انجیل یوحنا ۱

  ۸ دقیقه ۲۴ ثانیه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

اینجیل یوحنان یوحنان فصل اول نوری آدمیان بود نور در تاریکی می درخشد و تاریکی هرگز بر آن پیروز نشده است مرد بنام یحیا ظاهر شد که فرستاده خدا بود او آمد تا شاهد باشد و بر آن نور شهادت دهد تا با وسیله او همه ایمان بیاورند او خودش آن نور نبود بلکه آمد تا بر آن نور شهادت دهد آن نوری واقعی که همه ی آدمیان را نورانی می سازد در حال آمدن به دنیا بود او در دنیا بود و دنیا با وسیله او آفریده شد اما دنیا او را نشناخت او به قلم روی خود آمد ولی متعلقانش او را قبول نکردند اما به همه کسانی که او را قبول کردند و به او ایمان آوردند این حق را داد که فرزندان خدا شوند که نماننده تولدهای معمولی و ندر اثر نفس اماره و ندر اثر خواهش بشر بلکه از خدا تولد یافتند پس کلام جسم گشته بشکل انسان در میان ما جای گرفت جلالش را دیدیم شکوخ و جلال شایسته پسر یگانهی پدر و پر از فیض و راستی شهادت یحیا این بود که فریاد می زد و می گافت این همان شخصه هست که در باره او گفتم که بد از من می آید اما بر من برطری و تقدم دارد زیرا پیش از تولد من و وجود داشت از پوری او همه ما برخوردار شدیم فیض بالای فیض زیرا شریعت به وسیله موسا عطا شد اما فیض و راستی توسط ایسای مسیح آمد کسی هرگز خدا را ندیده است اما آن پسر یگانهی که در ذات پدر و از همه به او نزدیک تر است او را شناسانیده است اینه شهادت یحیا وقت یهودیان اروشلیم کاهنان و خادمین آنها لاویان را پیش او فرستادن تا بپرسند که او کیست او اجاب دادن خودداری نکد بلکه به طور واضع اطراف نموده گفت من مسیح نیستم آنها از او پرسیدن پس آیا تو ایلیاس استی؟ جواب داد نخیر آنها پرسیدن آیا تو آن پیانبر وعده شده استی؟ جواب داد نخیر پرسیدن پس کی استی؟ ما باید به کسان که ما را فرستادن جواب بدهیم در باره خود چی میگویی؟ او از زبان اشیای پیانبر جواب داده گفت من صدای نداخ کننده هستم که در بیابان فریاد میزند رای خداوند را راست گرداند این قاسدان که از طرف پیروان فرقه فریسی فرستاده شده بودن از او پرسیدن اگر تو نمسیح استی و نه ایلیاس و نان پیانبر وعده شده پس چرا تحمید میدی؟ یهیا جواب داد من با آب تحمید میدم اما کسی در میان شما استاده هست که شما او را نمی شناسد او بعد از من می آید ولی من اتا شایسته آن نیستم که بند بودهایش را باز کنم این ماجره در بیت انیا یعنی آن طرف دریای اردن در جای که یهیا مردم را تحمید می داد واقع شد روز بعد وقتی یهیا ایسا را دید که به طرف او می آید گفت ببینید، این است آن بررای خدا که گناه جهان را بر می دارد این است آن کسی که در بارهاش گفتم که بعد از من مرد می آید که بر من تقدم و برطری دارد زیرا پیش از تولد من او وجود داشته هست من او را نمی شناختم اما آمدم تا با آب تحمید دهم و به این وسیله او را به اسرائیل بشناسانم یهیا شهادت خود را این طور ادامه داد من روی خدا را دیدم که به صورت کبوتر از آسمان نازل شد و بر او قرار گرفت من او را نمی شناختم اما آن کسی که مرا فرستاد تا با آب تحمید دهم به من گفته بود ارگا ببینید که رو بر کسی نازل شود و بر او قرار گیرد من این را دیدم و شهادت می دهم که او پسر خداست اینست بر رئی خدا به دنبال چی می گردید؟ ربی منزل تو کجاست؟ بیایید و ببینید او اول برادر خود شمعون را پیدا کرد و به او گفت پس وقت اندریاس شمعون را نزد ایسا برد ایسا به شمعون نگاه کرد و گفت روز بعد وقت ایسا می خواست به جلیل برود فلپوس را یافته به او گفت به دنبال من بیا فلپوس منند اندریاس و پتروس اهل بیت سیدا بود فلپوس هم رفت و نتانائل را پیدا کرد و به او گفت نتانائل به او گفت آیا می شود از ناصره چیزی خوبی بیرون بی آید؟ فلپوس جواب داد بیا و ببین وقت ایسا نتانائل را دید که به طرف او می آید گفت نتانائل پرسید ایسا جواب داد پیش از آن که فلپوس ترا صدا کند وقت زیر درخت انجیر بودی من ترا دیدم نتانائل گفت ایسا در جواب گفت آن گا به او گفت آن گا آسمان را باز و فرشتگان خدا را در حال که برپسر انسان بالا و پایین می شوند خواهید دید