احترام قایلن و دوستش دارند راست می گفتند مجید آنقدر نجابت داشت که حتی بمن نگاه نمی کرد شنمده های مهربان باقی داستان کوتاه شاهزاد خانم را در برنامه آینده خدمت شما پشت کشخوایم کرد دوستی ساکه مهربان باشد تا که جاوه در جهان باشد مواره چون درخت بهار نکه چون شاخه خزان باشد دوستی ساکه مهربان باشد تا که جاوه در جهان باشد دوستی ساکه مهربان باشد تا که جاوه در جهان باشد موسیقی طالب تشنه نخوش کدش آب دریای بکران باشید گفتید تا که مهربان باشید تا که جاوی در جهان باشید نشوید شما در شبستانه همچون خرشید آسمان باشید گفتید تا که مهربان باشید تا که جاوی در جهان باشید سرود بسیار خوبی بود آرزو میبریم عزیزان شنمده ما از شنیدن این سرود خوششان آمده باشد و برکت گرفته باشد بله آقای شاید من مطمئن استم که شنمده آزیز ما از این سرود برکت گرفتن خوب شنمده های نهایت ارچمند حال شما عزیز ها را با شنیدن پارچه شیر دعوت میکنیم که از شایر گرانمایه قراشداغی هست که آنوانش هست برگرفته از توراد برگرفته از توراد نکته ها آورم زده فرمان که کند درد این جهان درمان کلمات خدا بود بشنو گش نازل به موسی امران نه عبادت نه سجده بربت کن نه عبادت نه سجده بربت کن غیر از من را خدای خودتو مخون قتلرگز مکن که میدانی با جهان برابر است انسان دیگرین که زنا مکن هرگز عفت است بیگمان گنج نهان هیچ دوزدی مکن که شعنتو نیست که کند ارزش تو را ارزان مده هرگز شهادت به دروخ هم به امسایت مزن بهتان به زن و خانمان امسایت تومه یا درتمه به هیچ برهان احترام کن به مادر و پدرت احترام کن به مادر و پدرت تیشوت تا که امر تو آسان دشمن من مشوق بد بینی دوست باش و ببین زمن احسان حرف من را زمین تو مک زارش زاسمان است بر دلت باران هیچ کس روی خوش نمی بیند هیچ کس روی خوش نمی بیند روی گیرد اگر زده فرمان شما برنامه از هر گل برگره مشنوین اگر میخواین مطالب تانه بر ما ارسال کنین شما میتونین هم از طریق پوست برما روان کنین و هم از طریق ایمیل آدرس پوستی ما رادیو صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهور پاکستان بله و ایمیل آدرس ما است روشن at afghan radio dot o r g همچنان شما میتونین که از طریق تیلفون همرای ما به تماس شووین و مطالب و شادت و شعر تانه از طریق تیلفون برما بگوین و ما او را در برنامه بر شما میگونجانیم توجو کنین به نمبر تیلفون ما سفر سفر یک پنج سدو چهلو یک پنج سدو پنجا هفتادو یک سی و یک بله وقتو برما زنگ میزنین بگوین که مطلب دارم بر برنامه از هر گل برگه خوب دوستهای گرامی حال بخش خزای روزان فرار رسیده بله آقای شاید خوب شنوندهای گرامی برنامه از هر گل برگه در برنامه گزشتی خود در مورد از ای گبزیدیم که کاهن کی است و ما در مورد کاهن معلومات همه جانبه دادیم و گفتیم که ایسای مسی کاهن اعظم ماست در برنامه این حوبت میخوایم در مورد از ای گبزیدیم که ایسا منحیث کاهن اعظم شفی ماست بله خوب وقتو که میگیم که ایسای مسی شفی و شفاعتگر ماست پس سوال پیدا میشه که او امروز یا فیلن در کجاست خدا را شکر میکنیم که او زنده هست او در قبر نماند ایسا پیروزمندانه از مرق قیام کد و در دست راست خدا پدر نشسته صدها پیغمبری که در دوره مختلف تاریخ به این جان آمده بودند همشان به تاریخ پیوستند و مردند یکانه پیغمبری که مرد و دوباره زنده شد ایسای مسی او زنده هست بعضی ها میگن که او در آسمان چارم هست باید گفت که تشریه کدن آسمان بر انسان مشکل هست وقتو میگیم او در آسمان هست ای به این معنی نیست که مسی در کدام جای در بین ستارهای یا در کدام کهکشان هست وقتو میگیم که او در آسمان هست به این معنی نیست که او در پیشگاه خدای قادر متعال در حضور خداوند هست ایسا یک کاهن هست او کاهن اعظم هست بله قسمی که قبلا گفتیم کاهنا خاست خدا را به مردم بی بردن و خاست و خواهشات مردم را به خداوند بزرگ وقتا انگامه که دعا میکنیم ایتون احساس میکنیم که دعای من را کسی نمیشنوه یا جای برده نشده آیا واقعا خدا دعای من را میشنوه آیا او در فکر من هست آیا او واقعا به من گوش میته وقتو که من گناه میکنم چه اتفاق من افتاد آیا کار من تمام هست ناکام مندم خلاش شد همه چیز دوستای گرامی در بعض ادیان مردم بر ملاحاب و اشخاص مذهبی پیسه میتن تا برشان دعا کنن شما بر اونا پیسه دادین و اونا بر شما دعا حاط کدن آیا ای واقعا معصر واقع میشه؟ آیا هرچی پیسه زیادتر بر اونا بتیم اونا امو قدر زیادتر برما دعا میکنن؟ آیا مردم پولدار و سرمایدار دعای خواه داشتن؟ پس کی برما دعا خواه داشتن؟ وقت گناه میکنم کی برما شفاهت خواهد کد؟ وقت که محکوم میشم کی پالی ماستاد خواهد شد؟ شنمدهی گرامی بخاطر توضیح بیشتر مطلب بر شما ایک مثال میگم تا رو مثال محمود ناوقت مکتب میرسه بخاطر که مادرش مریض بود و او مادر خود در کارایش کمک میکد وقت که محمود ناوقت داخل سنف شد معلم سرش قار شد که چرا ناوقت آمده؟ او رو چوبکاری کد و جزا دادش محمود کوشش میکد که ایلت ناوقت آمدن خود رو بر معلم بگوید مگرم معلم به گبه او توضیح نمیکد بعد دروازی سنف وامیشد و پدر محمود داخل سنف میشد او به نمویدگی از محمود کتر معلم گب میزند او ایلت دیر آمدن محمود رو به معلم توضیح میده خدا نکنه که خدا مثل ای معلم باشه مگرم ما انسان هستیم گناه میکنیم وقته که گناه میکنیم وقته که از رای راست منحرف میشیم کی بر ما و در پال ما استاده خواد شد؟ کی از ما نمویدگی خواد کد؟ کی در حضور خدا از ما نمویدگی خواد کد؟ کسی که ما را بشناسه کسی که ما را درک کنه کسی که درد ما را ایساز کنه کسی که میفهمه ما ضعیف هستیم کسی که در بین ما انسان ها بود و از هم آلات بشر آگاه هست خوب دقت بونین کلام خدا میگه پس چون ما کاهین به ای بزرگی و عظمت داریم که به عرش برین رفته است یعنی ایسا به سر خدا اعتراف ایمان خود را محکم رگاه داریم زیرا کاهین عظم ما کسی نیست که از همدردی با ضعفهای ما بخبر باشه بلکه کسی است که درست مانند ما در هر چیز وسوسه شد ولی مرتکب گناه نگردید پس بیاید تا با دلیری به تخت فیض بخش خدا نزدیک شبیم تا رحمت یافته در وقت احتیاج از او فیض یابیم آمین پس ما میبینیم که واقعا ما یک میانجی و شفاعتگر داریم کسی را داریم که برما شفاعت و دعا میکنه ما ضرورت نداریم به او پیسه و پول بتیم او واقعا برما دعا میکنه و دعای او در پیشگاه خدای قادر متعال مستجاب میشه او بر همه ما شفاعت میکنه مگرم او از ما میخواه که در ایمان خود به او قوی باشیم و علیه همه مظاهر شیطانی استادگی کنیم باید که دروغ نگوییم رشوت نخوریم از فساد دوری کنیم به خاطر پیسه وطن خدا ویران نکنیم انتهاری نکنیم به خاطر که از تمامی ای چیزای بد خدا نفرت داره ما خدا را شکر میکنیم که ایسای مسی منحیص شفی ما واقعا دعا میکنه و واقعیت ای امر در کلام خدا ذکر شده که ایسا برما شفاعت میکنه در رومیان در فصل هشتم از آیت سو یک تا سو چار ای واقعیت میبینیم توجه کنین شنامدهای محرمان که ای آیات برتان میخانم پس در برابر این چیزها چی بگویم اگر خدا پشتی بان ماست کیست که برزد ما باشد آیا خدایی که پسر خود را دریخ نداشت بلکه او را در رای همه تسلیم کرد با بخشیدن او همه چیز را با سخاتمندی بما نمی بخشد چی کسی برگوجدگان خدا را ملامت خواهد کرد خدا آنها را تبره می نماید پس کیست که بتواند آنها را محکوم سازد مسیح ایسا کسی است که مرد و حتی دوباره زنده شد و اکنون در دست راست خدا از ما شفاعت می کند بله خدا را شکر می کنیم که برکات و حدایه بسیار را بما بخشیده مگرم بزرگترین حدیه که برما بخشیده ایسای مسیح یکان فرزندش است پس چی کس ما را محکوم خواهد کرد؟ هیچ کس بخاطر که ده انگام ماکمه ما خدا به تهمتهای شیطان توجه نخواهد کرد بلکه به شفاعت که ایسای مسیح برما می کند به اون توجه خواهد کرد زیرا ایسای مسیح منحیث کائن اعظم این شایستگی و قدرت دارد تا در پیشگاه خدا پدر از ما شفاعت کند بله ولی یک چیز باید بیاد داشته باشیم که اتو فکر نکنیم که چون ما شفیه مثل ایسا داریم هر کار که دل ما شد می کنیم نه اتور نیست ایسا هنگام که در روی زمین زیست باقو مقدس زندگی کرد و از او گناه سر نزد اگر بخواییم که ایسا در پیشگاه پدر از ما شفاعت کند باید که گناه را از روی عمد مرتکب نشبیم خوب دوستای عزیز وقت برنامه ما به دقائق آخر خود رسیده پس ناگذیر هستیم که با شما خداحافظی کنیم شرامدهای گرامی با امید ای که ایسای مسیر را اجازه بتین که شفاعتگر شما باشه برنامه این نوبت خود را به پایان می بریم تا برنامه آینده خدا نگهداره همه شما
۲۲ سِپتامبر ۲۰۱۲
۸ سِپتامبر ۲۰۱۲
۲۵ اوت ۲۰۱۲
۱۱ اوت ۲۰۱۲
۴ اوت ۲۰۱۲
۴ اوت ۲۰۱۲
۲۵ اوت ۲۰۱۲
۱۴ ژوئیه ۲۰۱۲