انجیل متی ۹

  ۷ دقیقه ۱۴ ثانیه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

اینجیل مطا، مطا فصل نهم فوراً بعضی از ملایان یهود پیش خود گفتند ایسا به افکار آنان پی برداد گفت سپس به آن شل گفت آن مرد برخواست و به خانه خود رفت مردم از دیدن این واقعه بسیار تحجب کردند و خدا را بخاطر اطاع چونین قدرت به انسان شکر نمودند ایسا از آن جا گذشت و در بین راه مرد را به نام مطا دید که در محل وصول مالیه نشسته بود ایسا به او گفت بدنبال من بیا مطا برخواسته بدنبال او رفت هنگامه که ایسا در خانه او بر سر دسترخان نشسته بود بسیاری از خطاکاران و جزیگیران و اشخاص دیگر آمدند و با ایسا و شاگردانش سر یک دسترخان نشستند فریسیان این را دیده به شاگردان ایسا گفتند چرا استاد شما با جزیگیران سودخوران و خطاکاران غذا میخورد؟ ایسا سخن آنان را شنیده گفت بیماران به طبیب احتیاج دارند نه تندرستان بروید و معنی این کلام را بفهمید من رحمت میخوام نقربانی زیرا من نی آمدم تا پرهیزگاران را دوت کنم بلکه گناهکاران را شاگردان یحیی نزد ایسا آمده پرسیدند چرا ما و فریسیان روزه میگریم ولی شاگردان تو روزه نمیگرند؟ ایسا در جواب گفت آیا انتظار دارید دوستان داماد در حال که داماد با ایشان است معتم کنند؟ زمانه می آید که داماد از ایشان گرفته می شود دران روزها روزه خواهند گرفت هیچ کس لباس کوهنه را با پارچه نو پینه نمی کند زیرا در این صورت آن پینه از لباس جدا می گردد و پارگی بتر ایجاد می کند شراب تازرانی در مشک کوهنه نمی ریزند اگر بریزند مشک ها پارم می شود شراب بیرون می ریزد و مشک ها از بین می رود شراب تازرانی در مشک های نو می ریزند تا هم شراب و هم مشک سالم بماند ایسا هنوز سخن می گفت که سرپرست یکی از کنیسه ها بنزدی او آمد و روی بخاک افتاده گفت دختر من امین الان مرد ولی می دانم اگر تو بیایی و برا دست بگذاری او زنده خواهد شد ایسا برخواسته و با او رفت و شاگردانش نیز به دنبال او حرکت کرده در این وقت زنی که مدت دوازده سال به خونگیزی مفتلا بود از پشت سر ایسا آمد و دامن لباس او را لمس کرد زیرا پیش خود می گفت اگر فقط بتوانم لباسش را لمس کنم شفا خواهم یافت ایسا برگشت به او را دیده فرمود دخترم خاطر جمع باش ایمان تو ترا شفا داده است و از همون لحظه او شفا یافت وقت ایسا به خانه سرپرست کنیسه رسید و معتمداران و مردم پریشان را دید فرمود همه بیرون بروید این دختر نمورده بلکه خواب است اما آنها فقط به او می خندیدند وقت ایسا همه را بیرون کرد به داخل اتاق رفت و دست دختر را گرفت و او برخواست خبر این واقع در تمام آن ناهیه انتشار یافت در حاله که ایسا از آن جا می گذشت دو کور به دنبال او رفتند و فریاد می کردند ای پسر داود به ما رحم کن و وقت او به خانه رسید آن دو نفر پیش او آمدند ایسا از آنها پرسید آیا ایمان دارید که من قادر هستم این کار را انجام دهم؟ آنها گفتند بله ای آقا پس ایسا چشمان آنها را لمس کرد و فرمود متابق ایمان شما برای تان انجام بشود و چشمان آنها باز شد ایسا با تکرار از آنها خواست که در باره این موضوع چیز بکسی نگویند اما همین که از خانه بیرون رفتند در تمام آن ناهیه در باره او صحبت کردند در حاله که آن دو نفر بیرون می رفتند شخصی را پیش ایسا آوردند زیرا روح ناپاک داشت ایسا روح ناپاک را از او بیرون کرد و زبان او باز شد مردم از این موضوع بسیار تعجب کرده گفتند چیز مانند این هرگز در میان قوم اسرائیل دیدن نشده است اما فریسیان گفتند او به کمک رئیس شیاطین اروای ناپاک را بیرون می کند ایسا در تمام شهر ها و دهات می گشت و در کنیسه ها تعریب می داد و مجده برقراری پاتشاهی خدا را اعلام بکرد و هر نون خوشی و بیماری را شفا می داد وقت او جمعیت زیادی را دید دلش به حال آنها سخت زیرا آنان مانند گوزفندان بدون چوبان پریشان حال و درمانده بودند پس بشاگردان خود گفت در حقیقت محصول فراوان است ولی کارگر کم بنابراین شما باید از صاحب محصول درخواست نمایید تا کارگران برای جمع آوری محصول خود بفرستد