اعمال رسولان فصل نهم از آیت ۲۶- ۴۳

  ۲۷ دقیقه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

موجده نجا برنامه از راژیو صدای زندگی دوستان عزیز و شنانده های گرامی آرزو میبریم که سلام های پراسفا و سمیمت ما را قبول کنین چطور استین؟ امیدوارم که تمام شما دوست ها با خانواده و عقاربتان در حفظ و پناه خداونده مهربان بودن و آماده شنیدن برنامه یفته ما باشین شنانده های گرامی قسمی که در هفته گذاشته شنیدین برادارای ما آقای پیان و جاوی جان از فصل نهمه کتاب اعمال رسولان از آیت اول تا به بیست و پنجه برما تقدیم کردن در برنامه این حوبت دوست های ما از فصل نهمه از آیت بیست و شش شروع میکنند امیدوارم که به موضوع درست دقت نموده و اگر براتون کدام سؤال پیدا میشه لطفا برما روان کنین خوب دوست های گرامی بین که با هم یک جای به برنامه این حوبت گوش بدیم سلام دوست های مهربان به شنیدن کلام خدا خوش آمدین ما هم به شما از از اعترامات سنمانه خدا تقدیم میکنم شنمنده ی عزیز انجیل مقدس کلام خداست کلام خدا به راه های ما چراغ است اگر ما در روشنی اون راه پریم هرگز سرگردان نمیشیم انجیل یان مجده مجده خوش نجات از علاقه در گناه است انجیل از کتاب های مختلف تشکیل شده یکی از این کتاب ها کتاب اعمال رسولان هست ما در این صحبت ها کتاب اعمال رسولان هم میخانیم و روی هر آیت او صحبت میکنیم ما از کتاب اعمال رسولان خاندیم وقتی که ایسای مسیح با آسمان سعود فرمود شاگرداش چی کدن چی چیز اونا را کمک کد که بتانن سر ترست قلب پیدا کده با شجاحت بر راه ایسای مسیح ادامه بتن ما ای را هم در کتاب اعمال رسولان خاندیم باوجود مخالفت و دشمنی رهبران مذهبی یهود و عکومت بر سر اقتدار چطور کلیسا رشت کد وقتی که استفان به شهادت رسید و مسیحان در ارشلیم مورد شکنجه و آزار قرار گرفتن اونا چی کدن چطور ایمان مسیحی از ارشلیم به جاهای دیگر انتشار یافت و چطور غیری یهودیان هم با ایسای مسیح ایمان آوردن شاول که یک یهودی دواتشه و امراه مسیحان دشمنی میکد چطور با ایسای مسیح ایمان آورد و در خدمت مسیح قرار گرفت وقتی که شاول به دمشق رسید و به ایسای مسیح ایمان آورده تحمید گرفت یهودیان به قتل و اقدام کدند و شاول چطور از دمشق فرار کد ما در باره این موضوعات در صحبت های گذشته گفت زدیم صحبت امروز ما از این قسمت شروع میشه که شاول از دمشق به ارشلیم آمد در ارشلیم که ایمانداران از او خاطری خوش نداشتند با چه قسمت برخورد اونا روبرو شد آیت 26 فسد نو همه بخوانید شاول در ارشلیم کارهای نکده بود که مسیحان از او دل خوش داشته باشند اما در زمان که او امراه مسیحان دشمنی میکد از حمایت رهبران مسیحی یهود برخوردار بود و او را تشویق و حمایه میکدند اما آله شرایط کاملا فرق کده بود رهبران مسیحی یهود اطلاع یافته بودند که شاول پیروی ایسای مسیح شده و در دمشق به ایسای مسیح شهادت بیداد از این خاطر اونا هم کمر به دشمنی او بسته کده بودند مسیحان هم در ارشلیم به طرف شاول بدیده شک میدیدند که آیا او واقعا مسیح شده است؟ آیا ایمکان داره کسی که ایقدر دعات شد دشمن مسیحان بود آله میتوند در جمع رفاقت اونا شامل شده؟ ای حالت هم بر شاول و هم بر هر کست بسیار مشکل است دوستان قدیمی به اسطلاح اونا بخاطر خیانت برکدی اونا امرایش دشمنی کنن و دوستای نو هم با شک بطرف اونا ببینن و سر او اعتماد نکنن شاول به ای حالت مواجی بود ما ایمانداران افغان هم ای قسم آلت تجربه کدیم فامیل، اقارب و دوستای قدیمی ما نه تنها ایمان نو ما را قبول نمیکنن بلکه امرای ما دشمنی هم میکنن دوستی ما همراه دوستان و ام ایمانان جدید ما هم ابتدایی میباشه و اونا هم سر ما زیاد اعتماد نمیکنن در ایطور حالت امکان دلسر شدن نو ایمانان زیاد وجود داره اما بیوزی بی اعتماد بودن ویا شک کدن سر یک برادر ویا خوهر نو ایمان اعتماد کدن سر او بهتر است شاید فکر کنیم که نشود که شخصی نامطلوب داخل حلقه ویا جمع ما شود اما باید متوجید باشیم که ما بخاطر احتیاط کدن زیاد نو ایمان صادق و وفادار به ایسای مسیر دلسر چاخده از خود نرانیم ایسای مسیر می فرمایی که مثل مار خوشیار و مثل کبوتر بی آزار باشیم یکی از برادران عزیز که از این مسئله به اعتمادی بسیار رنگ می برد بره من می گفت هم فامیل و دوست های قدیمی را به خاطر ایمانم از دست دادم و دوست های نو هم دوست من نشدن من ایران هستم که چی کنم شاول هم وقتی که به ورشلیم آمد به این قسم وضع مواجی بود بیان ببینیم که او چی کرد جاوید جان شما آیت بسته هفته بخوانید وقتی که به آیت بالا دقت می کنیم متوجی می شیم کسی که از دل به ایسای مسیح ایمان داشته باشه او را ایسای مسیح بیار و مددگار ایلان نمی کنه شاول هم یک دوست بسیار عزیز مسیحی به نام برناباه را پیدا کرد اونا بین خود دوست شدن برناباه که معنی نامش هم تشویق کننده است باعث تشویقی او شد برناباه او را تشویق کرد که دل سرد نباشه او را پیش پتراس و یعقوب رسولان مسیح برد و بر اونا گفت که شاول چطور ایمان آورده و چی کارهای ددمشق انجام داده برناباه به اصطلاح ما او را پیش ایمانداران زمانت میکنه که ایمان شاول صادقانه و راستین است یکان وقت ادعای خود ما تا شادت کسی دیگر که در باره ما از لحاظ قابل قبول واقع شدن زیاد فرق میکنه برناباه هم به رسولان در باره شاول شادت داد و شادت او مورد قبول و تایید رسولان واقع شد به این ترتیب بانان رفت آمد پیدا کرد و آشکارها بدون تز به نام خداون معوضه میکرد و با یودیان یونانی زبان مبایثه و گفتگومی نبود بطوره که آنان قصد جان او را داشتند وقت برادران از این موضوع آگاشدند شاول را به قیسریه رسانیدند و او را روانه ترسوز کردند در نتیجه ای رفت آمد ایمانداران او را اشتناختند و سرش احتماد کردند شاول هم آرام نمیشهشد به ایسای مسیح بشارت میداد و در هر جای امراه یهودیان جرو بحث میکرد یهودیان از این کار او بسیار خشنگین شدند میدیدن کسی که میخواست که ایسای مسیح را نبود کنه آنه برای تقویه او کار و زحمت میکشه و سرسختانه و با منطق نه تنها از ایمان جدید خود دفاه میکنه بلکه غلطی رویه نادرست یهودارا هم با استناد از روی عد اتیخ کتاب مقدس با اونا بیان میکنه یهودیان صرف از طریق کشتن میتونستن که او را خاموش بسازند به این خاطر تصمیم به کشتن او گرفتند تاریخ ایمان مسیحی دباره ایمانداران زیاد شهادت میده وقتی که دیگران نتانستن در برابر منطق و استلال اونا مقامت کنند تصمیم به کشتن اونا گرفتند زیاد ندرت ایماندار افغان هم به هر جای میرفت و با شهامت به ایسای مسیحی شهادت میداد افراتیان مسیحی اقصد در مقابل استدلال او به حقانیت ایمان مسیحی بی جواب بودند از این خاطر او را کشتند اما در مورد شاول میخانیم وقتی که ایمانداران اطلاع آفتند که یهودیان قصد جان شاور را دارند او را فورا به قیسریه که یک شاره در ساحل مدیترانه بود رساندند و از اونجا او را روانه ترسوس وطن اصلی او کدند شاول صرف دو هفته امرای پتروس و یعقوب رسولان مسیح در اورشلین ماند اما این دو هفته برای آینده زندگی شاول بسیار مفید و محصر بود او از شمان و یعقوب که وقت زیاد خود امرای ایسای مسیح تیر کده بودند چیزهای زیادی را یاد گرفت که برای خدمت آینده او بسیار مفید بود در این دو هفته که شاول در اورشلین بود ای قدر در بین ایمانداران محبوبیت و اعتماد پیدا کد که اونا به فکر محفظت او شدند به او کمکدن که به صورت مسؤون از اورشلین به قیسریه بره و از اونجا او را روانه ترسوس وطنش کدند ای طور معلوم میشه که شاول چند سال در ترسوس زندگی میکنه و در فصد 11 همه احمال رسولان دوباره ظاهر میشه که تا آخر کتاب احمال ادامه پیدا میکنه خوب جاوید جان آره آیت سی و یکه بخوارین به این ترتیب کلیسات در سراسر یهودیه و جلیل و سامره سلامتی یافت در حاله که آنان در خداترسی و تقویت روح القدس بسر میبردن کلیسات از لحاظ نیرو و تیدات رشت میکرد لوقا نویسنده کتاب احمال در ای چند جمله مطالب بسیار مهم بیان بیکنه در اون وقت در این سی منطقی یهودیه، جلیل و سامره که تقریبا سی ولایت اون وقت اسرائیل بود کلیساهای متعدد ایسای مسیح وجود داشتن اما لوقا او را به اسم مفرد یعنی کلیسا یاد میکنه ایمانداران در تمام دنیا شامل یک کلیسای مسیح یعنی کلیسای جهانی هستن و در این زمان عوض به کلیسای محلی خود هم هستن منظور نظر لوقایی بوده که کلمهی مفرد کلیسا را استعمال کده وقت که شامل یک دشمن سرسخت مسیحان بود به ایسای مسیح ایمان آورد و او از اروشلیم به ترسوس رفت ایمانداران احساس آرامش کده در این دوران در نتیجه کار لوح القدس کلیسا رشد کد و تقویه شد وقتی که کلیسا در وقت جورجفا رشد میکنه باید در وقت آرامش هم رشد بکنه اما اموطوری که لوخا ذکر میکنه که کلیسا از لحاظ کمیت یعنی تعداد و هم از لحاظ کیفیت یعنی پختگید ایمان هم رشد کرد اگر رشد کلیسا از لحاظ تعداد با رشد و از لحاظ روح و ایمان و دانش مسیحی هم آهنگ نباشه باعث مشکلات میشه اگر رشد کلیسا از لحاظ تعداد سری باشه اما رشد و از لحاظ کیفی کم باشه ده ای صورت خطر تفرقه و انحراف و مسایل دیگه موجود است اگر کلیسا صرف برشد کیفی خود توجه کنه و از لحاظ کمی رشد نکنه ای مفهوم را اعراح میده که کلیسا در کار بشارتی زیف است و رابطه با مردم بیرون از کلیسا کم است ده ای صورت کلیسا زندبودن و رشد باس میمونه جاوی جان آله آیات 33 تا 35 بخورین پترس از همه جا دیدن میکرد و یک بار نیز به دیدن ایمانداران مقیم لده رفت در هنجا شخص را به نام اینیاس که با مدت هشت سال شعل و بسری بود دید هیهینیاس ایسای مسیت را شفا میبخشد برخیز و رخت خواب خود را جمع کن او فورا از جا برخواست و جمعی ساکنان لده و دشت سارون او را دیدن و به خداون روح آوردن لوقا نویسندهی کتاب اعمال وقتی که شاولا به ترسوس وطنش میرسانه دیگه دیگه در اینجا دباری او گب نمیزنه آره قصره از پترس رسول ایسای مسی شروع میکنه بعد از بشادت رسیدن استیفان وقتی که آزار و شکنجر در مقابل ایمانداران شروع شد ایمانداران به جاهای دیگه پراگنده شدن و به هر جایی که رفتن کلیسه های جدید را تشکیل کردن پترس در لده واقعی بود دیدن کنه لده یک شاره بود که در شمال اوشتریم واقعی بود پترس در لده شخصی شلی را دید که هشت سال او شل و روی بسترش دراز کشیده بود پترس به نام ایسای مسی او را شفا داد وقتی که مردم اطراف این موجزه را دیدن به ایسای مسی ایمان آوردن وقتی که پترس به او میگه که ایسای مسی تو را شفا میده بسترتت جمع کو دیگه ضرورت نیست که سر او دراز بکشید او شل هم فورا از جا خیست و به راه روان شد ایسای مسی امروز هم این قدرت دارد او میتونه ناتوانی های روحی و جسمی شما را هم شفا بده صرف شرط ایست که ما به او مراجعه کده به او اعتماد کنیم به او ببویم ای خداون تو شلها را روان کدید تو کورها را بینا کدید من هم مشکل دارم لطفا این مشکل من را هم حل کو ما کاملا اعتماد داریم که تو میتونی که این کار را برم بکنی بنامه ایسای مسی آمین اتمنان داشته باشین که ایسای مسی ای خواست شما را به جواب نمی مانند ما یکان وقت بسیار تمبری میکنیم ما بیوز ای که به شفا دهنده یعنی به ایسای مسی مراجعه کنیم در بستر مریضی خود دراز کشیدیم و شور نمی خونیم ما و شما میگیم که فلان شخص مثل لطف سلطان محمود است قصه میکنند که سلطان محمود به لطف ها نان مفت میداد کسی به اون خبر آورد که هر کس خودا لطف چاخته و نان مفت میخورد در حاله که لطف حقیقی نیست سلطان محمود بر ای که بر خود معلوم کنه که لطف حقیقی کی است تمام لطف ها را در یک اتاق کلان انداخت و امر کرد که در اون اتاق کار را دود کنند و دروازه ها و کلکره های اون را بسته کنند وقتی که دود زیاد شد ولط ها به تکلیف شدند شروع به صدا کردند از برای خدا از برای خدا اما در جمله یک لطف پود که او حتی از تنبالی از برای خدا هم نمیگفت وقتی که خوب به تکلیف شد به پالفائل خود گفت او برادر از خیرات سرت از خاطر ما هم از برای خدا بگو سلطان محمود که یه گفت او را شدید گفت ای واقعا لطف حقیقی است امر کرد که تنها او را که لطف حقیقی است دگاه کنند و دیگرها را که لطف حقیقی نیستند از دربار بکشند بعضی ما و شما حتی مثل او لطف حقیقی هستیم که حتی خود ما بر خود هم به حضور خدا بخاطر بیان کدن مشکل خود مراجعه نمی کنیم ایسای مسیم می فرماید بتلبید به شما داده خواهد شد خوب آله آیات 36 تا 38 تا می خانم در یافا یکی از ایمانداران که زن به نام تبیتا بود زندگی می کرد این زن که بسیار نکوکار و بخشنده بود در این زمان بیمار شد و فوت کرد او را شستند و در بالاخانه گذاشتند ایمانداران که شنیده بودند که پترست در لده هست بسبب نزدیکی لده به یافا دو نفر را پیش او فرستادند ارچی زودتر خود را به ما برسند وقتی که پترست در لده بود یک زن ایماندار به نام تبیتا در یافا که در خیرات دادن و کمک به مختاجه مشهور بود مرد یافا از لده او قدر زیاد فاصله نداشت یعنی تقریبا 16 کلومتر دور بود آل یافا به نام یافو یاد می شد و شهرهایی که از اوشلیم به لده می رد از او تیر می شد از او زمانه یک بندرگاه بسیار مشهوری فلسطین بود ایماندارا اطلاع یافتند که پترست در لده هست به ای خاطر پشتی او نفر روان کدن که به یافا بیاید و تبیتا را زنده بسازه اگرچی بری خواستن طبیبی که مریضی او را شفا بده دیر شده بود اما بری خواستن پترست که او را زنده بسازه دیر نشده بود تبیتا یک نام پترست پیرانیست که به یانانی او را درکاس میگن که مانایش آهو هست بره تبیتا یا آهو مرده بود لازم بود که پترست بیانه و او را زنده بسازه خوب جاوید جان آل آیت سیونو را بخوانید پترست فورا امراه آنان عرقت کرد و امین که به آنجا رسید او را به آن بالاخانه بردن بیوزنان گریکنان دور او را گرفتن همه پیران ها و لباس های را که درکاس در زمان آیات خود دوخته بود به او نشان دادن وقتی که پترست به یافه ها رسید دید که بیوه های بسیار گریه می کنن ای بیوه ها برخون محبت تبیتا بودن که در زندگی خود بر اونا کالا دوخته بود و به اونا با محبت کمک کده بود ای بیوه ها به پترست کالا های را نشان دادن از خدا من می خواهیم که ما و شما هم مثل ای بیوه ها باشیم و احسان فراموش نباشیم ما یگان وقت کمک برادر و خوهر خودا بخاطر که پیش دگرها کم نیاییم یاد نمی کنیم اما ای کار درست نیست ما باید احسان فراموش نباشیم وقتی که ما کمک و محبت برادر و خوهر خودا که او را پیش روی خود می بینیم فراموش می کنیم و یا قسط او را یاد نمی کنیم دبری محبت عظیم خدا که او را نمی بینیم چی خواهد کنیم خداوند ما را با محبت عظیم خود توسط ایسای مسیح از مرد گناه نجات داد ما هر قدر که به زبان خود از ای محبت خدا یاد کنیم باز هم کم است ما نباید در برابر ای محبت عظیم خودا احسان فراموش باشیم و رو به جسد کرده گفت ای طبیتا برخیز او چشمای خود را باز کرد و وقت پترس را دید راست نشست پترس دست خود را با او داد و او را روی پا بلند کرد سپس مقدسین و بیوزنان را صدا زد و او را زنده به ایشان سپرد ای موضوع در سراسر یافه ها منتشر شد و بیسیاری به خداوند ایمان آوردن پترس روزهای زیاده را در یافه ها ماند و با شامون چرمگر زندگی می کرد ای موجزه اینن مثل او موجزه است که ایسای مسیح دختر یایروس زنده کرد پترس هم تیویتاره که مرد بود زنده کرد در نتیجه ای موجزه تعداد زیاد مردم ایمان آوردن اونا دیدن که قدرت ایسای مسیح قیام کرده درسورش پترس هم عمل می کند ایسای مسیح توسط روح قدس موجزه می کرد او بال از سعود خود به آسمان روح قدس ها به ایماندار ها نازل کرد روح قدس در ایماندار ها سکونت می کند و کارهای عجیبه از رسولان به زهور می رسید باید متوجه باشیم که ای کارها خود پترس نبود که تیویتاره زنده کرد بلکه ای کار روح مسیح یعنی روح قدس بود که تیویتاره که مرده بود زنده کرد ما هم وقتی که کار و خدمت فوقلادی انجام می دیم افتخار او هم به ایسای مسیح تحرک دارن نه به خود ما پترس مدت زیاد دیافه در خانه کسی که شمهون نام داشت و چرمگر بود زندگی کرد ایسای مسیح امراه او زندگی میکنه مالم میشه که او بابند رسم و رواج یهودی نیست ایسای مسیح او را از این قید و بند آزاد ساخته تشکر از ایسای مسیح که ما را از زنجیرهای گناه و شرارت آزاد کرد موسیقی شنودهای مهربان این بود برنامه این نوبت ما که تقدیم تان شد تا برنامه آینده که باز در خدمت شما عزیزان قرار مگیریم همه ایتان را به خداونده مهربان میسپاریم موسیقی بشنوز حکمت حکایت سلیمان حکیم دوت فهم و خیرت آورده از رب کریم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی بشنوز حکمت حکایت سلیمان حکیم بشنوز حکمت حکایت سلیمان حکیم دوت فهم و خیرت بشنوز حکمت در زندت حکمت در هر کوچه بازار شهر در زندت حکمت در هر کوچه بازار شهر من حقیقت انبیاء نفرت زینا راستی کنین من حقیقت انبیاء نفرت زینا راستی کنین بشنوز حکمت حکمت روشن هست روشن هست حرفای من به طرز نقره و طلاح روشن هست حرفای من به طرز نقره و طلاح داری هر گوشه شنوا پس بیا یاری کنی بشنوز اک مدهگاه سامنه موسم موسم موسم حکمتم من زیر کی دانایی است از آن من حکمتم من زیر کی دانایی است از آن من بر خدا دوستی زکه هر بدی دوری کنیم گر خدا دوستی زکه برو هر بدی دوری کنیم بشنور سکمت کن من هدایت می کنم هر پادشاه من هدایت می کنم هر پادشاه هستنی رویم اگر گوین حکم رانی کنیم هستنی رویم اگر گوین حکم رانی کنیم بشنور سکمت کن داشت مرا خالق یالم بخودش در افتداه داشت مرا خالق یالم بخودش در افتداه ساخت بامن بهروبر بر کاینات رب کریم ساخت بامن بهروبر رب کریم های جوانان های جوانان بشنوید از من ساد از من شبید های جوانان بشنوید های جوانان بشنوید از من ساد از من شبید خوش به حالت باد و رقص هم شادی کنیم خوش به حالت باد و رقص هم شادی کنیم سندوق پوستی 702GPO لاهر پاکستان سندوق پوستی 702GPO لاحر پاکستان