۳۰ دقیقه
۳۱ ژانوِیه ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
خدایا مرا براه راستی هدایت فرماه رادیو صدای زندگی تقدیم می کند در خدمت شما برنامه راستی شنودگان عزیزه برنامه گیراهی راستی سلام خوشحال استیم که از تریق سلسله برنامه های گیراهی راستی در خدمت شما عزیزان قرار داریم ما را امیدبران است تا همه شما عزیزان با خانواده و دوستان تان در حفظ و پناهی خالق بینیاز بوده و آماده شنیدنه برنامه این نوبت ما باشید درست این نوبت خش را مثل همیشه بنامه خداوند مهربان آخذ می کنیم خدای که می خواهد تمام انسانها راه راستی را که او برای آنها برگوزیده است بدانند تا باوای زندگی عبدی داشته باشند شنوده ارچمند در درست گزشته خاندیم که خداوند برای دادن احکام درگانه ای خش برای قوم اسرائیل در میان آتش در کوی سینا نزول کرد ما دیدیم که چیگونه کوی سینا در میان دوده که در اثر نزول خداوند در میان آتش وارد و برد پدید آمد فروح رفته بود خداوند برای بنی اسرائیل فرمود تا به کوی سینا نزدیک نشوند مبادا بیمیرند خداوند میخواست برای آنها نشان بدهد که او چقدر مقدس است در این درست درنظر داریم تا هر یکی از احکام درگانه را مورد برسیق قرار داده با زندگی روزمره ای خش مقایسه نماییم تا بدانیم که ما در چی وزیعت در برابر خداوند یکانه قرار داریم متعلای خود را از فصل بیستومه بخش خروج کتاب تورات آغاز می نماییم زمانه که خداوند در میان دود و آتش در کوی سینا نزول کرد این کلمات را گافت من خداوند خدای تو هستم همان خدایی که تو را از اصارت و بندگی مصر آزاد کرد تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد این نخستین حاکمه باشد خداوند فرمود تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد او به تنهای خود باید خدای ما باشد خداوند در جلال خود کسی دیگر را شریک نمی سازد خداوند خالق یک تا یکانه کسی هست که باید او را عبادت کنیم اما چیزی که ما در این ملک و جاهای دیگر می بینیم کاملا متفاوت هست مردم بعضی از اشخاص را به قدر می ستهند که این وسطهایش صرف شایسته خداوند هست فقط نام خداوند مقدس و عظیم هست او فقط لایق تمامی عبادت و اعتماد هست و بس اما با جود این وقت مردم مشکل دارند یا در زندگی دوچار معانه می شوند به این فکر نمی کنند که باید به خدای که ایشان را آفریده هست رجوع کنند و دعا نمایند در ایوز توجه ایشان به انسانهای معنند خودشان بوده و جای را برای انها می دهند که متعلق به خداوند می باشد چون این عمل به این معناست که انها کسی دیگری را بجای خدای خود می دانند داشتن خدای دیگری بجاز خداوند متعلق گناه می باشد در دومین حکم خداوند می فرماید خدای غیور هستم و کسانی را که با من دشمنی کنند مجازات می کنم در این آیت خداوند برای ما حاکم می کند تا خود را از بودها حفظ نماییم منظور از بود صرف مجسمه های نیست که در بودخانه ها یا منازل بعضی از مردم می باشد هر چیز که میان ما و خداوند قرار بگیرد می تواند یک بود باشد برای بعضی مردم شاید بازی فوتبال یک نوه بود باشد چون برای آنها فوتبال مهمتر از خداوند می باشد برای بعضی ها هم دیدن برنامه های تلویزیون یک بود است آنها توجه به کلام خداوند ندارند تا آن را بدانند چون آنها هیچ کار جز نشستن و تماشای تلویزیون ندارند برای بعضی ها پوشیدن تلویز ها برای جلب توجه دیگران یک نوه بود پرستی می باشد چون آنها خداوند را برای خود کافی نمی دانند برای بعضی ها هم سروتشان یک نوه بود می باشد چون پول و ادارایشان جای خداوند را در دلهای آنها گرفته است آنها حتی بخاطر به دست آوردن پول دست به کارهای می زنند که مورد پسند خداوند نمی باشد این چون این اشخاص پول خود را خدای خود می دانند هر چیز که جای خداوند را در انسان بگیرد باد می باشد در ثومین حاکم خداوند می فرماید از نام من که خداوند خدای تو هستم سوی استفاده نکن اگر نام من را با بهترامی به زبان بیاوری و با آن قسم دروغ بخوری تو را مجازات می کنم واقعا خداوند نمی خواهد که ما نام مقدس او را به هوده استفاده کنیم اما تقریبا هر روز ما می شنویم که شخص برای دوستش یا امساهاش می گوید که انشالله این کار یا آن کار را خواهم کرد یا انشالله با فلان جای خواهم رفت در صورت که آن شخص واقعا در قلبش خواستار انجام آن عمل هم نمی باشد در حقیقت خواست خدا از ذهن اینچونین اشخاص بسیار دور بوده و اون نام خداوند را فقط برای این بکار می برد که دوستش یا امساهاش گبه او را باور نماید و این گناه می باشد بعضها می گوید ولا و یا به خدا که من این کار را نکردم در حال که خود می داند که آن کار را انجام داده است یا شخص دیگر می گوید ولا و یا به خدا که این کار را انجام خواهم داد در حال که در دل خود می داند که او این کار را نخواهد کرد اما او فقط به این خاطر به نام خدا قسم می خورد که شخص شنونده دروغهای او را باور نماید کسی دیگر می گوید خداوند می داند که من این کار را خواهم کرد یا برعکس آن در حال که همه آن دروغ می باشد این ها همه سوی استفاده از نام مقدس خداوند می باشد کلام خداوند می فرماید پس سخن شما فقط بلی بلی یا نه نه باشد زیادتر بریم از شیطان است خب شنمده ای گران قدر خداوند زمن چهارومین حکم خود برای قوم اسرائیل گفت روز سبت را بیاد داشته باش و آن را مقدس بدار در هفته شش روز کار کن چون خداوند در شش روز آسمان و زمین و دریا و هرچی را که در آنها است آفرید و روز هفته دست از کار کشید در اینجا ما می بینیم که خداوند از قوم اسرائیل می خواهد تا در هفته یک روز استراحت نموده و خداوند را احترام نمایند در پنجومین حکم که برای قوم اسرائیل داد گفت پدر و مادرت را احترام کن تا در سرزمین که خداوند خدایتو به تو خواهد بخشید عمره طولانی داشته باشی در اینجا می بینیم که پدر و مادر ما شایسته احترامی ویجهی می باشند و ما باید به اشان بسیار احترام نماییم اما نسل امروزی این حکم را بسیار کم انجام می دهند ما می بینیم وقت مادر برای فرزندش چیز می گوید فرزند باید اتاعت فورا جواب منفی می دهد یا روی خود را از پدر و مادر گشتانده برای خود می روند اشان پدر و مادر خود را احترام نمی کنند آنها فقط پدر و مادر خود را آزار می دهند اما این روش متابقت با تعلیم ندارد که ما از حکم پنجوم یاد می گریم اراده خداوند این است که فرزندان با پدر و مادر خود احترام بگذارند و در تمومی امور که متابق رضای خدا باشد از اشان اتاعت نمایند خداوند در ششومین حکم خود می فرماید قتل نکن در اینجا خداوند می گوید هر کی قتل کند در برابر خدا گناه ورزیده است چون خداوند یکانه کسی است که برای همه زندگی و جان می بخشد که کشتنی یک انسان به مسابه نفرد داشتن از خدا می باشد چون خداوند انسان را شبیه خود آفریده است کلام خداوند نیز برای ما نشان می دهد که قتل صرف کشتن انسان نمی باشد چون کلام مقدس می فرماید هر که از برادر خود نفرد داشته باشد قتل است چیزی را که بی ساری ها رد می کنند این است که خداوند نفقت اعمال انسان را مورد قضاوت قرار می دهند بلکه افکار و اندیشه های انسانی را نیز مورد قضاوت قرار می دهد بنابراین کینه، نفرت و قتل همه در نظر خداوند یک سان می باشد در هفتمین حکم خداوند فرمود زنا نکن ازدواج یک توفه گرانبه ها از طرف خداوند می باشد خداوند می داند که چی با فایده ما می باشد به همین منظور وقت مرد ازدواج می نماید خداوند از اون می خواهد تا رابطه خود را با خانم خود محدود داشته باشد و از داشتن رابطه نامشو با زن بیگانه ای اباورزد کلام خداوند می فرماید مردان باید همانطوری که با زن خود را دوست دارند زنان خود را دوست داشته باشند و هر کس زن خود را به هر سببی بجوز سبب رفیق بازی و زنا طلاق دهد و با زن دیگر ازدواج نماید مرتکب زنا می شود مردان از حکم خداوند سرپیچی نموده و کار را انجام دهند که خداوند منع کرده است اکثرن نتیجه عمل گنالوتشان را در بدنهای خود دریافت خواهند کرد به همین لحاظ بیماری های مخلق و به شمار دامنگیری اشخاص می شود که رابطه جنسی نامشرو خارج از حدود ازدواج دارند که خداوند برای آنها معین نموده است یک چیز دیگر را نیست باید بدانید و این که زنا صرف چیزی نیست که ما با بدنهای خود آن را انجام می دهیم بلکه از ذهن انسان سرششمه می گیرد در این رابطه کلام مقدس چونین می فرماید هرگاه مرد از روی شهوت بزن ببیند در دل خود با او زنا و رفیق بازی کرده است در هشتومین حکم خداوند می فرماید دوزدی نکن این حکم بسیار روشن است این را شما باید بدانید در نظر خداوند که ما را داوری خواهد کرد دوزدی صرف به معنی گرفتن پول یا مال که مربوط ما نیست نمی باشد بلکه اگر شما در دل خود هم خواهان گرفتن مال دیگری باشد حتی اگر آن را نگیرید باز هم در دل خود مرتکب دوزدی شده اید چون خداوند به قلب های ما نگاه می کند دوزدی دارای جنبه های مختلف می باشد طور مثال اگر کسی در بدل پول کار را برای شما وگذار می کند و فکر می کند که شما کار خواهد کرد اگر شما وقت را زایی می کنید و کار را به درستی آن انجام نمی دهید این یک نوع دوزدی می باشد بله شما از مفاد کار فرمای خود دوزدی کرده اید و آیا می دانید که جزای دوزدی و هر گناه دیگر چیست؟ این جزا عبارت از مرک و داخل شدن با آتش جهانمه است که هرگز خاموش نمی شود خداوند در نهومین حکم خود فرموده است دروغ نگو این هم کاملا روشن می باشد خداوند خدای حقیقت می باشد و از دروغ نفرد دارد انسان فکر می کند که این مباه است اگر کسی به خاطر جلو گری از مشکل و برقراری آرامش اندک دروغ مسلحت آمیز بگوید اما با خدای حقیقت جایی برای دروغ مسلحت آمیز وجود ندارد خداوند می فرماید هر کسی که دروغ می گوید مطابق سرشت شیطان عمل می کند زیر او دروگو و پدر تمام دروگو ها است شیطان اجداد ما آدم و هوا را با دروغ خود فریب داد واناسم او با فریب دادن مردم توسط دروغ خود ادامه می دهد هر کسی دروغ بگوید مثل شیطان است خداوند در دهومین حکم خود می فرماید چشم تمه و مال و ناموسی دیگران نداشته باشد به فکر تصاحب غلام و کنیز، گاو و اولاغ و اموال همسایت نباشد این حکم براوشنی برای ما نشان می دهد که خداوند می داند که قلب تمامی انسانها شرور و فاسد می باشد تمه و حرس و آز چیز است که در قلب تمامی فرزندان آدم وجود دارد قلب های شرور ما باعث این می شود تا با نظر شهبت آلود به همسر شخصی دیگری نگاه نماییم یا چشمان خود را به مال بدوزیم که از دیگری است ولی ما آن را نداریم این ها همه گناه هست چون کلام خداوند می فرماید زیرا ما چیزی به این دنیا نه آورده ایم و نمی توانیم از این دنیا چیزی ببریم پس اگر خوراگ و پوشاگ داشته باشیم با انها قناعت می کنیم دوست من حال اگر می خواهید خود را امتحان کنید که آیا تا به حال از ده حکمه که خداوند برای موسادات اطاعت نموده اید یا نه می توانید دو سؤاله از خود بکنید اول این که رابطه من با خداوند چیگونه است؟ دوم این که رابطه من با مردم چیگونه است؟ خود را صادقانه تفتیش نمایید و تحت سؤال قرار برده اید آیا خداوند را با تمام دل و جان دوست دارید؟ در مورد رابطه ایتان با مردم چی دار؟ آیا همسایه ایتان را برابر خودتان دوست دارید؟ آیا به دیگران نزبت به خودتان بیشتر اهمیت قایل می شوید؟ آیا به همان اندازهی که به فکر خود هستید به فکر هم قطران خود نیست هستید؟ آیا چیز را که اتباقات دارید دیگران برای تان انجام دهند خود نیست برای دیگران انجام می دهید؟ شنانده ای ارجومند اگر جوابهای شما برای این سؤالات بله نباشد این را بدانید که در مقابل خداوند شما یک فرد مقصر می باشید با آسای خود شما نمی تونید هیچ امید بجاز محکومیت در عدالت خداوند را داشته باشید کلام مقدس می فرماید سزای بزدلان، بی ایمانان، فاسدان، آدم کشان، زناکاران، جادوگران، بطپرستان و انبای دروغ گویان در یاچه از شوله های آتش و سنگ گوگرت خواهد بود خداوند مقدس هست و نمی توند ناپاکی را تحمل کند او کامل هست و نمی توند اعمال ناقص را قبول نماید به همین منظور است که کلام مقدس می فرماید اگر کسی تمام شریعت را رعایت کند و فقط یکی از احکام آن را بشکنند باز هم در مقابل تمام شریعت مقصر است زیرا هیچ انسانی در نظر خدا با انجام احکام شریعت آدل شمارده نمی شود چون همه گناه کردند و از جلال خدا کم آمدند بره دوست عزیز کلام خداوند روشن است همه گناه کردند و از جلال خدا کم آمدند هر که همیشه تمام آنچه را که در شریعت نوشته شده است بجان نیاورد خدازده است خدازده است شنمدهی گرامی شاید کسی سؤال نماید که خب پس چرا خداوند این احکام را برای مردم داد در حال که هیچ کس نمیتواند کاملا از آن اطاعت نماید این سؤال خیلی مهم می باشد خداوند در درس آینده ما خواهیم دید که کلام مقدس برای این سؤال چی جوابه می دهد امیدوارم که درس آیندهی ما را نیست تقیب نماید خب شنمدهی گرام قدر با خاندن آیت از کلام مقدس همگی ایتان را به خداوند متعالم از باریم دعای ما این است تا خداوند حقیقت مهم را که در این حایت نفته است برای شما آشکار نماید اگر کسی تمام شریعت را روایت کند و فقط یکی از احکام آن را بشکند باز هم در مقابل تمام شریعت مقصر است دوستانی عزیز حالا شما را به شنیدن شهادت یک برادر مسیحی ما دوت میکنیم این شخص سادو سندرسنگ است که در پتیاله اندوستان به دنیا آمده است سندرسنگ در خانواده به دنیا آمده است که تعلیم مذهبی سگ دران لازمی بود مادرش از طفولیت به او یاد داده بود که هر روز صبح در دعا از حدا در خواست انزای روحانی کند بعضی روزها سندرسنگ لحج میکد و میخواست اول چای بخورد باز دعا کند اما مادر خداپرست او بعضی اوقات به زور و اکثران به محبت او را رازی میکد که قبل از همه باید نام حدا را یاد کند دران زمان او قدر و قیمت این تربیه روحانی را درک نمیکرد اما بعدن وقتی که اون روزها را بیاد میاورد قلبش از شکرگذاری لبریز میشد و به حاتر مادرش از حدا شکر و سپاس میکرد زیرا مادرش محبت کردن حدا را در شیر حد به او تغذیع کرده بود تا ایک مدت مادرش از کتابهای مذهبی اهل اونود به او تعلیم میداد بعد از اون او از پندت ها و سادو ها تعلیم آسل کرد اگرچه از این تعلیمات تا عده آرامش رویی آسل میشد اما اطمینان حقیقی که روح سندر سنگ به حاتر آن میتپید به دست نمیامد به حاتر آرام ساختن روح پرتلات محط سندر سنگ تا نیمه های شب کتاب میخوان تا به ایک طریقی اگر بتواند تشنگی روحانی خود را برطرف بسازد وقتی که سندر سنگ انوشت چارده ساله بود مادر و برادرش وفات یافتند او رنگ میبرد که چرا نمیتواند بانها در جهان دیگر ملاقات کند سندر سنگ در یک مکتب ابتدایه که از طرف مسیان داهر شده بود داحل شد در این مکتب حاندن انجیل جز مزامین درسی بود چون سندر سنگ چیزهای نادرست در مورد انجیل شنیده بود از حاندن آن انکار کرد او به سندر چارم رسیده بود که این مکتب را ترک کرد و در یک مکتب دولتی داحل شد اگر چی آیات از انجیل مثل حدا محبت است و به نزد من بیاید من به شما آرامی حوامداد که در مکتب شنیده بود در دلش یک کشش عجیب پیدا کرده بود اما با وجودان هم با آن محالفت زیاد می کرد تا این که در سال 1904 یک روز با بیقراری قلبی پیش روی پدرش و اشخاص دیگر انجیل را پاره کرده سمحتاند سندر سنگ می گوید این کار بیقراری قلبی و پریشانی ذهنی مرا زیادتر ساخت در روز سیام بعد سمحتاندن انجیل وزن بسیار حراب شده از کنترول حارج می شد تا این که سابه وقت 3 بجه از حواب بیدار شدم بعد از امام کردن تصمیم قطعی به حدکشی گرفتم و گفتم حدا اگر به سوالاتم جواب نداد قبل از روشن شدن روز حد را زیر ریل کرده حدکشی می کنم می گفتم اگر حدای وجود دارد حد را بمن ظاهر سازد و بمن اتمینان بده و راه نجات از این حالت نشان بده تا این که حدای زنده بشکل بمن ظاهر شد که من فکرش را هم نمی کردم زیرا من فکر می کردم اگر حدای بمن ظاهر هم شود بشکل حدای که در مذهب اهل اونود تصورش را می کردم و آن را حدای حقیقی می دانستم حواد بود تا این که ساعت 4 نیمه صبح عیسای مسیح که من او را مرده فکر می کردم بر من ظاهر شد و بشکل بر من ظاهر شد که اتاق تاریک من مثل روز روشن شد من چهره محبوب و مهربان و نورانی او را دیدم که بمن گفت چرا بمن آزار می رسانی ببین من بخاطر تو و برای نجات تمام دنیا بر سلیب جان دادم ایچ فراموش نمی کنم این کلمات مثل برق در دل و روح هم داحل شدن و من دفتن در قدم های او افتیدم دلم از اتمینان و خوشی لبریش شد و فوراً تمام زندگی هم دگرگون شد سندر سنگ قدیمی مرد و یک انسان جدید برای حدمت مسیح زنده تولد یافت بعد از این موجزه مسیح در مرکز زندگی سندر سنگ قرار گرفت او لحظه بعد از دیدن رویا پیش پدر خود رفت و به او در مورد ایمان خود به عیسای مسیح بشارت و شهادت داد با شنیدن این حبر تمام خانواده و اقارب بر او فشار آوردن تا از ایمان خود انکار کند وقتی که انها متوجه شدن که او در تصمیم خود جدید است به ازیت آذار من شروع کردن اما تمام آذار و تکلیفان ها در برابر رویای زندگی که او دیده بود ایچ بود مندن موی بر بدن یکی از نشانه های پنجگانه مذهب سک است سندر سنگ موی سر حضره تراشید وقتی که پدرش به او متوجه شد دیدن او را تعمل کردن نتوانست به او امر کرد که فوراً خانه را تر کند و دیگر ارگز بر نگردرد او تنها و بیکست بی خانه با چند پیسه و مقدار نانی که ازای خانواده اش برایش داده بودند خانه را تر کرد سندر سنگ بعد از احراج از خانه به طرف دیه که مسیحان دران زندگی می کردن وارد شد در هر زرا به خاطر رفع گرسنگی خواست از نانی که در خانه با او داده بودن بهارد اما در نان زهر محلوت کرده بودند ازای خانواده او به خاطر از بیندفتن شرم و بدنومی مرگ او را بیتر دانسته بودند او به صورت معجزانه به دیه رسید شفای افت و شامل مکتب مسیح شد بعد از مدت چند حوصل تحمید گرفت در وقت تحمید گرفتن او انقدر احساس حوشی کرد که تمام درد و رنج خاند را فراموش کرد او احساس کرد که با ایمان آوردن به مسیح کاملا پاک شده و به انسان جدیده تبدیل شده است سی و سه روز بعد از تحمید گرفتن او با چند کتاب و چند توتر لباس که داشت با انها هم حدافزی کرده لباس سادوی پوشید باعث سادوی مسیحی برای بشارت دادن به مسیح عرقت کرد سادو سندرسنگ با پای برانه یک شال نازک برشانه و یک کتاب انجیل به زبان اردو در زیر بغنلش به سفر بشارتی حد شروع کرد اولا در منطقه حد یعنی پنجاب به بشارت شروع کرد دهی بدهی مجده نجات هیسای مسیح را به مردم میرسند بعد از سفر بشارتی در منطقه پنجاب داخل بلوچستان شد و از اونجا در کنار سرعد افغانستان به جلالاباد رسید و از اونجا به پشوار بازگشت پاهای او کاملا زحمه شده بودند مسیحان پشوار او را تدابی کردند در روز یک شمبه او در کلیسا موزه کرد و به مردم در مورد سفر حد به جلالاباد همه چیز را بیان کرد که حدا چطور او را محافظت کرد او می گوید وقتی که به جلالاباد رسیدم مردم حبر شدند که یک سادوی مسیحی آمده است فورا در فکر کشتن من شدند اما شخصی که نزبتا نرم دل بود من را از این تصمیم آنها اطلاع داد من از شهر حاره شده در یک سرایه که چط نداشت پنا بردم در این سرایه قافله هایی که از آسیای مرکزی می آمدند توقف می کردند شب را در زیر باران و سردی زیاد سپری کردم فردای صاب وقتی که آتش روشند کردم و کالای خود را حشک می کردم با تحجب دیدم که یکی از حوانین جلالاباد با نوکرهای خود آمد وقتی که من را زنده دید ایران موند فورا به من تعظیم و احترام نموده گفت واقعا تو بنده الله استی من را به خانه خود برده از من میمان نوازی زیاد کرد و تا یک افته در بین آنها به بشارت دادن مصروف بودم قبل از این که من تحمید بگیرم دعای من این بود ای خدا راه راست خود را به من نشان بده راه که حق است و راه زندگی است به نظرم آمد که من را با ساد و ساحتان به حدمت و تعلیم نام مقدس خود دعوت کرده است اگرچه تا اکنون گرسنگی، گرمی، سردی، زندان و بند، تحناو توحید، ناتوانی، همه مشکلات و سختی ها را تعمل می شوم با وجودان هم نام مقدس را شکر می کنم که با فیض و هر وقت دلم از حوش سرشار است بعد سفرهای چند ساله در داخل اندوستان و زندگی سادوانه خدا به سندرسنگ یک زبان دیگر یعنی زبان انگلیسی توفه داد که توستان و توانست بین سالهای 1918 و 1922 در اکثر کشورهای جان، در شرق از برما، سنگاپور و جاپان و چین گرفته در عرب در اروپا و امریکا و همچنان در شرق میانه مجده نجات توست مسیر را با موضوعهای خود به انسانهای بشمار رسانید دوستانه عزیز در نتیجه سفرهای طولانی، وحض و خدمت داومدار جسمه را زیف شد دیگر نمیتوانست به وحض و بشارت زبانی ادامه داد ولیازا به نوشتن کتاب ها شروع کرد در سال 1922، اولین کتاب را تحت عنوان مکتب مسیح به چاپ رسید و کتاب های دیگر را تحت عنوان مذهب و عقیقت، درعقیقی، درعکمت، زندگی عقیقی رویای عالم روحانی، و در آخر به عیر مسیح و با او تا سال 1928، چاپ را نشر شدند بعضی از این کتاب ها اتا به چل زبان مختلف جان ترجمه شدند بعد از خدمت زیاد، با وجود که سادو سندرسنگ بسیار زیف شده بود در سال 1929، با چند نفر تاجر طبیتی به سفر طبیت روانه شد در آن وقت، مرض اوبا تمام مناطق را گرفته بود و تعداد زیاد مردم از مرض اوبا علاق می شدند بعد از این، از سندرسنگ هیچ اطلاع در دست نیست که بر سر او چی آمد برای یافتن او تلاش زیاد صورت گرفت، اما نتیجه به دست آمدن نتوان نیست سادو سندرسنگ با اعتمال قوی شاید به مرض اوبا وفات یافته باشد دوستان عزیز، این بود حلاسه زندگی و حدمت مرد حدا سادو سندرسنگ