۵ دقیقه ۱۴ ثانیه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
متا فصل عفده هم؟ خداونده چی خوب است که ما هنجا هستیم؟ اگر به خواهی من سه صاحبان در این جامعه سازم یکی برای تو، یکی برای موسا و یکی هم برای الیاس هنوز سخن او تمام نشده بود که عبر درخشان آنان را فرا گرفت و از آن عبر صدای شنیده شد که میگفت وقتی شاگردان این صدا را شنیدند، بسیار ترسیدند و با صورت به خاک افتادند، آنگاه ایسا پیش آنان آمد و بر آنان دست گذاشته گفت وقتی شاگردان چشمان خود را باز کردند، جز ایسا کسی دیگر را ندیدند در حاله که از کوه پایین میآمدند، ایسا به آنان عمر کرد تا روزی که پسر انسان پس از مرگ زنده نشده است، درباره آن چی دیده بودند بکسی چیزی نگویند شاگردان پرسیدند ایسا جواب داد و آن چی خواستند با او کردند، پسر انسان نیست باید همین طور از دست ایشان رنج ببیند در این وقت شاگردان فهمیدند که مقصد او یحیای تحمیدهنده است همین که ایسا و شاگردان پیش مردم برگشتند، مردی نزد ایسا آمد و در برابر او زانو زده گفت چار عملههای سختی میشود، به طوری که برها خود را در حاب و آتش انداخته است او را پیش شاگردان تو آوردم، اما نتوانستند شفاده هم ایسا در جواب گفت مردم این زمانه چقدر بی ایمان و بیرا هستند تا کهی باید با شما باشم و تا بکهی باید شما را تحمل کنم او را پیش من بیاورید پس ایسا با تندی به روح ناپاک عمر کرد، از او خارج شد روح ناپاک او را ترک کرد و آن پسر در همون لحظه شفای افت بعد از این واقع شاگردان ایسا آمده در خلوت از او پرسیدند چرا ما نتوانستیم آن روح ناپاک را بیرون کنیم؟ ایسا جواب داد چون ایمان شما کم است بدانید که اگر به اندازه یک دانه اوری ایمان داشته باشید میتوانید به این کوه بگویید که از اینجا به آنجا منتقل شود و منتقل خواهد شد و هیچ چیز برای شما محال نخواهد بود لیکن این جنس جاز به دعا و روزه بیرون نمی روید در موقعی که آنها هنوز در دلیل دوره هم بودند ایسا به ایشان گفت شاگردان بسیار غمگین شدند در موقع ورود ایسا و شاگردان به کپرناهوم کسانی که ماموری وصول مالیات برای خانه خدا بودند پیش پتروس آمده از او پرسیدند پتروس گفت وقت پتروس به خانه رفت پیش از این که چیزی بگوید ایسا به او گفت پتروس گفت از بیگانگان ایسا فرمود