روحالقدس قناعت دل

  ۲۹ دقیقه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

از کابل تا مهاجرت، ما سفری را دنبال می‌‌کنیم که با کنجکاوی، دشواری‌ها و اشتیاق برای شناخت واقعی عیسی مسیح شکل گرفته است. ما شریک می‌‌سازیم که چگونه سوالات ابتدایی که از شنیدن معجزات در ذهن ما ایجاد شده بود، در میان سال‌های جنگ و مهاجرت از افغانستان زنده ماند و سرانجام به دیداری دگرگون‌کننده با انجیل انجامید. ما تأمل می‌‌کنیم که چگونه ایمان، معنا، استقامت و آرامشی عمیق را به زندگی ما آورد؛ آرامشی که هیچ سختی نتوانست آن را از میان ببرد. ما شنوندگان را دعوت می‌‌کنیم تا این پیام امید، بخشش و نوسازی را برای خود نیز در نظر بگیرند.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

موسیقی ما و ایمان ما موسیقی از نشرات رادیو صدای زندگی موسیقی دوستا و شنوند‌های عزیز رادیو صدای زندگی سلام عرض می‌کنیم امیدوار استیم که جسمان و روحان جور و سرحال باشین دوستای محترم در پلوی ازی که ما در مورد ایمان مسیحی خواد از طریق برنامه‌های رادیو صدای زندگی بخش می‌کنیم برنامه‌های تلویزیونی هم داریم که بر مردم ما مستقیم نشر میشه این نشرات مستقیمه شما می‌تونین که بر روزای سی شمبی ساعت اشت شام به وقت کابل از طریق تلویزیون محبت و یا هم از طریق انترنت تاقیب کنین و برکت بگیرین آدرس ویب ساید ما است www.afghantv.com www.afghantv.com www.afghantv.com خواهر ساره سلام سلام موسیقیان جان چطور هستید؟ بسیار تشکر خواهر عزیز ما خدا را شکر می‌کنم برای زندگی تان برای گواهی تان و برای زی که شما یک مومنه ایسای مسیح هستید زندن می‌خواستم که از شما بپرسم که شما از کجای افغانستان هستید اگر برای بینندگان ما لطفا شوبت کنید بله چرا نه من سلام‌های دیپایان خود برای وطندارهای عزیز خود سریع تا دی برنامه تقدیم می‌کنم و من بله از خود افغانستان هستیم در کابل تولد شدیم در کابل درس خوندیم و کلان شدیم بله بله زندن فکرهار که من شما را شخصا می‌شناسم بعدن بخاطر ازی که جنگ‌ها در افغانستان بود و مشکلات زیاد بود شما به مهاجرت رفتید و در کلام پشور رفتید بله ما بعد از اینی وقت که جنگ‌ها شروع شد ما رفتیم طرف اندستان و درمونده مهاجر شدیم و در یک چند سال درمونده ماندیم بله خواهش می‌کنم قاهر عزیز ما ساره جان برای بینندگان عزیز ما ای را بگویم که شما چه وقت بار اول در مورد عیسای مسی شنیدید بله چرا نه شاید من در شما که کنام وقت قصه کده باشم و گفته باشم که من چطور عیسای مسی ایمان آورده ایم و چطور عیسای مسی را شنفتیم من وقت که خرد بدم حسین جان یک خالی من است که همسن سال من است و ما همیشه یک جای بازی می‌کردیم یک جای قصه می‌کردیم و امروز یکی دیگر بودیم و باورد می‌کردیم که ما از دست که ثمینی بودیم در خانه کلیگی ما را لیلی و مجنون می‌گفتند خود در یکی از امو روزایی که دوران خردتارکیم شاید 7 ساله یا 8 ساله بوده باشم که ما را در خانه دوکان مزیدی که خانه پشت کدام چیز روان کردند خوب یادم است حسین جان که خالیم در را درم قصه می‌کرد خالیم قصه یسای نسیر رو می‌کرد البته امو قصه را که پدر کلانم برای از اون نگفت باز او که مرا نیدید امو قصه را در ما نگفت وقت که خالیم قصه یسای نسیر رو برم کرد دلو دلای گپل خود دفت که یسای نسیر مرده‌ها را زنده می‌کرد این امی جمعه که مرده‌ها را زنده می‌کرد در فکر من سخت شد و امتوان دگر من همیشه به این مورد فکر می‌کردم که خوب یسای نسیر چطور می‌تونست که مرده‌ها را زنده کند در اون وقت من بسیار شرمندوک بودم امیدوارم شرمندوک هستم ولی اون وقت بسیار شرمندوک بودم که هر کسی استوال کنم که برم جواب دتد یعنی زیادتر در مورد یسای نسیر من نمیدونم که چطور این گب در فکر خود خالی نمونده بود یا چطور خودش را در فکر نانداخته بود خب بعض صورت من را بسیار در فکر نانداخته بود خب سالها تیر شد و من در این فکر و خیال کلان شدم و زیاد زیاد علاقه من بودم که در مورد یسای نسیر زیادتر بشناوم و زیادتر معلومات پیدا کنم در اون وقت هم کدر شنیده بودم که ما باید در چهار کتاب ایمان داشته باشیم بله بله بله بله بله بله و در مورد خدا و پیغمبرا زیاد معلومات داشته باشم بله بله بله و این یک موضوع بسیار مهم بوده و واقعا خداوند خداوند فیض خدا دمو کودکی دمو طفولیت بر شما ظاهر ساخته بر شما جاری ساخته فیض خدا که دمو طفولیت در ذهن و قلب تان بندازه که یسای نسیر موردها را زنده می‌کند بله بخاطر از این که من بگم نام هیچ کس را نشنیدیم که بتون موردها را زنده کنه بله بله چطوری یسای نسیر می‌تونست که موردها را زنده کنه بله در من بسیار مهم بوده جالب بوده بله و ما در تمامی انجیل می‌شنیم که می‌خانیم که خداوند یسای نسیر موردها را واقعا زنده می‌کند و او یکی از نام‌های یسای نسیر میگه که من قیامت و حیات هستم هرچند که اگر کسی شخصی بمیره اگر بالای من ایمان داشته باشه باز هم او زنده می‌مانه و او قیام هسته خودش قیام هسته پس بالای یسای نسیر ایمان آوردن انسان قیام میته انسان زندگی میته زندگی که هرگز تمام نمیشه و خلاص نمیشه خوب خوهری عزیزم من می‌خواستم از تان سوال دیگه بکنم پس چی وقت به آرزوی تان رسیدین بله در این وقت جنده ما در اندستان تنهاینده شدیم بله خودتان می‌فهمین که در ماجرت مردم چی قصم زندگی دارن بله خوبتان در اندستان مریضی گرمی بیکاری و دیگه هر قصم مشکلات دیگه بله گرشتی یک خوبی داره حسین جان که امی مشکلات آدم بردبار می‌سازه امتونی؟ واقعا واقعا امی غرور آدم هم نشکننه که امی انتخاب انسان در فکر خدا بسته بله شما هم ماجرت از زندگی چقدر مشکلات زیاد داره نیم بله بله بله خوب به هر صورتش در مو شرایط سخت خداوند من را بارزن رسان بیسان جان یک روز در مو گرمی‌های اندستان ساتای دو یا سی راجی روز بود کل ما در مو اطاقت خرد غریبانه خود که امرای پدرم شان یک جه زندگی می‌کردیم بله چشته بردیم که دفتن متوجه علماری کتابا شدم بله چشم به انجیل خورد که درمو علماری خانه مندگی بود بله من نایفهم که انجیل از کی آورده بود من نایفهم که را برادرم از کدوم جای آورده بود یا همشیرین کرس انگلیسی می‌رفتی را از اینجا آورده بود ولی انجیل به زبان فارسی بود بله خب ما خیستم و انجیل را گرفتم و شروع کردم به خاندنش بله باور می‌کنیم که هر صفیشه که می‌خاندم احساس می‌کدم که یک گوهر درانباره که سالها در انتظارش بوده می‌افتیم بله امود قصایی که چندین سال پیش خالیم برم گذشته بود و دیگه قسمت‌های انجیل‌ها خاندم بله وقت که ما در سر انجیل مطهار رسیدم انجیل مطهار را می‌خاندم فصل دو ما خاندم این قسمت مصیر زندگی من را بیخی تغییر داد و من را تطلیل کرد بله اجازت دیتان اگه باشه من چند آیت از این فصل‌ها می‌خانم خوشم نمیخانم شاید وقت کمتر داشته باشیم ولی من چند آیتشا می‌خانم بله می‌خانش داره چرا نه بفرماییم انجیل مطهار فصل دو آیت یک تا سه نشته شده که ایسا در ایام زمامداری ایرودیس پاتشا در بیت لحن یهودیه تولد یافت بله پس از تولد او ستاره شناسان از مشرق زمین باروشیلیم آمده پرسیدند پاتشای نوزاد یهودیان کجاست؟ ما تولد ستاره او را دیده و برای پرستش او آمده ایم وقتی ایرودیس پاتشا این را شنید بسیار پریشان شد و تمام مردم اوریشیلیم نیست به تشویش استادند بله بلد آیت اش نشته شده که ایرودیس پاتشا در ستاره شناسان گفت بروید و بعد قطب به دندال آن کدک بگردید و همین که او را یافتید بمن خبر دهید تا من هم بیایم و او را پرستش نمایم بله بله آیات 12 و 13 آمده که چون در آلام خواب با آنان گفته شد که در نظر ایرودیس باز نگردند از راهی دیگر به وطن خود برگشدند بله پس از رفتن آنان سرشته خداوان در خواب به یوسف ظاهر شده تخیز کدک و مادرش را بگیر و به مصر فرار کن و تا وقتی که به تو نگویم درانجا بمان زیرا ایرودیس می‌خواهد کدک را پیدا کند و به قتل برسند بله آیات 14 الا 18 بله پس یوسف برخواست و مادر و طفل را گرفته در عمان شب آزم مصر شد بله وقتی ایرودیس متوجه شد که ستاره شناسان او را فریب دادند یعنی که دوباره پیشش نرفتند بله بله ژیار غزتناک شد و فرمان قفل آم پسران دو ساله و کمکر را در بیت اللهم و تمام اطراف آن مطابق تاریخی که از ستاره شناسان جویان شده بود صادر کرد بله به این ترتیب کلماتی که به وسیله عرمیه پیانبر یا عرمیه نبی بیان شده بود به حقیقت پیوست بله صدای در رامه به گوش رزید صدای گریه و ماتم بزرگ راهیل برای سرزندان خود گریه می‌کرد و استفدالی نمیپذیرفت زیرا آنان از بین رفتند بله بله بله خاندن از این آیات در من بسیار جالب بود که چطور یک پاچا با اون قدرت خود از یک طفل نوزاد می‌پرسند بله بله بسیار جالب هست نیست؟ بله بله که بخاطر یک طفل قتل آمد تمامی اطفال منطقهش تمامی اطفال منطقهش زیر دساله اعلام می‌کنه و صدها مادر را به غم می‌شنه بله من جلال آشتاین را گرفتن نمیتونستم سنگ جان بله بله در اون وقت من احساس کردم که ایسای مسیح یک انسان معمولی نبود بله اون قدرت داشت بله اون اون یک قدرت داشت سنگ جان که حتی پاچاها از اون می‌تحصیلن بله بله بله من شوبرم خواهیش کردم که اگه امکان داشته باشه اما که من فلم ایسای مسیح را بیدنم اون برادر بفتاها چرا نه و زیر خوش هم شد بله و یک روز این برادر ما را در خانه خود دوت کرد من فلم ایسای مسیح را بیدنم و زیاد برکت گرفتم بله و بعد از اون امو برادر ما را به ما گفت که در روزای شمبی در خانه خود مرسل دعا دارن بله بله بله بله بله و من می‌فهم خوهر عزیز که شما سرود‌های بسیار مقبول دری را سرود‌های مسیحی را صبت کردین که وطن دارای عزیز یک سرود بیچار شیرین خوهر ما سارا را برتون می‌شتمونیم و دانی جب لخوه من بوان می‌هاد سه هد بیرون تو عینی کن شمونی من چونین گفتی که آگاهی سینا ندا نموه من بوان می‌هاد سه هد بیرون تو عینی کن شمونی من چونین گفتی که آگاهی سینا ندا نموه من گهی فرس و دگی و غم زمانی شادی و عزت و درگاهت شکابانم که بازستان بسوی من در این دنیا تو را دارم یک آدم مهربانی من و وقت اخرام همه در تو تو استیاب روی من در این دنیا تو را دارم یک آدم مهربانی من و وقت اخرام همه در تو تو استیاب روی من تو را دارم چی خوشبختم همیشه شاد خوشبختم خوشان روزی که پای بستم به تو این مهربانی من تو را دارم که رو خواهم تو این مقصود و همراهام بنان تا تو این آرامم تو این کشگانی من تو را دارم که رو خواهم تو این مقصود و همراهام بنان تا تو این آرامم تو این کشگانی من یک دفعه در این کمپای فامیلی می‌رفتیم منطقه بسیار مقبول و سرسبت که در اونجا خدا را پرستش می‌کردیم از کلام خدا تعلیم می‌گریفتیم خدا ما را درکت می‌داد برادر ما الناتان باقستانی در یادیم آمدند که اگر این برنامه را می‌شتمند ایشان از کلام خدا بخش می‌کدند بله اونمون برادرها و خواره ایرانی ما زیاد باعث درکت ما شدند زیاد باعث رشت ما شدند بله واقعا من بسیار زیاد ورد دوست دارم من بله خب ما تا فیلن خدا را پرستش می‌کنیم کتاب انجیل شریف را می‌خانیم و با دگه ایماندارای نسیه شارکت داریم بله خدا را شکر و من دمه قدر مدت یعنی تقریبا یک 12-13 سال شد که من ایسای نسیه را شناختیم و ایمان آوردیم انجیل مقدس را می‌خانم و من فهمیدم و ایمان دارم که ایسای نسیه نه تنها مجزه می‌کنه نه تنها ارده‌ها را زنده می‌سازه نه تنها مریض‌ها را شفا میده و اروای ناپاک از وجود انسان‌ها بیرون می‌کنه یا ای که کرا را دینا می‌سازه بلکه او چشمای دل ما را مواز می‌کنه آمین چشمای روحانی که خیلی خدا را درک کنیم و دوتا زیریم آمین این خوشی را که در مقدر سال‌های ما احساس کردیم در قلب خود ایسای خوشی را ما نمیتونیم در دنیا برست بیاریم بله یا نمیتونیم که توسط داشتن پول دارهی ما یک قصم خوشی را برست بیاریم همونطوری؟ بله بله ایسای مسیح خداوند نجات دینده ایم که تمام گناه مرا توسط خون خود ششته و مرا پاک ساخته بله مرا یک گفت ایسای مسیح یک فرمودیش بسیار خوشم نه که در انجیل مطا در فصل 11 آیت 28 نشته شده ایسای مسیح در این آیت میگه که ای تمامی زحمت کشان و گرانباران نزد من بیایید و من شما را آرامی خواهم داد بیشتره در آیت 29 میگه یوغه مرا برخود گیرید و از من تعلیم گیرید در آیت 30 میگه از من نرمدل و بیکبر هستم و جانهای شما آرامی خواهد یافت واقعا خوهر عزیز ما ساره خدا را شکر می‌کنیم برای گواهی بسیار شیدین تان و من ایمان دارم که وطندارای ما برکات زیادی حاصل کردن ازی که خداوند چطور در زندگی شما کار کرد و خداوند چطور در طفولیت حتی ایسای مصی مردگان زنده می‌کنه امروز هم ایسای مصی مرده‌ها را زنده می‌کنه در حقیقتش انسان‌ها انسان‌ها تماما از جلال خدا محروم هستن و ما همه هر کسی که هستیم روحانا ما مردیم و ایسای مصی وقتی که در قلب ما می‌اید ما زنده می‌شیم امی یک دیگه زنده شدن دیگه زنده شدن است که در ایسای مصی ما تولد نو حاصل می‌کنیم خواهد عزیز ما شما اگر کدام پیام دیگه بر شنونده و بیننده عزیز ما داشت باشین این پیامتان چیست بله بر وطندارای عزیز و رنگ دیده ما ما می‌خوایم بگویم که ایسای مصی در کتاب مقدس انجیل وعده کده و گفته بله بله بله بله بله آمین آمین آمین آمین آمین آمین خدا حافظتان باشه ایسای مسیح وعده میده که او بر شما سلح و آرامش حقیقی را میده و امو قسمی که خوهر ساره از انجیل مقدس بر اما بخش کرد که ایسای مسیح میگه ای تمومی کسایی که زیر بارهای گرنگ هستین و زحمت می‌کشین پیش ما بیاین پیش ما بیاین من بر شما آرامش میدم و این آرامش ایسای مسیح وعده میده بر شما امروز اگر شما باید ایسای مسیح ایمان بیاریم فقط یعنی مقد دعا کنیم ای خداوند من شکر می‌کنم که تو من را دوست داری من شکر می‌کنم که تو من را یه قدر دوست داشتی که به صورت انسان آمدی و بار گناه‌های من را برداشتی و حتی خونت ریختی و حتی مردی و دفن شدی ولی خدای شکر می‌کنم که در روز سیوم تو از مردگان برخواستی تو غالب شدی بر موت و گناه خدای من توی ایمان می‌ارم به حیث خداوند خود و به حیث منجی خودتون را می‌پذیرم خدای تو من را بپذیر به حیث خادمت به حیث فرزندت به نام ایسای مسیح خداوند آمین مستی مرا دیهات ندا آروز رواماز پشتیصد آروز رواماز پشتیصد مستی مرا دیهات ندا آروز رواماز پشتیصد آروز رواماز پشتیصد دوسته عزیز اگه خواستداریم معلومات بیشتر در مورد ایمان مسیح ما هستین می‌تونین برما نامه یا ایمیل رواند کنین لطفا آدرست ما را یاد داشت کنین آدرست ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهر پاکستان تا برنامه بعدی شما را به خداوند یکتا متعال و پر از محبت و راستی بسپاریم روز بگذرد و آیت شبه تار از قصه لطفش گیرم قرار روز بگذرد و آیت شبه تار از قصه لطفش گیرم قرار کنم قصه مسیمه را به هد ندا هر روز روام از پشتی تا موسیقی دنیای ما در امکه گنار ماشاو دوبا فلکی تا پنار دنیای ما در امکه گنار ماشاو دوبا فلکی تا پنار دیانسته مسیمه را به هد ندا هر روز روام از پشتی تا