انجیل یوحنا ۱۶

  ۶ دقیقه ۱۳ ثانیه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود

متن برنامه / متن سرود

یوهنا فصل شانزده هم این چیزها را به شما گفتم تا ایمان تان ساست نشود. شما را از کنیسه‌ها بیرون خواهند کرد و در حقیقت زمان می‌آید که هر که شما را بکشد گمان می‌کند که با این کار به خدا خدمت می‌نماید. این کارها را با شما خواهند کرد زیرا نه پدر را می‌شناسند و نه مرا. این چیزها را به شما گفتم تا وقت زمان وقوع آنها برستد گفتار مرا بخاطر آورید. این چیزها را در اول به شما نگفتم زیرا خودم با شما بودم. اما اکنون پیش کسی که مرا فرستاد می‌رویم و هیچیک از شما نمی پرست کجا می‌روییم. ولی چون این چیزها را به شما گفتم دلهای شما پر از غم شد. با وجود این این حقیقت را به شما می‌گویم که رفتن من برای شما بهتر است. زیرا اگر من نروم پشتیبانتان پیش شما نمی آید. اما اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد و وقت او می‌آید دنیا را در مورد گناه و عدالت و قضاوت متقاید می‌سازد. گناه را نشان خواهد داد چون به من ایمان نیاوردن. عدالت را آشکار خواهد ساخت چون من پیش پدر می‌رویم و دیگر مرا نخواهندید. و واقعیت قضاوت به آنها ثابت می‌شود چون سردار این دنیا ملامت شده است. چیزهای بسیاره هست که باید به شما بگویم ولی شما فیلن طاقت شنیدن آنها را ندارید. در هر حال وقت او که روح راستی است بی آید شما را به تمام حقیقت رهبری خواهد کرد. زیرا از خود سخن نخواهد گفت بلکه فقط در باره آن چه بشنود سخن می‌گوید و شما را از امور آینده با خبر می‌سازد. او مرا جلال خواهد داد زیرا حقائق را که از من در یافت کرده به شما اعلام خواهد نمود. هر چه پدر دارد از آن من است و به همین دلیل بود که گفتم حقائق را که از من در یافت کرده به شما اعلام خواهد نمود. بعد از مدت دیگر مرا نمی بینید ولی باز بعد از چند روز مرا خواهید دید. پس بعضی از شاگردان به یک دیگر گفتند. چرا او می‌گوید بعد از مدت دیگر مرا نخواهید دید ولی باز بعد از مدت مرا خواهید دید چون به نزده پدر می‌رویم. مقصد او از این سخن چیست؟ سپس آنها گفتند. این مدت که او در باره آن سخن می‌گوید چیست؟ ما نمی دانیم در باره چی چی صحبت می‌کند. ایسا فهمید که آنها می‌خواهند در این باره از او چیزه بپرسند. پس با آنها گفت. من به شما گفتم که بعد از مدت دیگر مرا نخواهید دید ولی باز بعد از مدت مرا خواهید دید. آیا بحث شما در باره این است؟ و یقین بدانید که شما عشق خواهید ریخت و ماتم خواهید گرفت ولی جهان خوشی خواهد کرد. شما غمگین خواهید شد ولی غم شما به خوشی مبدل خواهد گشت. یک زن در وقت ولادت درت می‌کشد و از درت نراحت است. اما همین که تفل به دنیا می‌آید درت و نراحتی خود را فراموش می‌کند بخاطر این که یک انسان به دنیا آمده است. شما هم همین طور اکنون غمگین و نراحت استید ولی شما را باز خواهم دید و دران وقت شادمان خواهید شد و هیچ کس نمی تواند این خوشی را از شما بگیرد. دران روز دیگر از من چیز نخواهید پرسید و یقین بدانید که هرچی بنام من از پدر بخواهید به شما خواهد داد. تا کنون چیز بنام من نخواستید بخواهید تا به دست آورید و خوشی شما کامل گردد. تا به حال بامثل و کنایه با شما سخن گفتم ولی زمانی خواهد آمد که دیگر بامثل و کنایه با شما سحبت نخواهم کرد بلکه واضعی و بپرده در باره پدر با شما سخن خواهم گفت. وقتی آن روز برسد خواهش خود را بنام من از خدا خواهید کرد و من نمی گویم که برای شما از پدر تقاظا خواهم نمود زیرا پدر خودش شما را دوست دارد چون شما مرا دوست داشته اید و قبول کرده اید که من از جانب خدا آمدم. من از نزد پدر آمدم و به دنیا وارد شدم و اکنون دنیا را ترک می‌کنم و به سوی پدر می‌رویم. شاگردان با او گفتند. آلا به طور واضع و بدون اشاره و کنایه سخن می‌گویی. ما اکنون متماین هستیم که تو همه چیز را می‌دانی و لازم نیست کسی چیز از تو بپرسد و به این دلیل هست که ما ایمان داریم تو از نزد خدا آمده ای. ایسا جواب داد. آیا حالا ایمان دارید؟ ببینید ساعت می‌آید و در واقعی هم اکنون شروع شده هست که همه شما پراغنده می‌شود و به خانه‌های خود می‌روید و من را تنها می‌گذارید. با وجود این من تنها نیستم زیرا پدر با من هست. این چیزها را به شما گفتم تا در من سلامتی داشته باشید. در دنیا رنج و زحمت خواهید داشت ولی شجاع باشید من بر دنیا پیروز شدم.