اعمال رسولان ۸

  ۶ دقیقه ۲۸ ثانیه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود

متن برنامه / متن سرود

اعمال فصل هشتام براندازد او خانه به خانه می‌گشت و زنان و مردان را بیرون می‌کشید و به زندان می‌انداخت و اما آنانی که پراغنده شده بودند به هر جا که می‌رفتند پیام خدا را اعلام می‌کردند فلپش داخل شهر اسامره شد و در آنجا به اعلام نام مسیح پرداخت و مردم یک دل و با علاقه به سخنان او گوش می‌دادند و معجزات را که انجام می‌داد می‌دیدند ارواه ناپاک با فریاد از مقتلایان بسیار خارج می‌شودند و اده زیاده از شلان و لنگان شفا می‌افتند و در آن شهر خوشی بزرگ برپاشد مردشم اون نام در آن شهر زندگی می‌کرد که برای مدت سامریان را فریفته اعمال جادوگرانه خود کرده و می‌گفت شخص بزرگی است همه آنان از بزرگ و کوچک با توجه کامل به او گوش می‌دادند و می‌گفتند این شخص مسهر قدرت امان خدایست که قدرت بزرگ نام دارد آنها احترام زیاده با او می‌گذاشتند زیرا او سالهای سال با جادوگری آنها را افسون کرده بود اما وقت به مجد فلپوس ترباره پادشای خدا و نام ایسای مسیح ایمان آوردند مردان و زنان تحمید یافتند حتی خودشم اون نیست ایمان آورد و تحمید یافت و پس از آن این شخصی همیشه اگر از فلپوس دور نشد و وقت قدرت‌ها و موجزات را که به وسیل فلپوس به عمل می‌امد می‌دید هیران میشد همین که رسولان مقیم اورشلیم بخبر شدند که در سامره هم پیام خدا با استقبال رو برو شده است پتروس و یوهننا را پیش آنان فرستادند وقت آنها به آنجا رسیدند برای ایمانداران دعا کردند تا روح القدس را بیا بند روح خداوند تحمید یافته بودند و تا آن زمان روح خداوند برای آنها نازل نشده بود بنابراین پتروس و یوهننا دست بر سر آنان نهادند و آنان روح القدس را یافتند وقتش هم اون دید که با دستگذاری رسولان روح القدس عطا می‌شود پولهای خود را پیش پتروس و یوهننا آورد و گفت همون قدرت را بمن هم لطف کنید تا بر هرکی دست بگذارم روح القدس را بیابد پتروس جواب داد پولت با خودت علاق شود چون گمان کرده ای که بخشیش رایگان خدا را با پول می‌توان خرید تو از این بابت ایچ نصیب نداری زیرا دل تو پیش خدا ناراست است از این شرارت توبه کن و از خداوند بخوا تا شاید ترا برای داشتن چونین فکر ببخشد من می‌بینم که زندگی تو تلخ و ذراگین است و در زنجنهای شرارت گرفتاری شمعون در جواب خواهش کرده گفت برای من به درگاه خداوند دعا کنید تا هیچی اک از چیزهایی را که در باری من گفتید عملی نشود پس از آن که پتروس و یوهنا شهادتهای خود را دادند و پیغام خداوند را ایلان کردند به ارشلین بازگشتند و در بین را مجده نجات را به بسیاری از دهکده‌های سامره رسانیدند فرشته خداوند به فلپوس گفت برخیز به طرف جنوب به آن جاده که از ارشلین به غزه می‌رود برو این جاده یک رای بیابانی هست او برخواست و به طرف آن جا هرکت کرد شخص خصی شده ای از ایتوپی که در دربار ملکه ایتوپی بنامه قندکه مقام مهم داشت و خزاندار او بود برای عبادت به ارشلین آمده بود در این هنگام در رای بازگشت به وطن در گادی نشسته بود و کتاب عشقی‌های پیغمبر را می‌خواند روح خدا به فلپوس گفت نزدیک برو و خود را به آن گادی برساند پس فلپوس به سوی آن دوید و شنید که او کتاب عشقی‌ها را می‌خواند و پرسید آیا آن چی می‌خوانی می‌فهمی؟ او جواب داد تا کسی مرا راه نمایی نکند چطور می‌توانم آن را بفهمم؟ او از فلپوس خواهش کرد که سوار گادی شود و پحلوی آبه نشند آن قسمت را که می‌خواند چونین بود آن شخص و فلپوس گفت آنگا فلپوس آغاز سخن کرد و از همون قسمت کتاب شروع کرده مجده ایسا را به او رسانید همون طور که می‌رفتند به آبه رسیدند خزاندار گفت اگر آب هست چی چیزی مانه تحمید گرفتن من هست؟ فلپوس گفت اگر با تمام دل ایمان آوری ایچ مانه وجود ندارد او جواب داد من ایمان دارم که ایسای مسیح پسر خدا هست باز عمر کرد گادی را استاده کند او و فلپوس داخل آب رفتند و فلپوس او را تحمید داد وقتی از آب بیرون آمدند روی خداوند نادهان فلپوس را غیب ساخت و آن شخص دیگر او را ندید و خوشی کنان برای خود رفت اما فلپوس در اشدود دیده شد که در همه شهرهای آن ناهیه می‌گشت و خوشخبری می‌داد تا آخر به قیسریه رسید