۳۰ دقیقه
۲۱ فِورِیه ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
خدایا مرا براه راستی هدایت فرما رادیو صدای زندگی تقدیم میکنند سلام شنمده های گرامی برنامه راه راستی خوشحال استم که از سریق سلسله برنامه های راه راستی در خدمت شما دوستان قرار داریم. آرزو میبریم که مطالب و موضوعات برنامه این نوبت ما طرف تواجه و استفاده شما عزیزان قرار گیرد. بیاید که باس هم درست این نوبت خش را بنام خداوند بخشانده و مهربان که همه ما را دوست دارد و محبت میکند آغاز کنیم. خدای که میخواهد تمام انسان ها راه راستی را که او برای آنها برگوزیده است بدانند تا بوای زندگی عبدی داشته باشند. دوست گرامی در درست گزشتم ما دیدیم که چیگونه اسرائیلی ها از خدای که ایشان را از بردگی مصری ها نجات داده بود روگردان شدند. زمانه که موسا در کوی سینا کلام خداوند را دریافت میکرد قوم اسرائیل اصطلاح بط را به شکل گوثالهی سختند تا آن را عبادت کند. اما در این درست ما داستان دلپذیر را مطالع خواهیم نمود. ما شما باید به این داستان با بسیار دقیقت گوش فرادهیم چون یک موضوعی خیلی اساسی میباشد. در این داستان خواهیم دید که چیگونه خداوند برای موسا و قوم اسرائیل فرمود تا خیمه مخصوص برای او بسازند. تا در این خیمه خداوند برای ایشان یاد بدهد که چیگونه با او نزدیک شوند. با او ملاقات کنند و او را عبادت نمایند. باید گفت که درس این حوبت ما نیز به نام خیمه عبادت یاد میشود. در کتاب طورات بخش خروج فصل 24 کلام مقدس میفرماید. و آن عمر او را پوشانید و او چهل شبانه روز در کو ماند. خداوند با موسا فرمود بابن اسرائیل بگو که هدایا به حضور من بیاورند. از کسانی هدیه قبول کن که با ميل و رغبت میاورند. هدایا باید از این نوع باشند. تلا، نقره و مفرخ، نخخ های آبی، ارگوانی و کرمز، کتان لطیف، پشم بوز، پست خیز، چوب اکاکیا، روغن زیتون برای چراغ ها و مواد خشبو برای تحییر روغن مصح. بخور خشبو، سنگ جزا و سنگ های قیمتی دیگر برای ایفوت و سینبند کاهن. بنی اسرائیل باید خیمه مقدسی برایهم بسازد تا در میانشان ساکن شوهم. این خیمه و تمام لازمیان را اینن مطابق طرحی که با تو نشان میده هم بسازد. شنوندهی عزیز، آیا شنید که خداوند برای حضرت موسا چی گفت؟ او یک گپه خیلی حیرت آور و شگفت انگیز را برای موسا گفت. خداوند میخواست تا در میان قوم اسرائیل ساکن گردد. در میان قوم که بارها و بارها علیه او گناه ورزیده بودند. چرا خداوند خدای عظیم که مقدس و پاک است میخواست در میان یک قوم گناهکار ساکن گردد؟ چرا خداوند که کاملا روح میباشد و به هیچ چیز ضرورت ندارد، خاستار گبزدن با فرزندان آدم بود که از او روگردان شده بودند؟ تاور که قبلن ما ملاحظه نمودیم، خداوند انسان را به شکل خود آفریده است. چون خداوند خاستار رفاقت و دوستی با انسان بود. گناه انسان با اص خرابی این رفاقت شد. اما خداوند راه راستی دیگر را ایجاد نمود تا به این وسیله انسان ها بتوانند دوباره به طرف او برگردند. این به خاطر حدف عبدی و مهربانی عظیم خداوند برای گناهکاران بود که او در نظر گرفت تا حضور پرجلال خود را در میان قوم اسرائیل ساکن نماید. به وسیله یه خیمه مخصوص عبادت و شریعت خاص خداوند میخواست این را برای نسل آدم نشان بدهد که چطار میتوانند با او نزدیک شوند. طور که ما قبلا یاد گرفتیم چون خداوند مقدس است، گناهکاران به هیچ وچه نمیتوانند با او دوستی و رفاقت داشته باشند. به این منظور خداوند برای اسرائیلی ها حکم نمود تا خیمه مخصوص که عرضش پاکی و جلال او را داشته باشد برایش بسازند تا در میان ایشان ساکن شود. همچنان خداوند میخواست به وسیله همین خیمه مخصوص برای نسلهای آینده درسهای در مورد خودش و در مورد نجا دهنده که در نظر داشت به جهان بفرستد، یاد بدهد. پیش از برسید در مورد خیمه مخصوص که اسرائیلی ها قرار بود برای خداوند بسازند، لازم است این را بدانیم که خداوند از آنها نخواست که برای او خیمه بسازند تا دران زندگی کند. و یا یک خانهی داشته باشد جهت سرپناه. نه، خداوند مطال که آفریننده تمام جهان میباشد در خانه هایی که ساخته دست انسان هاست زندگی نمی کند. خداوند در نوشته های پیامبران می فرماید. خدای مطال در خانه هایی ساخته دست بشر ساکن نمی شود. استراحتگاه من کجاست؟ آیا دست خود من جمعی این چیزها را نساخته است؟ پس چرا خداوند برای اسرائیلی ها حکم نمود که خیمه بسازند تا روح و جلال او آنجا ساکن گردد؟ طور که ما قبلن خاندیم، خداوند میخواست برای اسرائیلی ها و تمام نسل آدم نشان بدهد که چقدر خواستار رفاقت و دوستی با آنها میباشد. همچنین خداوند میخواست تصویر از راهی را در برابر آنها قرار بدهد تا از آن طریق گناهان مردم بخشیده شده و این حق را به دست بیاورند که با خداوند برای همیشه زندگی نمایند. بنان، خداوند برای موسا و قوم اسرائیل فرمود که برای او خیمه بسازند تا در میان ایشان ساکن شبد. اما آن خیمه عبادت هم نباید مانند خیمه های معمولی میبود. در حقیقت، پنجا فصل از کتاب مقدس حاوی مطالب در مورد چگونگی ساختن خیمه عبادت میباشد. که این فصول طولانی بوده و وقت درس ما این فرصت را نمیدهد که همه آنها را مطالعه نماییم. و ما فقط در اینجا چکیده و خلاصه از این درسها را برای شما تقدیم میداریم. موسیقی خب شنمده ای گرامی اولین چیزی که باید در مورد خیمه عبادت بدانید این است که خداوند برای موسا فرمود که این خیمه باید دارای دو اتاق باشد. خیمه عبادت یک خیمه بود اما یک پرده نهایت زیبا و زخیم در بین آن قرار داشت که این خیمه را به دو حصه تقسیم میره بود. اتاق اول به نام اتاق قدس یعنی مقدس یاد میشد و به استثناء رهبران ویا کهانان روحانی هیچ کسی اجازه این را نداشت تا با آن داخل شود. رهبران روحانی اشخاصی از نسل حارون بودند که خداوند آنها را برای زبهنمودن حیوانات قربانی که گنار را میپشاند انتخاب نموده بود. در آن اتاق سه چیز وجود داشت. یک میز تلائی که بخور را روی آن می سختندند، یک چراغ تیلی و یک میز دیگر که نان مخصوص را که هنگام عبادت برای خداوند پیشکش میکردند میگذاشتند. دومین اتاق خیمه به نام قدس الاقداس یاد می شود. یعنی جایی که بسیار مقدس است. این اتاق بخاطر مقدسترین جای نامیده می شود که خداوند در نظر داشت، بعد از آن که کار خیمه خلاش شود، آن جا را با جلال و عظمت خود پر نماید. قدس الاقداس سمبول یا تصویر از بهش بود. در نتیجه آن اتاق صرفاً به خداوند تعلق داشت. به همین دلیل، خداوند برای موسا فرموده بود که، اگر هر کس داخل دومین اتاق یا قدس الاقداس شود، خواهد مرد. هیچ کس اجازه دخول به قدس الاقداس را نداشت، بجز آلیترین رهبر مذهبی یعنی کائنا عظم. و او هم صرف سال یک بار. علاوه بران، همان توره که خداوند فرموده بود، رهبر مذهبی باید با خون قربانی یک هیوان قربانی برای کفاره گناهان خود و کفاره گناهان مردم داخل مقدسترین اتاق یا قدس الاقداس می شود. خداوند برای موسا فرمود، تا در داخل دومین اتاق یعنی در داخل اتاق قدس الاقداس از چوب اقاقیا یک صندوق سخته و روی آن را باطلای خالص بپشاند. آن صندوق به نام صندوق عهد یاد می شود. در داخل این صندوق، دو لوهای سنگی که احکام دگانه روی آن حق شده بود، باید نگهداری می شود. در بالای صندوق، سر پوش اصطلاح قرار داشت که سالانه یک بار رهبر مذهبی خون هیوان قربانی را بخاطر کفاره گناهان مردم اسرائیل روی آن می پاشید. تا خدابند گناهان ایشان را ببخش شد. به همین دلیل خدابند نام این سر پوش را تخت رحمت کذاشد. بعدن خدابند برای موسا نشان داد که چیگونه یک پرده بلند که دورا دورای خیمه ابادت را پشانیده بتواند تحیه نماید. آن دیوار یعنی دیوار بیرونی خیمه ابادت باید از پرده سفید می بود. پرده که دورا دورای خیمه ابادت را می پشانید. باید شامل یک دروازه نیست می بود. بنابراین هر کسی که می خواست داخل محوطه خیمه شبد باید فقط از یک را یعنی از رای دروازه باید داخل می شود. خدابند برای موسا و قوم اسرائیل فرمود تا در مقابل دروازه داخلی محوطه قربانگاه از برنج برای او بسازند. اگر کسی می خواست از دروازه محوطه خیمه ابادت بگذرت باید اول از قربانگاه می گذشت. به این وسیله خداون می خواست به اسرائیلی ها و تمام نوع بشر طریقه نزدیک شدن با خود را بیاموزاند. چیگونه اسرائیلی ها می تونستن به خدابند نزدیک شدن؟ صرف از طریق خون حیوان قربانی. هر کسی که می خواست داخل محوطه خیمه ابادت شود باید همراه با حیوان قربانی برای کفاره گناهان خود داخل می شود. خداون برای اسرائیلی ها این درس را یاد می داد که هیچ کسی نمی توند با اون نزدیک گردد مگر به اساس قربانی نمودن یک حیوان بی گناه به اساس همین امر خداون برای موسا فرمود. زیرا جان هر موجود در خون وست و من خون را به شما دادم تا برای کفاره جانهای خود آن را بروی قربانگاه بپاشید. خون از که برای جان کفاره می کند. بنان هر کسی که می خواست خداون را عبادت نماید باید اولتر از همه حیوان بی عیب را برای کفاره گناهان خود قربانی می کرد. شخص عابد باید یک گاو، گوستفن و یا پرنده را برای قربانی به محوطه بیرونی خیمه ابادت به همراه می آورد. شخص ابادت کننده مقلف بود تا در مقابل قربانگاه استعده شده و دست خود را بالای سر حیوان بگذارد و در برابر خداون اقرار کند که او یک گناهکار بوده و مستقه سزای مرک می باشد. و بعد از آن حیوان را که برای قربانی آورده بود زبه می کردند. بعدن کاهن یعنی رحبر مذهبی خون حیوان قربانی را بالای قربانگاه و چار طرف قربانگاه روی زمین پاشیده و به تقیب آن حیوان را در روی قربانگاه می سختند. به این طریقه خداون می توانست گناه شخص مقصر را ببخشاید. چون حیوان معصوم و بگناه بیواز شخص گناهکار قربانی شده بود. اسرائیلی ها مجبور بودند تا به شکل تکرار همساله این نوع قربانی را انجام بدهند. قربانی حیوان نمی توانست تا آخر خداون را راسی نگاه دارد. آن قربانی ها فقط تصویر معقدی از نجادهندهی بود که قرار بود آمده و بجاه گناهکاران خود را قربانی می کرد تا به این وسیله خداون برای همیشه از سر گناهان فرزندان آدم می گذشد. برای بعد تصویر کشیدن این که نجادهنده برای گناهکاران چی انجام خواهد داد خداون در یک سال یک روزی را معین نمود تا دران روز کاهین بزرگ در دومین اتاق خیمه ابادت یعنی قدس الاقداس داخل شود. آن روز به نام روزه کفاره یاد می شود. دران یک روز فقط کاهین آزم حق داخل شدن به قدس الاقداس و باشدن خون قربانی را بروی صندوق احد داشت و بس. کاهین ایجگاهی نمی توانست بیدون آوردن خون یک حیوان بگنا داخل قدس الاقداس گردد. خون که کاهین آن را باید وقف گناهان خود و گناهان قوم می کرد. به این طریق خداون آمدن نجادهنده را به تصویر می کشید که آمده و خون خود را بخاطر گناهکاران خواهد ریق تا خداون آنها را به همور زد و ایشان را در حضور خود تاابط قبول نمایند. بله شنمده گرامی درس این عوض ما نهایت همیق و حیرت انگیز می باشد. بسیاری چیزهای دگر نیز است که می توان در مورد آن گفت زد. به هر حال قبل از این که با شما خداحافظی نماییم چیز دگر نیز است که شما باید آن را در مورد خیمه عبادت بدانید. در آخرین فصل کتاب خروج کنام خداون می فرماید. به این ترتیب بنی اسرایل تمام دستورات خداون را که برای ساختن خیمه با موسا داده بود بکار بستند. موسا تمام کارهای انجام شده را ملاحظه کرد و به خاطر آن قم را برکت داد. چون همه چیز مطابق دستور ساخته شده بود آنگاه عبری خیمه عبادت را پوشاند و حضور پرجلال خداون آن را پرسخت بطوری که موسا نتوانست وارد خیمه شود. آیا دیدید که چی واقع شد؟ بعد از آن که کار ساختمان خیمه عبادت انجام یافت حضور پرجلال خداون به خیمه نزول کرد و قدس الاقتاص را پرسخت. در آن لحظه نور جلال خداون به هر طرف پرتو افشانی می کرد و حتی نور و شعای آفتاب در مقابل آن خیره ملومه شد. چیز را که باید از این درست باید داشته باشیم اینست که در تمام این مدت خداون برکت بزرگتره را به تصویر می کشید. تصویر این برکت قرار بود زمان به حقیقت مبدل شود که نجادهنده جهان از آسمان آمده و در میان فرزندان آدم ساکن شود. نجادهنده به خودی خود خیمه عبادت می باشد که خداون برای ما داده تا برای همش با او رابطه نزدیک داشته باشیم. تابرکه در انجیل مقدس آمده است. در ازل کلام بود. کلام با خدا بود و کلام خود خدا بود. پس کلام جسم گشته به شکل انسان در میان ما جای گرفت و ما جلال او را دیدیم. این است آن برای خدا که گناه جهان را بر می دارد. بله. نجادهنده کس است که تمامی نشانه ها و تصاویر را که توسط خیمه عبادت و حیوان قربانی که از طرف خداوند اراع شده بود به حقیقت مبدل نمود. چون نجادهنده نصرف در این جهان آمده و در میان ما زندگی کرد بلکه او خون خود را نیست مانند یک قربانی کامل به خاطر گناهان ما ریخت و خود را در راه ما قربان کرد تا باشد که ما از یک رابطه نزدیک با خداوند تا آبد برخوردار باشیم. آیا فهمیدن چیزی که در این درس ما تالا نمودیم مشکل به نظر میرسد؟ اما بیایید این را به خاطر داشته باشیم که گاهی در کلام خداوند الفاظی وجود دارد که فهمیدن آن مشکل میباشد. اما این امر دلیل بر غیر حقیقی بودن کلام خدا شده نمیداند. باشد که ما هر کس فراموش نکنیم که خداوند گفته است. فکرهای من فکرهای شما نیست. راهای من هم راهای شما نیست. با همان اندازه که آسمان بلندتر از زمین است راهای من نیست از راهای شما و فکرهای من نیست از فکرهای شما بلندتر و برتر است. شنونده ازیز. از این که تا پایین درس با ما بودید و ما را همراهی نمودید یک جهان تشکر. خال شما دوستان را با خاندن آیت از کلام مقدس به خداوند مهربان که همه ما را دوست دارد می سپاریم. دولتمندی خدا چقدر عزیم و حکمت و معرفت او چقدر امیق است. هدفهای او غیر قابل درک و راهای او غیر قابل فهمند. زیرا کیست که افکار خدا را درک نموده و یا کیست که مشاور او بوده است. که چیزی به خدا تقدیم کرده است تا آن را از او پس بگیرد. زیرا سرچشما و وسیله و مقصد همه چیز خدا است. با او توابت جلال باد. آمین. نام ما ستیفن مسود است. ما از پاکستان استم. در اول نام ما ستیفن مسود نبود. اما حوادث سرم آمد که دیگر ما نمی تانستم به نام خانوادگی خود یاد شوم. من مجبور شدم که بره خود نام دیگر انتخاب کنم. شما چی فکر می کنین؟ آیا تا حال شنیدین که کسی نام خود را از دست داده باشه؟ من هفت ساله بودم والده این من را مثل بچه های دیگر به مسجد روان کردن که تعلیم دینی یاد بگیرم. من بره حفظ کردن سوره ها استعداد خوب داشتم. سوره های زیاده حفظ کردم و مثل توتی بدون ای که مانایشان را بفهمم می خواندم. وقتی که من او جوان بودم مشکلات زیاد داشتم. یکی از بزرگترین مشکلات ما ای بود که مسلمان ها ما را که به فرقی احمدیت علاق داشتیم به حیث مسلمان قبول نمیکدن و ما را قادیانی می گفتن. همراه ما اینان مثل کسایی که مسلمان نیستن برخورد می کدن. ما از خود سوال می کدم در حالی که ما به عین کتاب و شریعت عقیده داریم چرا دیگران ما را به حیث مسلمان قبول نمیکنن؟ ما وقتی که مذهب اهل سنت با طریقه احمدی خود مقایسه کدم ای سوال برم به وجود آمد که چرا خدا سالها ای راز مخفی نگاه کده بود که پسانا به معسیس عقیده احمدی مرزا غلام احمد آشکار کرد. شما خوب می فهمین که اکثر مسلمان ها به ای عقیده هستن که ایسا زنده به آسمان فرستاده شد و بروی سلیب جان نداد. حتی عقیده ندارن که مسیح مسلوب شده باشد. اما عقیده احمدی ما می گه که ایسا مسیح مسلوب شد اما بروی سلیب نمرد بلکه بعدها در جلیل فلسطین به مرگ طبیعی خود وفات یافت. مرزا غلام احمد معسیس طریقی احمدیه ده سال بعد از ای ادهای خود کتاب نوشته کده گفت که ایسا به شکل موجزواسا از مرگ نجات یافت و به هندوستان سفر کرد و به عمر 120 یا 125 سالگی وفات یافت. وقتی که من ای مطالب متعلق کردم با خود گفتم اگر مرزا غلام احمد انتخاب شده خدا و نبی او باشد او چطور می تاند سخنان متزاد بگوید. در مورد ایسا مسیح یک دفع گفته بود که او در جلیل فلسطین وفات یافت و ده سال بعد می گه که او در هندوستان وفات یافته. من 18 ساله بودم که طریقه احمدیه را ترک کردم و سونی شدم. با یک خانواده سونی مذهب آشنایی پیدا کردم. اونا من را به یک از علمای دینی معرفی کردن که به من تعلیم بده. اگرچه زیاد تعلیم گرفتم اما یک سوال اساسی در مورد آینده خود داشتم. می فهمیدم که زندگی ای دنیا امروز است و سبا نه. می گفتم پس از مقصرم چی خواهد آمد؟ من از دست های خود یاد گرفتم که هر کس بعد از مردن مورد قضاوت قرار می گیره. ای بره من و مثل من بسیار کسا بزرگترین و رنجاورترین سوال بود که بعد از مرگ سر ما چی خواهد آمد؟ بخاطر که هیچ کس به زحمت و اعمار دینی خود اعتماد نداشت که توسط او بتانه رضایت خدا را حاصر کنه. خلاصه هم ما و هم دیگرها هیچ ای اتمنان نداشتیم که از آتش عبدی خدا نجات بتیم. من طریقه احل سنت را که نو قبول کده بودم خوب متعلاح کردم. به این نتیجه رسیدم که دی ای هم هیچ امید نجات وجود نداره و سوال نجات هنوز هم در ذهنم وجود داشت. دی ای وقت بود که خدا کمک کد که انجیل بخانم. وقت که انجیل متعلاح کردم جواب سوال خدا ده فرموده های ایسای مسی یافتم. درکدم که ایسای مسی به خاطر گناهان ما مسلوب شده. اگر هر کس به اون ایمان بیاره از جزای گناه نجات پیدا می کنه. ایسای مسی خودش فرموده اون یگانه راه به سوی خداست. اگرچه قبول کدن ایسای مسی به حیث خداوند و نجات دهنده برم مشکل بود. اما وقت که 22 ساله بودم پیروی ایسای مسی شدم. برما ایمان و پیروی از ایسای مسی مسل ای نبود که بادست های گل از ما استقبال کردن. در ابتدا قوم خودم من را از بین خود راندن. پسانتر حتی مسی هایی که به نام خود مسیهی می گفتن به من آزار رساندن. من به روی زمین به خاک افتاده به خداوند خود ایسای مسی بارها دعا کدم. بلاخره یک روز جواب دعای خود را در انجیل یافتم که می فرماید. این امتیاز به شما اطا شده است که نه تنها به مسیه ایمان آورید بلکه بخاطر اونیز رنج و زحمت ببینید. من به شکبه و شکایت کردن از دیگرها و پدر و مادر خود پایان بخشیدم. من یکانه عوض خانواده بودم که پیروی ایسای مسی شدم. من والده این خود را دوست داشتم و به اونا محبت میکدم. من خانواده خود که بسیار بزرگ هم بود بسیار دوست داشتم. من همه اونا را دوست داشتم. والده اینم به من گفت درست است مسیهی باش اما به هیچ کس نگو که تو مسیهی شدی. من بهش گفتم این بره من نمونکن است. اگر شخصی از من سوار کنه من حتما می گویم که از ایسای مسی پیروی میکنم. شما هم دوست های عزیز خوب می فهمین بر اقصر خانواده ها وقتی که یک وزو خانواده پیروی ایسای مسی می شد نه تنها بخاطر مذهب و دین با اون مخالفت میکنند بلکه این موضوع عبرو و عزت اونا هم است. بزرگترین مشکل و سوال است که اگر مسیهی شدی مردم چی خواد گفتن؟ والده اینمه مثل اقصر مردم دینشان تمام بخش های زندگی اونا را به شمول سیاست اجتماع و فرهنگشان را در بر می گرفت. اما از لحاظ اخلاقی، افتخار و عزتی که در طول سالها در اجتماع حاصل کده بودن با پیروی کدن من از ایسای مسی بزمین می خورد. خوب با یادم است وقتی که پدرم از ایمان من به ایسای مسی اطلاع یافت من را به اتاق خود خواست. با قهر و غذب من گفت. مردم چی خواد گفتن؟ آل خوب شد که یک شاخی دیگه یعنی مسیهی در نسب خانواده من پیدا شد. اگر دست یا قاتل و رهزن می شدی، برمایی قدر شرماور نبود که تو با مسیهی شدن ای شرم و آبروریزی را برما کمائی کدی. دوست های عزیز از لحاظ توبیخ کدن جسمی فرقه احمدیه با فرقه های دیگه تا حد فرق تاره. فرقه احمدیه مخالف توبیخ جسمی است. اما با وجود او هم پدرم در مقابل ما از توبیخ بدنی هم استفاده کد. اما او هیچ نتیجه حاصل کده نتانست. بلاخره او رسمن مره حاق کده از تمام حقوق خانوادهگی محروم ساخت. پدرم اوراقی را سرم امزا کد که مره از نام خانوادهگی محروم کد. باید ما هرگز نام خانوادهگی خدا در آینده استعمال نکنم. به این ترتیب من نام خانوادهگی خدا برعبت از دست دادم. اما ایسای مسیح خداوند و نجات دهندیم همیشه با ما است. او من را تشویق و تقویه میکنه که برش خدمت کنم. کلام خدا میفرماید. کی میتواند ما را از مسیح جدا بسازد؟ آیا مسیبت یا پریشانی یا زجر یا گرستنگی یا دهی دستی یا خطر و یا شمشیر قادر است ما را از مسیح جدا سازد؟ چنان که نوشته شده است. بخاطر تو در تمام روز در خطر مرک استیم و با ما مانند گوزفندانی که به کشتارگاه میروند رفتار میشود. با وجود همه این چیزها به وسیله او که ما را دوست داشت پیروزی ما کامل میشود. زیرا یقین دارم که نه موت و نه حیات نه فرشتگان و نه نیروه ها و قدرت های فوق بشری نه پیش آمد های امروز و نه وقع های فردا نه قدرت های آسمانی و نه بلندی و نه پستی و خلاصه هیچیز در تمام آفرینش نمیتواند ما را از محبت که خدا در خداوند ما ایسای مسیح آشکار نموده جدا سازد. آمین. موسیقی خواهش مندیم لطفاً نظرات تان را در برای برنامه های صدای زندگی و طول موج صدای زندگی به این نشانی ها برای ما ارسال کنید. نشانی ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهر پاکستان نشانی ما در قبرس ساوند آف لایف نشانی ما در قبرس