۳۰ دقیقه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
جنبههای دشمنی زیاد هستند. شما درامه را خواهید شنید و میشنوید که چطور وقتی یک مشکل خورد را با دعوا و قهر بخواهیم حل کنیم، نفرت را زیادتر میگرداند. و نفرت دشمنی را به وجود میآورد. این برنامه شما را یاد خواهد داد که چطور بجای دعوا و قهر به مشکلات خود رو به رو شوید.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
موسیقی سلام دوستای مهربان به شنیدن صحبت امروز خوش آمدین من از رادیو صدای زندگی برای تقدیم کدن برنامه امروز در خدمت شما قرار دارم من هم به شما عزیزا سلام سمیمانه خود را تقدیم میکنم از خدا من آرزو میکنم که هر یک شما سحت و سلامت باشین دوستای مهربان این برنامه بسوی سلح است که به شما تقدیم میکنم بیاین در شروع با هم یک درامر را بشنویم ادامه دنیا کدوم گلاس چای مانده بازند؟ آقا منده من را پیاله تک برات پرتم اینمه لاصلي دینه راست چی گپ بود؟ وقتی که آمدم درمی سر کوچر ها نبود که تیر شوم یک حاله خب نبود؟ سکت سایبو حدا نمیافت به گمانم قیس و بیادرایش یک سو شده بودند و نسیم و قومخیشش یک سو تو خود چیز نگفتی؟ عجب آدم استی مره چی؟ من مشکله را کل کردن نتانم پاییم پیش نمی کنم آقا خوب کنید چی گپ بود؟ این خیلی زی که زد و خورد کرده بودند در و دروازه یکی دیگه خود هم شکستانده بودند هیچ پرسان نکو وقتی که تو آمدی تو وقتا نوز جنگشان خلاس شده بود خب؟ این جنگ اولشان نیست تا والی چندین دفعه است که یکی دیگه خود هم در تکه تکه کردن میفمی؟ اگر یه قسم دشمنی دو همسایه دوام کنه کدام روز یکی دیگه خود هم خود کشتن من ایران مانده ایم یا ها چند وقت پیشتون نبودن؟ تو میفمی که سر چی آیت را ناساز شدن؟ اگر بش نوی خنده ایت میگیره سر یک بیلچه شکسته سر یک بیلچه شکسته؟ بقیه جنگ و دوا؟ هجیب است تو قصه کن میگن کدام روز بچه خورد نسیم که تا بیلچه شکسته بابیش در کوچه امرای اولاده قیست ساتری میکردن خب؟ شام یادشان رفت که بیلچه را امرای خود خانه ببره بیلچه در کوچه ماند و گم شد سبای شاپیره زن نسیم از ترس شوی خود که مواده پرسان کنه بیلچه کجاست؟ میره چند دفعه کوچه را میپاله مگرم نمیافه سر اولاده قیست شکت میکنه دروازه خانه شانه تختق میزنه میگه اگر اولاده ایت اون بیلچه را گرفتن بتین که بابای اولاده کار داره خب؟ ای گفت نبود بلا بود سر گل بی بی زن قیست بد میخوره کارش میایم میگه او زن گفت زده نتا بفهم تو ما را خیال دوست کدی؟ او بیلچه شکسته تو چی هست که ما بگیریم؟ اونام اوست که اردو زن همسایه یکی دیگه خود را بد و بیرا میگن خب؟ وقته سر و صدایشان بالا میشه همسایه دورشان جمع میشه خب؟ همسایه یکی دیگه خود را تلق و ترازو میکنه اردوشان قوم خیش یکی دیگه را میگه سر یکی دیگه خود تومت میکنن تا بلاخره گفتشان به شویایشان میرسه خب؟ قضیه بیلچه گم شده هم اتو سردرگام مان دیگه گوش کن قضیه بیلچه گم شده بخی یادشان میره خب؟ گفت های دیگه پیدا میشه خب؟ خب؟ خب؟ خب؟ خب؟ خب؟ خب؟ خب؟ خب؟ خب؟ خب؟ خب؟ خب؟ شنوینده عزیز، شما در درامه شنیدین که یک موضوعی بسیار ساده یعنی گمشدن یک بلچه ای کنه چی جنجال ها را به وجود آورده؟ اگرچه پیدا شدن اختلافات، دعوا و جنجال در بین انسان ها یک چیز طبیعی و جز از زندگی اجتماعی است، اما این حتمی نیست که ما بر حل کدن اختلافات و جنجال های ما جنگ و دشمنی کنیم. وقتی که به جنجال هایی که دفامیل در ده و منطقه ما وجود را توجه کنیم، خوب می فهمیم که اکثرشان به جا و روی موضوعات بسیار بمانی بوده است. اتا اگر در باره اونا خوب فکر میکدیم، از اونا جلوگری هم شدن می تانست. در حصل، حیوانات وحشی باید بین خود بچسبند و جنگ کنند نه انسان. درست گفتی، حیوانات وحشی همیشه در احزارات دلج یک می باشند که کسی سرشان حمله نکنه و یا خودشان برای حمله کدن تیار باشند. حیوانات وحشی برای افازت زندگی خود صرف از دو روش یعنی حمله و گریز کار می گیرند. اگر زورشان رسید، می کشند و چور می کند و اگر زورشان نرسید، می گریزند و فرار می کند. یک زرون مثل است که می گن، گریز هم یک شنگی مردی است. حیوانات هم از این روش استفاده می کند. پرنده ها در شاخ درخت آماده باش می باشند و برای حمله سنگر می گیرند و گرگ و پلنگ در جنگل و مار و موش در هارها برای حمله تیار بی باشند. وقتی که با حیوانات عمله می شه، یا می گروزن یا عمله متقابل می کنند. اگر کمی بپروایی کنند، دشمنشان اونا را از بین برده نابود می کنند. من فکر می کنم که انسان هم تقریبا اما تر استند. اگرچه انسان با حیوان بسیار فرق داره اما باز هم وقتی که انسان ها هم مورد دشمنی قرار می گیرند و یا زیر فشار روحی می باشند، در ذهنشان فکرهای حمله متقابل و یا فرار به وجود می آید. فکر می کنم وقتی که ذهن انسان از فکرهای مقابله یا فرار پرومشد، دیگر مغز او نمی توند که درست قضاوت کند و یا تصمیمهای درست بگیرد. در ایتر حالت، اگر طرف مقابل یا گره خوب هم بزند، یا یک عرکت درست ها هنجام بدند، او فکر می کند که در این کاره او نعرنگ و فریب نهفته است و او را دشمنی فکر می کند. ایتا طرز فکر بجایی که سلر را به وجود بیاره، برحقس جای او را به جنگ و مناقشه می گیره. از این خاطر است که جنگ ها و مناقشه ها با وجود می آید، مردم یا بر جنگ و یا بر فرار تیار سعی می باشند و زندگی ایشان مشابه زندگی حیواناتی بحشی می باشند. بله، در ایتر حالت در جامعه قانون حکومت نمی کند، یعنی هر کسی که زور دارد پاچایی می کند و عدالت به مانای طرفداری از زوراور می باشند. مثل قصه شیر و گرگ به روبا که شکارهای خودا گو، گوصفند و مرغا می خواستن بین خود تقسیم کنن. بله، شیر به گرگ گفت که شکارا تقسیم کنن، گرگ گفت گو از جناب شما و گوصفند از ما و مرغ از روبای چالاک باشه، اما شیر ای عدالت گرگا بیعدالتی دانسته و کلای او را کنده به روبا گفت که تقسیم کنن. روبا هم که کندن کلی گرگ دید، هر سی شکار حق شیر دانست. در جامعه ای که مثل جامعه ما اگر حالت جنگ به صورت دوامدار و طولانی در او وجود داشته باشه، ای تون حالت یعنی حالت جنگل به وجود می ار. مردم به عوض ای که به حقوق یکدگه اعترام کنن و با همدردی، دلسوزی و محبت به یکدگه خود برخورد کنن و مشکلاتشان از رای گبزنن حل کنن، ولی برحق مردم در فکر حمله به یکدگه و فرار می باشن. کسی که زور داشت حمله می کنه و حق دیگرها را پای مال کده اونها را چور می کنه. کسی که شکست می کنه او هم آرام نمی شینه. در فکر انتقام می برایه، هر وقتی که زورش رسید او هم حمله می کنه و چند برابر انتقام خوده می گیره. یکان وقت، زمان که یک دشمنی با وجود می آیه، بیدون ای که رای حل برش سنجیده شوه و حل شوه، ای دشمنی دوام پیدا می کنه. وقتی که دوام کد، اقداها، قهر و غزب بین دو طرف زیادتر شده می ره. ای موضوع با گذشت زمان دشمنی های دیگر هم با وجود می ره و به تعداد دشمنی ها حفظوده می شه. مثلا، دو همسایه سر گمشدن یک بیلچه بین خود خفه می شند. پیش از ای که موضوع بیلچه حل شود، اونا بین خود زبان بزبان هم می شند و یکی دیگی خود در اشنام داده توحین می کنند. وقتی که یکی دیگی خود توحین کدند، یک پرتی دیگه در روی جنجال و دشمنی بیلچه زیادت می شند و زمینی یک دعوا و بدبینه نوه با وجود می ره. وقتی که باز هم موضوع بیلچه حل نمی شه و گب به مشت و یخان ویا کشت خون می رسه، پرده های دیگی از دشمنی در روی دشمنی هاول اضافه می شه و عل کدن موضوع را بسیار مشکل می سازه. شاید علت حل نشدن جنجال بیلچه بدزبانی ویا بدگمانی ویا ای که نفهمیدن ای که چطور ای جنجال را حل کنند باشه ویا تمام این مشکلات یک جای شده مشکل بیلچه را زیاد ساخته یکی از دلائل دشمنی های بموجب در جامعه ما استفاده کدن به جای بعض کلمات است که به عیسیت و غرور و ناموس و یا قوم ما برخورد می کند. به طور مثال شما این موضوع را در درامه که دباره جنجال سر بیلچه گمشده بود شنیدین. ارقدر پرده های نو دشمنی سر دشمنی اول زیاد می شه عله او هم سختر می شه. حل کنند جنجال بیلچه آسان است. اما حل کنند گپ ناموس و غیرت بسیار مشکل تر است. اگر گپ به قتل و یا خساره رسیده باشه حل او زیادتر مشکل می شه. وقت که یک دوا علناشده باقی می مونه در زینهای اردو طرف بدگومانی ها زیادتر شده می ره. اگر بین دو طرف جنگ صورت بگیره و خساره را به وجود بیره بدبینی و طومت ها را بین دو طرف زیادتر می سازه. اگرچه یک دادی طومت ها و بدگومانی ها بسیار مبالغه و مزمه باشه. و با واقعیت تدبیت نمی شه اما باز هم بسیار خطرناک می باشه. مثلا وقت که یک موضوع بین دو طرف برمدت زیاد حل ناشده باقی می مونه. اگر خساره هم به وجود آمده باشه. امکان زیاد وجود داره که هر دو طرف بار ملامتی را به گردنی یک دیگه پردن و خودا بی گناه نشان بتن. و یا شاید بگوین که ما از خود دفع کردیم. اگر طرف مقابل جزا نمی دادیم حتما او باز به عمل خراب خود اقدام می کرد. یک آمل مهم در جنگ ها قهر هست. طومت ها و ملامتی ها سر یک دیگه به حق و ناحق وارد می کنن. این عمل سببی این می شه که قهر را به وجود بیاره. قهر اگر به طرف مقابل خساره را به وجود بیاره این امر برای دوام دشمنی بسیار کمک می کنه. در این مرحله ملامتی از مسئله مشخص به شخص سرایت می کنه. تا جایی که یکی دیگه خود را غیر انسان و مستحقه جزای سخت حساب می کنن. در این طرح حالت در طرف مقابل هیچ خوبی دیده نمی شه و تمام عایب های دنیا به اون اسپد داده می شه. در این طرح حالت شدت نفرد و دشمنی ایقدر زیاد می باشه که اردو نمی خواهند که نام یکی دیگه خود را بشنوان و در آرزوی بربادی یک دیگه می باشند. در این مرحله در صدد این می باشند که چطور یک دیگه خود را تباه کنند و از هیچ نوع ظالم سر یکی دیگه خود دریج نمی کنند. اصلاً مهم ایست که تمام ملامتی ها و اداهایی که در باری دشمن فکر می شه درست نمی باشد. قهر و غزب حقیقت و واقعیت زیر تاثیر خود قرار بیده. در این طور حالت فکر هیچ طرف متوجه اشتباهات و غلطی های خود نمی شه و صدمه به خود مهم تر از صدمه به طرف مقابل می دانه. بیاین این موضوع را در سیاست ببینیم. در سیاست اکثراً از خوبی های طرف مقابل انکار می شه. اکثر سیاست مدارا بر ای که مردم ترفدار خود بسازن نقصهای خودم می پوشانند و علت تمام بدبختی ها را به طرف مقابل وارد می کنند. اگر این کار یک سیاست مدار پلان شده باشه معلوم از که او به مردم دروغ می گه. اگر پلان شده نه باشه و از روی بیمعلوماتی این کار را می کنه در این صورت او بر ضد طرف مقابل از نفرت پرست و این کار را به خاطر نفرت می کنه و خوبی های طرف مقابل نمی تانه که ببینه. اون مردم خوشبخت هستند که رهبرانشان نقصهای خود و دیگرها را و هم خوبی های خود و دیگرها را دیده بتانند. اون ملت خوشبخت هست که رهبراش آبادی و منافع عالی تمام مملکت در نظر داشته باشه و اقرا که برای خود آرزو داره برای دیگرها هم آرزو داشته باشه. این بسیار عجیب هست اگر دشمنی ها طول بکشه هر دو طرف اگر بخواین یا نخواین به این مرض بینصافی و این که از یک طرف طرفداری کنن مبتلا می شن به این خاطر هست که در این طرح حالات معمولن تمام ملامتی ها و آمل تمام بدبختی ها را به گردنه طرف مقابل مندازن. وقتی که دشمنی ادامه پیدا می کنه نه تنها یک شخص مشخص بلکه تمام قوم و قبیله هم ملامت شناخته می شن و مورد تنفر قرار می گیرن که باید به اونا هم جزا داده شوه. در ایتو حالت حتی آدم های خوب به طرف مقابل به دیده نفرد دیده می شه اگر به جنگ های سال های گذشته دقت کنیم ما و شما ای را واضح دیده می تانیم که رهبران گروه های جنگی طرف مقابل خود با جنایتکاری خیانت ملی و تنفروشی متهم می کنن و کار خود بنام جهاد دفاع از وطن و ناموس معرفی می کنن. دوام ایتور دشمنی ها آلت را با وجود میره که نه در او سلطه امین می شه و نه کسی برنده می شه. در درازمدت اردو طرف شکست می خورن اما اگرچه در مدت کوتا شاید یک طرف برنده شوه و معقدن ای احساس کنه که فاتح شده اما به زودی نوبت طرف مقابل می رسه انتقام گیری و دشمنی ادامه پیدا می کنه. ما در ایتور دشمنی ها شاهد بودیم و به چشمهای خود دیدیم که نسبت به آمدین اصلی جنگ مردم بیگناه و عادی زیادتر قربانی شدن. بیترین راه ایست که ذهن خود را به صلح آماده بسازیم و از انتقام و ادامه جنگ جلو گیری کنیم. قدم های اصاسی بر رسیدن ای هی ادف میتونه ای چیزا باشه. تشریز کدن اشتباهات فکری ما که از اثر دشمنی به وجود آمده. در نظر گرفتن اعترام و حق خود و دگرها با رویه ترهم و انصاف. در نظر گرفتن ضروریات و اتیاجات طرف مقابل. مبالغه دباره خرابی های طرف مقابل باعث دوام جنگ های لسانی قومی و گروهی را آماده می سازن. رهبران سیاسی بر بدست آوردن حمایت مردم از به وجود آوردن ای تور نفرت ها استفاده می کنن و او را دامل می زنن. بیتر است اقل خود را بکار پردیم و پردی را که مانه دیدن یک کت می شد از پیش چشمهای خود پس کنیم. اول به خود ببینیم و از خود شروع کنیم به عوض جنگ و دشمنی و نفرت از رحم محبت و دلسوزی به دگرها کار بگیریم. کسایی که می خواهد با شلوه ورکدن آتش نفاق ملی در بین ما بهرابرداری سیاسی کنه بر ماست که گپایش رد کنیم. پیش خدا همه ای ما برابر استیم. پیش خدا رنگ پوست و زبان و قوم هیچ مهم نیست. برای او این مهم است که ما از دل او را و مخلوقشا محبت می کنیم. شنوینده می روان آل شما را به شمیدن اگاهنگ به ارتباط مایهنگ داوت می کنیم. موسیقی بیا بریم وطن بریم بردیدار عزیزان بسلام مالکی جمله یاران زچی زو وطن تزو زیارت با اکرو دیوطن روبه سمسور پیت داورانس ویچمن زچی زو وطن تزو بیا بریم وطن بریم ام دیاره ام ام دیاره ام ای وطن داره ام دیاره ام ام دیاره ام ای وطن داره اگه پشتون اگه تاجه اگه اسبک یا ازاره هرکی استه ماما پان استه هرکی استه یک دلو جان استه زچی زو وطن تزو زیارت با اکرو دیوطن روبه سمسور پیت داورانس ویچمن بیا بریم وطن بریم ام دیاره ام ام دیاره ام ام دیاره ام ام موسیقی موسیقی نشته خادی پردی وطن پردی گلشنگ کدم باردن سبا زن پخندا و پنسا جنت وطن افغانستان تزو جنت وطن دزرار من تزو زچی زو وطن تزو زچی زو وطن تزو زچی زو وطن تزو زیارت با اکرو دیوطن دوست های عزیز ما اکثران پیش ازی که دباری یک موضوع خوب معلومات پیدا کنیم فهران فیصله خود دباری اون موضوع سادر می کنیم ما بازود فیصله کدن خود اکثران مرتکب اشتباه می شیم ایتر اشتباهات و سوی تفاهم ها باعث به وجد آمدن مشکلات زیاد می شه ما در درامه شنیدیم که موضوع گمشدن یک بلچه چی جنجال ها را به وجود آورد باز وقت ما حتی گبه نرمال و عادی مردم هم بر خود توحین فکر می کنیم در حاله که منظور او هرگز توحین کدن نبوده ما با قضاوت کدن غلط خود باعث جنجال های زیاد می شیم ایسای مسیح بر علاوه که نجات دهنده انسان هاست او معلم بزرگ اخلاق هم بود اگر هر کس از تعالیم ایسای مسیح پیروی کنه او می تونه زندگی خوبه در فامیل خود و هم امراه مردم اطراف خود داشته باشه یکی از تعالیم ارزشمند ایسای مسیح دباره قضاوت کدن دیگر هست او می فرماید دیگران را بد نگوید تا شما را بد نگوین همانطور که شما دیگران را ملامت می کنید خودتان نیز ملامت خواهید شد با هر پیمانهی که دیگران بدهید با همان پیمانه ایوز خواهید گرفت چرا پرکاه را که در چشم برادرت هست می بینی ولی در فکر چوب بزرگی که در چشم خود داری نیستی یا چگونه جرات می کنی به برادر خود بگویی اجازه بدی پرکاه را از چشمت بیرون کنم حال آن که خودت چوب بزرگ را در چشم داری ای منافق اول آن چوب بزرگ را از چشم خود بیرون بیاور و آنگاه درست خواهیدید که پرکاه را از چشم برادرت بیرون بیاوری ایسای مسی تعلیم می ته پیش ازی که ما انگوشت انتقاد را طرف کسی دیگه دراز کنیم بیتر است اول به خود متوجه شویم متاسفانه ما و شما اکثران علت ار خرابی را در دگرها می بینیم و به خود ایچ توجه نمی کنیم شما کاملا درست می گیرین ما اکثران ای و آن ملامت می کنیم که چرا وطن ما را خراب کردن شاید ای گب تا حد درست باشه اما باید به خود هم ببینیم ما هم تا یک اندازه در خرابی وطن خود ملامت استیم ما اتا بر آبادی وطن خود هم دگرها را ملامت می کنیم می گیریم چرا وطن ما را جور نمی کنند چرا بر ما質 کمک نمی کنند لازم باید که بر خود هم چند چرا بگوییم چرا ما یک جوچه خرده که خود ما می توانیم جور خورده اونها جور نمی کنیم چرا ما که کوچه خوده پاک نگاه کرده می توانیم چرا ادش نگاه نمی کنیم ما که با درختاین لب سرک و را سد من رسنیم چرا شاخ هایون را قتن می کنیم و نحال های خرده از بیخ می کشیم چرا ما کار های خرد و ریزی را که برای آبادی و پاکی در دهات و کوچه ما ضروریست و هیچ مسلاف هم کار نداره خود ما نمی کنیم ایسای مسیب ما می گه اول به طرف خود ببینیم بعد از او دیگر ها را انتقاد کنیم اگر هر کدام ما اول خود را اصلا کریم آهسته آهسته تمام جامعه ما اصلا می شن خوب شنونده ازیز بیاین با هم یک سروید روحانی را بشنویم هر روز دوام از پشت ایسا هر روز دوام از پشت ایسا روز بیک زرد و آیت شبیتار از قیصه ی لطفش بیرم قرار روز بیک زرد و آیت شبیتار از قیصه ی لطفش بیرم قرار کنم قصه او نسیم را دهت ندا هر روز دوام از پشت ایسا هر روز دوام از پشت ایسا موسیقی دنیا ی مادر اون که گناه است مشوت و غافل که ایسا پناه است دوست های عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخش از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر علاقه دارید که به ما نام نوشت کنید آدرست ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان آدرست ما در قبره است صدای زندگی صدای زندگی صدای زندگی صدای زندگی صدای زندگی اگر به انترنت دست رسی دارید می تونید به این آدرست با ما ایمیل نوشت کنید اینفو اد افغان ریڈیو نقطه او آر جی تا ملاقات دیگه خداوند یار و یاور شما باشد