تولد و پرورش موسی

  ۳۰ دقیقه

  ۲۱ اوت ۲۰۱۸

کودک نو رسیده در این داستان خود موسی است؛ هرچند هنوز از او نامی نیست؛ اما خانواده‌ها همه با فرمان فرعون و قتل کودکان نوزاد شان عاجز اند. شاید شرارت و بدی از هر سو بعضی اوقات احاطه تان کند؛ که شما کاری کرده نمی توانید؛ در چنین اوضاع ناگوار جهت تان به کدام طرف خواهد بود.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

موسیقی رادیو صدای زندگی موسیقی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 31 میتر بند پهش می گردد موسیقی کلام خدا برای شما موسیقی شنونده های عزیز سلام می گیم امیدوار هستیم خوش و سرحال باشین و روز خوش و خوب را آغاز کرده باشین بله شنونده های عزیز من هم سلام برتون تقدیم می کنم امیدوار هستم که جور سردمند باشه واقعا تا با بتانیم امروز از طریق قضیه برنامه صدای خدا را بشنویم که خداوند با ما چی صحبت می کند آمین خوب شکرا جان خوشی کشور ما باعث خوشی قلب های ما می شد ما شاید بودیم که ماهان اول رئیس جمهور ما هفته پیش از کشور ترکیه پس رحص پار افغانستان شد با بسیار استقبال گرم مردم و دولت مردایی که بر استقبال از اون رفته بودند به میدان هوایی پذیرایی شد واقعا که بسیار خوش شدیم ما هم قلب های ما باشه شنونده امیدوار هستیم که همیشه وقت این قسم مردم ما خوش باشند باعث خوشی تمامان هم وطن های ما شدند بله چقدر خوب است که ما با استقبال یکی دیگر بپذیریم و خوش آمدید بگوییم بله خوشی مردم ما خوشی ما شماست بله خوب شنونده های عزیز در هفته پیش ما شما از فصل اول کتاب خروش صحبت کردیم و می خواهیم که باز هم یک مرور کوتا داشته باشیم که در اون هفته شاید بودیم که چقدر قوم بن ایسرائیل در زیر ظلم و زجر فراونیان قرار داشت و چی کارهای کسابه سرشان انجام می داد بله که از تحملشان بسیار بالاتر رفته بود و آه و نالشان گوش خداوند رسید می خواهی که اینا را از مصر رهایی بدهد بله می بینیم که تمام مصر قوم بن ایسرائیل زیاد ساخته بود بله بر ساخته بود حتی فراونیان یک قسم تحجاب کردند می ترسیدن که نشد روز نشد که قوم به علیه ما بخیزد به جنگان ما را شکست بدند به اون خاطر می ترسیدن امی بود کودکایی را از بین برند اما اینجا می بینیم که دو قابله واقعا شفرا و فوا خانمایی هستند که از خدا می ترسند بله خدا ترس هستند ایچ وقتی کار نمی کنند امو از که پس فراون می خواهیشند می گوید شما شما شروعی کار نکدید خانمای ایبریکی هستند مثل خانمای شما ورد ضعیف نیستند شکره جان در ایمان خود قوی بودند بله و اطاعت از حکم فراون نکدند مگرم از خداون ترسیدند و امو تفلک ها را از بین نمی بودند نمی بودند در وقت تولدشان بله که ما بعد از شنیدن یک سروت باز هم به درس امروزی ادامه خواهد دادیم موسیقی موسیقی تایسای خداوندی خداوندی خداوندی چاهوسای تو را دیدم زفرانها چرا ترسم من زفرانها چرا ترسم زفرانها چرا ترسم من چون بنجیه منو باشد دقیقه دوبند چندیشم چون شور و شوقه دارم زشور و شر چرا ترسم زشور و شر چرا ترسم من تایسای خداوندی خداوندی خداوندی چاهوسای تو را دیدم زفرانها چرا ترسم من زفرانها چرا ترسم زفرانها چرا ترسم من به روحش پر شده زرفم به مسکینی چندیشم هزاران گوهرم داده زبی گوهر چرا ترسم زبی گوهر چرا ترسم من تایسای خداوندی خداوندی خداوندی چاهوسای تو را دیدم زفرانها چرا ترسم من زفرانها چرا ترسم زفرانها چرا ترسم من چوبا من چنین گرمست به مستان را چندیشم چوبربام فلکستم زخار و خست چرا ترسم زخار و خست چرا ترسم من تایسای خداوندی خداوندی خداوندی چاهوسای تو را دیدم زفرانها چرا ترسم من زفرانها چرا ترسم زفرانها چرا ترسم من خب شدمندی عزیز کتاب خروج با آغاز تولد موسا شروع می شه بله که تولد موسا واقعا شکل دیگر را به خود داره بله ما امروز می خواهیم از فصل دوم کتاب خروج با شما از آیات اول تا بده هم صحبت کنیم که تولد موسا و پرورشش نشان می ده در همین زمان مرد از قبیله لاوی با زن که از همان قبیله بود ازدواج کرد آن زن پسر با دنیا ورد وقت آن زن دید که نوزادش خیلی زیباست مدت سی ماه او را پنهان کرد اما چون نتوانست بیشتر او را پنهان کند یک تکری را که از نی ساخته شده بود گرفت و آن را با قیر پوشان و تفل را در آن گذاشت بعد آن را در بین نیزار در کنار دریای نیل رها کرد خواهر تفل کمی دورتر استاده بود تا ببیند چی اتفاقی برای تفل رخ میدهد دختر فراون برای غسل به دریای نیل آمد وقت که نیزانش در کنار دریا قدم میزدن او تکری را در بین نیزار دید پس یکی از کنیزان خود را فرستاد تا تکری را بیاورد وقت تکری را بازگرد تفل را در آن دید که گریه میکرد دختر فراون دلش به حال تفل سوخت و گفت این کودک باید متعلق به ابرانیان باشد پس خواهر تفل آمد و گفت میخواهید بروم و زن شیرده را از زنان ابرانیان بیاورم تا به تفل شیر بدهد؟ دختر فراون گفت برو دختر رفت و مادر تفل را آورد دختر فراون با آن زن گفت این کودک را ببر و برای من از او پرستاری کن من برای این کار تو مزقو هم داد پس آن زن کودک را به خانه برد و به پرورش او پرداخت کودک بزرگ شد آن زن او را نزد دختر فراون آورد دختر فراون او را به فرزندی خود قبول کرد و گفت این پسر را از آق گرفتم پس اسم او را موسا گذاشت آمین والدین موسا با ایمان که به خدا داشتند با وجود که از طایفه لابی بنی اسرائیل بودند تانستند که تا سه ماه تفل مخفی نگاه کنند بله شنادی عزیز واقعا یه جای تاجب است که یک تفل سه ماه چه قسمی ها مخفی نگاه کدند اینجا میبینیم که واقعا خداون با این فامیل هست با این تفل هست بله به این معناه هست که خداون بر اینا وحی داده بود که این فرزند هم راقبت کنید فرزند است که سرنوشتاز است بر قوم بنی اسرائیل یعنی خدا پلان دارند بله و اینا با ایمان آشکارا تمام توکل خدا به خداون میکنند به خداون میکنند میگیرند بدون از اینکه تشویش کنند بدون از اینکه کدام چیز در دل و در قلب شان بیاید یا از کس ماشوره بگیرند یا از کس ماشوره بگیرند با وجود که تفل هم مدت سه ماه تفل کلان بشه بسیار سخت هست بله از نئی تکری جور میکنند و روی از اون داخلش میگیرند قیر میریزند تا آب داخلش نشه و بعد اتمن لخ و یک چیز را میبانند یا یک تکه و پارچر بله کدک زیبا و مقبوله با ایمان در آب رحایش میکنند با وجود که خداون امراج بود یا برشان یک وحه داده بود یا برشان آشکارا گفته بود مگرم بازم مادر و پدر کاملا دوست دارد تفل خدا بله دیگه تکری همچون کشتی نو که بر نجات یک فامیل روی آبها بود نو و خانوادهش نجات یافت بله این شکل دو هزار سال پشت تصویر از کشتی نجات ایسای مسیس در کتاب اعداد فصل بیست و شش های پنجاونو برما میگه امرام پدر موسا بود و یوکابود مادرش بود که با هم ازدواج کردن و سمر ازدواجی از این خانواده حارون مریم و بعد موسا یعنی موسا خرطرین خانواده بود بله شنویندهای عزیز که واقعا کتاب خروج کتاب سرشار از اتفاقات عجیب و غریب است امیدوار هستیم شما ما را تنها نکذارین و همراهی ما کنین بله اینجا به انوان مثال میبینیم شنویندهای عزیز که چرا دختر فراون درست زمان که در آب که غسل میکنه میبینه که توجه میشه که تکری برای آب روان هست به کنیزهای خود میبینه که بری تکری را بیارین وقتی که تکری را میبینه سرشا باز میکنه میبینه که واقعا یک کودک بسیار زیبا و بسیار مخبور گریه میکنه بله وقتی که گریه میکنه دل از او بر آل از او تفلو میسوزه به این تفلک اتمن از جمع ابرانیان هست شما میفهمه که پدرش عمر کرده که کل تفلا را از بین بری اما این تفلک که برای آب آمده ای از ابرانیان هست ابرانیان هست سوال دومی هست که چرا دختر فراون پذیرفت که مادر موسا پرستار شد چرا نوزا در اون سحنه گریه کرد واقعا اینجا کار خداوند هست که مهر محبت امو تفل نوزاده در دل دختر فراون مندازه و دختر فراون هم از خود ایچ گدام تفل نداره بله بفتن مریم خوهرش بسیار چالاکه چالاکه و دقیق چشم خود از امو سحنه که پدر مادرش در بین نیزارها رحایش میکنه چشمش به امو توکریه هست که به کجا در حرکت میباشه در حرکت میباشه بله توک امو کنیزهای دختر فراون او را میگیره دفتن خدا میرسانه پیش دختر فراون میگه آیا میخوایی که من کسی را پرش پیدا کنم که تا ای را شیر بته ای دختر فراون در این وقت میگه بسیار خوب است و هر کسی را که تو پیدا کنی من چی میکنم بر از اون مزد میدم بر از اون همین مقدار مزد میدم چی خداوند نیکوی داده ایم چی خیصم از طفل مراقبت کرد و آل دوباره طفل را که پدر مادر به دستای خدا با ایمان راها کرده او پس دوباره به دست میارد عجیبه اینجا نشانده هندی عزیز شنوندی عزیز بر ما هم وقتی که ما طفلای خدا به دستای خداوند بسپاریم به اون توکل کنیم به اون ایمان داشته باشیم خداوند همراه طفلای ماست ازشان مراقبت میکنند بله آمین و ما پیروان ایسای مسی شنوندی عزیز وقت طفل در هر خانواده تولد میشه اولین بار چیز که میکنند میبرند در کلیسا پیش امو شبان یا خادم کلیسا مگیره در حضور تمام مردم طفلا به خداوند با دعا و تقدیس میکنند به دستای خدا میتشند پدر مادر از این کوده موسارت به دستای خدا میتند پس برشان دوباره داده میشه شنوندی عزیز بیا دارم که در تیلیوزیون تولود نشان داد که یک طفلاک را که از کابل اختطاف کده بودند همین اختطافچیا برده بودند این را در بین یک تندور پنهان کده بودند تندور که سرشا پوشانده بودند که باشه که طفل بیرون نبراید باشه که طفل سرسدا نکنه وقت که پولیسای کشور ما واقعا با بسیار دلیری جستجو کردند با بسیار زحمت وقت که طفل را پیدا میکنند وقت که سر تندور را آواز میکنند در بینش طفلاک بسیار ترسیده بود پولیسا میگهش باشه نه ترس ما پولیس هستیم آمدهیم به کمک تا ترا کنیم از اینجا واقعا خداوانی طفل هم نگاه کده بود نجات پیدا کده برده یار میبینیم بعد از اون دختر فرعون یعنی نمیشونستد که این مادرش است و دستای خدا هم اینجا در کار است نشان میده که بعد از این که این از شیر گرفته میشه دوباره پس میاره بر دختر فرعون تسلیمش میکنه بعد از این را پرورش میده نامشا میمونه نامشا موسا یعنی از آب گرفته در حال که شناندهی ازیز اینجا میبینین که فرعون بزده قوم بین استرالیست اما اینجا کار خداوند هم میبینیم که خداوند قلب دخترش را لمس میکنه کرا میپذیره به حیث فرزدنی برخود بعد هم میبینیم که فرعون کرا قبول میکنه اقعه داشت که مثال دخترها میکنه کش قبول نکنه این ایبرانی هستن این دشمنهای ما بزده ازیستیم اما اینجا کار خداوند دیگر چیز است که خداوند کار میکنه یعنی شریر میخواست که با شکست با شمشیر تمام این نسل نوه یا این کودک ها را از بین ببره فرعون اما میبینیم که مانی ایجاد میشه که برعکس خداوند از طریق فرعون بر پرورش موسا بر تربیت و تعلیم موسا خود فرعون ها استفاده میکنه بله فرعون باعث میشه موسا را تربیه کنه پرورش بته تعلیم بته در آینده ما زیادتا سایش صحبت خواد کنیم بله امروز او تفله که خدا به پدر و مادرش رویا کرد یا وحی کرد که این سرنوش ساز است آیندهش پس او را شهزاده ساخت شنوینده عزیز آیا شما شهزاده از این اصر و زمان خود هستین آیا ما شهزاده های خدا هستین ما پیروان ایسای مسیح متابق کلام خدا که برما گفته شده هر کسی که در مسیح است او شهزاده خدا است او دوزدار خدا هست شهزاده های هستیم که خداوند ما را پذیرفته و شما اگر امروز شهزاده نیستین شنوینده عزیز دستان پرقدرت ایسای مسیح به طرف شما باز است بر کشور ما باز است بر هر قوم و نجات و ملیت ما امروز باز است که هر کس به اون ایمان بیاره شهزاده خدا گفته میشه نه شهزاده های دنیایی که ما شان و شوکت داشته باشیم مساهم این و آن باشیم بلکه بتانیم در حضور خدا شهزاده خدا باشیم شهزاده یعنی کسی که در ملکت خدا جای پیدا میکنه اگر شما به خداوند ایسای مسیح ایمان بیارین شما هم از اون جمع گفته میشین خداوند هم شما را در ایسای مسیح دوست داره و میپذیره پس شنوینده عزیز ایچ وقت ناومد نباشین دلزده نباشین فقط بگوین خداوند تو پاسبانش باش مثل مسا پاسبانی کردی از اون از تفلیه تابور پاسبان بودی تا وقت که او کلان شد و پرورش شد و بعد از زندگی تا با آخره تو امروی اولاد هم باش یک چیز متوجه بشیم وقتی که ما پدر ها و مادر هایی که زیاد متوجه اولاد خود میباشیم هیچ کس خواستدار از این نیست که در پای اولادش خار بره اما این را ببینیم که خداوند وقتی که ما را آفریده ما را شبه خود آفریده با خداوند توکر داشته باشیم با خداوند ایمان داشته باشیم با ایمان به توکر خود با خداوند بسپاریم اولادهای خود با خداوند بسپاریم آفریده شده از او هست آمین شنوینده عزیز سوال ما البته از شما ای از که امروز کشور ما مردم ما همگی در یک ناومیدی قرار دارند همشه در دعا بودیم و هستیم زانوزده پیش خداوند دعا میکنیم تا از مشکلات و سختی ها و این و آن ما خلاص شویم رهائی پیدا کنیم و خدا امه قسمه که برای موسوی پلان داشت در آینده برای شما هم پلان داره برای شما هم نخشه داره از طریق شما میخوای که خود برای دیگرها آشکار بسازه او کسی که امروز ناومید او کسی که امروز راگم هست سرگردان میباشه از یک جای به دیگر جای از یک قریه و از یک محل به محل از یک ولایت به ولایت از یک کشور به دیگر کشور سرگردان هست خدا میخوای که خدا در قلب ما آشکار بسازه در ایسای مسیح خداوند بله با شرط که ما ایمان داشتا باشیم با ایسای مسیح بله و شنویتا عزیز باز هم امیدوار هستیم که باز امروزی و ای قصه شیرین موسا را شما بتانین با دوستهایتان شریک بسازین برشان قصه کنین مثل داستان بسازین مقبول بسازین امیدوار هستیم که شما هم نظراتان برما قابل قدر هست دوستهای هستن که سوالاتانا جواب میده و در خدمت شما هست فیسبوک و شماره های تیلفون و ایمل آدرس و ای چیزهایی که بر شما داده میشه امیدوار هستیم که از شما زیاد بشنوید بازم واقعا داستان موسا یک داستان نیست که داستانهای دیگه قصه ماشه که هر کسی نشته کده باشه یا شیر باشه ما بوییم داستان حقیقیست که خداون برما داده از طریق کلامش برما داده شده داستانهای بدی هم یک داستانهای دلچه هست داستانهای آموزنده برما میباشه بله همچنان آموزنده ای که برما چی درست داره ما از او چی یاد بگیریم چقدر به زندگی خود نگاه کنیم موسا اگر شهزاده مصر بود او در محصل زمان خود بود امروز ما آیا میتونیم این شهزادگی رو به دست بیاریم آیا ما میتونیم در جمع آدلان در جمع کسایی که به خدا خودم ازپاره آیا جای داریم نداریم بله بازم باز شنوده عزیز ازی که وقت برنامه ما رو به پایان رسیده ساعت نشان میته بازم تا هفته بعد که در خدمت شما قرار میگریم شما رو با نشت یک سرود زیبا به خداوند یک تام ازپاریم خداحافظ شما خداحافظ دوسته عزیز به چرشید و بیبینید به خداونید خوش به حال کسی که تنابر دباؤد به چرشید و بیبینید به خداونید به چرشید و بیبینید به خداونید خوش به حال کسی که تنابر دباؤد خداون رو گیرانی دار اگر خواستی خواستی دار داشتا باشی به هیچی نخواهی شد نخواهی شد خداون رو گیرانی دار اگر خواستی خواستی دار داشتا باشی به هیچی نخواهی شد به چرشید و بیبینید به خداونید خوش به حال کسی که تنابر دباؤد خوابه بلا بادرگه نخواهش شد نفر به چرشید و بیبینید به خداونید خوش به حال کسی که تنابر دباؤد به چرشید و بیبینید به خداونید به حال کسی که تنابر دباؤد سگنده شاید شنوینده ازیز تشکر که از ویب سایت ما دیدن نمودید اگر شما ميل دارید که از طریق تیلیفون، همراهی ما با تماثر شوهید و سوالات و پشنگاداتون را همراهی ما درمیان بگذارید لطفاً به شماره تیلیفون 001-450-305-1354 زنگ بزنید زیرا نظرات شما برای ما عرضش مند است زنگ بزنید خداونده تو آگاهی زیاد دکار زوی من شناسی بنده خود را و دانی جبل خوه من بود میرد زیاد بیرون تو آینی کن شما نیمن چونین گفتی که آگاهی زیدانا دانا موی من بود میرد زیاد بیرون تو آینی کن شما نیمن چونین گفتی که آگاهی زیدانا دانا موی من گهی فرس و دگی و غم زمانی شادی و عزت بدرگاهت شتابانم که بازستان بسوی من در این دنیا تو را دارم یکانه مهربانی من بود فخرم همه در تو تو استیاب روی من در این دنیا تو را دارم یکانه مهربانی من بود فخرم همه در تو تو استیاب روی من تو را دارم چی خوشبختم همیشه شاد و خوشبختم خوشان روزی که پای بستم به تو این مهربانی من تو را دارم که را خواهم تو این مقصود و همراهم به نزدت دائم آرامم تو اینی که شبانه من تو را دارم که را خواهم تو این مقصود و همراهم به نزدت دائم آرامم تو اینی که شبانه من