آدم و حوا

  ۲۹ دقیقه

  ۲۱ ژوئن ۲۰۱۸

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روه موج کوتای 31 متر بند پهش می گردد خدایا مرا براه راستی هدایت فرما راڈیو صدای زندگی تکریم می کند سلام دوستان عزیز خوشحال استم که بار دیگه فرصت می اثر شد تا با بشکش نمودنه برنامه دیگه از اصلا برنامه های راه راستی در خدمت شما قرار بگریم شنونده های عزیز درس امروز خدا برنامه خداونده محرابان آغاز می کنیم خدای که می خواهد تمام انسان ها راه راستی را که او یعنی خداوند برشان در نظر گرفته بفهمند تا با او زندگی عبدی داشته باشند باید متذکر شد که ما درس خدا در مورد ای که در آغاز چی اتفاق افتاد ادامه می دیم در درس امروز ما در مورد آدم هوا حرف می زنیم و یاد خواد گرفتیم که اولین روز اونا در زمین چیکونه بود ما در کتاب تورات خاندیم که خداوند در شش روز آسمان و زمین و دریا و هران چی که درانست آفرید ما همچنان ملاحظه نمودیم که چطور خداوند در روز ششم اولین انسان آفرید خداوند انسان با یک جسم روح آفرید خدا جسم یا بدن انسان از خاک زمین سرشت و بدن در اون روح عبدی را دمید خداوند روح انسان شبیه خود آفرید معنی ای او است که خداوند در روح انسان اندیشه را جابا جا ساخت تا انسان بتانه خدا را بشناسه خداوند همچنان به انسان یک قلب احساس و عاطفه داد تا او بتانه خداوند را دوست بداره و او یعنی خداوند انسان را با بخشیدن اراده یعنی انتخاب آزاد مسئولیت بخشید تا او خود انتخاب کنه که از خداوند اتحاد نمایه یا نی بعد از او که خداوند آفریدن اولین انسان خلاس کرد و پیش از ای که از کار آفریدن دست بکشه جزای دیگه هم بود که انجام بده ای کار های از که امروز ما میخواییم در ماردو یاد بگیریم بیاین که متعالی خدا با خاندن فصل دوم از کتاب پیدایش ادامه بدیم ما از آیت هفتم شروع میکنیم خداوند از خاک زمین آدم را سرشت سپس در بینی آدم روح حیات دمیده به او جان بخشید و آدم موجود زنده شد پس ازان خداوند در سرزمین ادن واقعی در شرق باغی به وجود آورد و آدمی را که آفریده بود در آن باغ گذاشت ای آیات بما نشان میده که چطور خداوند بر انسانی که آفریده بود باغ زیبای تحیه نمود نام باغ ادن بود یا باغ بهشت بعضی فکر میکنند ای باغ از که خداوند انسان با او قرار داده بود در آسمان بود در حالی که کلام باما نشان میده که ای باغ در زمین بود در شرق در ادن ممکن جایی که فیلن کشور ایراق قرار داره نوشتای پیمبران خدا ایجگاه دارای ابحام در موردی ای که باغ ادن در زمین و به هیچ دوزور خداوند در بالاق قرار داره نبوده دایات زیل خداوند در کلام مقدس میفرمایه خداوند انوای درختان زیبا در آن باغ رو یانید تا میواهای خوشت هم بدهد او در وسط باغ درخت حیات و همچنین درخت شناخت نیکوبت را قرار داد از سرزمین ادن رودخانه های بسوی باغ جاری شود تا آن را آبیاری کند خداوند آدم را در باغ ادن گذاشت تا در آن کار کند و از آن نگهداری نماید ما میبینیم که خداوند بره اولین انسان یعنی آدم باغ زیبایی ساخت تا در او با کمال آرامش سندگی کند خداوند انسان در باغ مملو از درخت های زیبا که دارای میواهای خوشت هم و مزدار بود قرار داد در جای دیدنی همه چیز کامل بود احساس آدم فعالیت میکرد او به چشمای خود زیبایی گلا را میدید به گوشای خود نوای خوش پرنده ها را که بالای درخت ها نغم سرایی میکد میشنید و بوی خوش گلا که در فضای باغ پیچیده بود به مشام آدم میرسید خداوند بر خوشی و لذت بردن آدم همه چیز با او بخشیده بود ما همچنان خاندیم که خداوند با خوبی خود انسانم مسئول کار رضایت بخش نمود مسئولیت نگهداری باغ تا او به خوشی او را باخده بگیره چیز بسیار شگفته انگیزه که در باغ آدن اتفاق مفتید ای بود که خداوند خود انگام حصر به دیدن انسان که شبیه خود آفریده بود میامد تا با او حرف بزنه چون روح انسانه به صورت خود آفریده بود با پیدایش فصل سی آیت هشت گوش بدین عصر همان روز آدم و زنه صدای خداوند را که در باغ را میرفت شدیدند چرا خداوند آمد تا انسانه ملاقات کنه او بخاطره به ملاقات آدم آمد که او انسانه بر همدمی خود آفریده بود قسمه که ما قبلن خاندیم منظور خداوند این بود تا او با انسانها همدم بوده حرف بزنن خوشی کنند تا ابدیت با همدیگه با اتفاق نظر و اکدیلی بکسرانند بله خداوند میخواست تا آدم با رابطه آلی خود با خداوند انکشاف نموده و بره همیشه با او باشه حال چیز دیگه است که باید در مورد باغ ادن بدانیم جای که خداوند انسان یعنی آدمه در او قرار داد در وسط باغ خداوند دو درخت مهمه نیست غرص نمود نام یکی از این درخت هیاد و نام دیگه او درخت شناخت نیکوبت بود خداوند درخت هیاد در باغ ادن قرار داد تا انسان به خاطر داشته باشه که خداوند با او زندگی جابیدان داده اما درخت شناخت نیکوبت در وسط باغ بر امتحان آدم قرار داشت یعنی خداوند این درخت ها برای امتحان نمودن آدم در وسط باغ ادن قرار داده بود گوش کنین که کلام مقدس در این باره چی می فرمایه؟ از همه میوه های درختان باغ بخور بجوز میوه درخت شناخت نیکوبت زیرا اگر از میوه آن بخوری مطمئن باش خواهی مرد درخت شناخت نیکوبت شنوده یعنی چرا خداوند انسان ها از خوردن میوه درخت شناخت نیکوبت منه نمود؟ آیا خداوند سخت و گشنه هست؟ نه خداوند سخت و گشنه نیست در حقیقت یکی از نمای خداوند سخی یعنی سخاتمند هست خداوند به آدم گفت از همه میوه های درختان بخور بجوز درخت شناخت نیکوبت آیا این یک کار مشکل بود؟ نه این کار مشکل نبود خداوند به فیض خود بر خوشحالی آدم هر چیزی که او ضرورت داشت داد او هیچ چیزی خوبی را از انسان دریغ نداشت خداوند در پلان کامل خود صرف یک آزمایش بسیار کوچک در مقابل آدم قرار داد تا آدم فرصت ای را داشته باشه که به خداوند محبت خدا به وسیل ایطاعت از او نشان بده قسم که خداوند در کلام مقدس میفرمایه هر که من را دوست دارد مطابق آنچه میگویم عمل خواهد نمود کسی که من را دوست ندارد مطابق گفتار من عمل نمیکند خداوند میخواست محبت و وفاداری آدم را آزمایش کنه بمی منظور بود که خداوند ای دستور داد خداوند انسان مثل ماشین خلق نکد بلکه خداوند انسان دارای اندشه قلب و آزادی انتخاب خلق نمود تا آدم بر خود محبت و اطاعت از خدا را انتخاب نمایه آیا خداوند به انسان گفت که چی اتفاق خواهد افتاد اگر او از میوه درخت ممنوعه بخوره؟ بله خداوند گفت نباید از میوه درخت شناخت نیکوبت بخوری زیرا اگر از میوه آن بخوری مطمئن باش خواهی مرد بله خداوند به انسان گفته بود که ناعتاعتی از فرمان او مرگ در قبال داره خداوند انسان را که آفریده بود دوست داشت پس او را با کلمات واضح فهمند که آدم اگر از من اتاعت نکنی خواهی مرد چون در شریعت مقدس من سزای گناه مرگ است گوش کنیم که کلام خدا در این مورد چی میگه؟ هر که گناه کند خودش خواهد مرد شاید کسی سوار کنه که گناه چیست؟ کلام مقدس میفرماید گناه چیز غیر از پامال سازی شریعت نیست هر خطای گناه است کسی که بداند نیکی چیست و نیکی نکند گناه است گناه یعنی ای که کسی در آی خیش روان باشه هران چی که با خواست خدا متابقت نکنه گناه است با آنهایی که مرتعبه گناه میشند چی خواد شد؟ دایت دیگه خداهان میفرماید موزد گناه مرگ است دوست گرامی، مرگ چیست؟ بعضها فکر میکنند که مرگ یعنی از بهین دفتن است و بعد از او همه چیز خلاس است و انسان چیزی را بعد از او نمیفهمه اما اگر به نوشته های پیانبره مراجعه کنیم خواد دیدیم که دیگه مرگ یعنی از بهین دفتن یا آخر زندگی نیست دا کلام مقدس، دا لسان ابراهی که کلام مقدس نوشته شده مرگ به معنی جدایی آمده مرگ جدایی از زندگی خداهان میباشه وقت که خداهان با آدم گفت اگر از میوه درخت شناخت نیکو بعد بخوری مطمئن باش که خواهی مرد به این معنی است که آدم اگر از میوه درخت که من منکدم بخوری خواد مردی یعنی از من جدا خواد شدی اگر از من نفرمانی کنی دیگه با من رابطه نزدیک نخواهی داشت من مقدس هستم و من نمیتونم گناه کسایی که راه من را رد میکنه اجازه بتوم من شیطان و فرشت های پیروه او را از از از او را خواد راندم و من شما را هم خواهم راند اگر گناه کنین امچنان اگر شما هم از میوه منو را بخورین بدن شما شروع به عصیر شدن خواد کد و بلاخره خواد مرد ای فقط روح شما خواد بود که جسم شما را ترک میکنه اما ای همه در ای جا تمام نمیشه اگر شما من را که خداوند هستم اطاعت نکنین نفرخد بدن شما خواد مرد بلکه روح شما نیست در جای خواد رفت که برش شیطان و همراه پیروه او آفریده شده و دهانجا شما برهمیش از ما جدا خواد بودین بنان ما میبینیم که گناه در برگرینده سینه و جدایی تلخه است روح شما دمی روی زمین از خدا جدا شده و نتیجه او است که شما رابطه با خدای پاک و مقدس نمیداشته باشین چون بخاطر گناه که در قلب شما میباشه روز که بمیرین روح شما از بدن جدا خواد شد همی است که بدن خواد مرد و روح و بدن شما هر دو از خداوند جدا شده بره همیشه در دریای آتش افغانده خواد شد پس به اساس کلام خداوند مرگ چی میباشه؟ به طور مختصر مرگ جدایی از خداوند در زندگی میباشه گناه انسان از خداوند منبعی حقیقی حیات جدا میسازه خداوند مقدس است و با گناه زیز نمیتانه روح که مرتکب گناه میشه مانند شاخه است که از درخت قطع شده باشه به شاخه چی روح خواد داد وقتی که او از درخت قطع شده؟ آیا یک شاخه قطع شده حیات داره؟ نی، شاخه قطع شده مرده میباشه برگای او دفتر خشک نمیشه بلکه آیستا آیستا از بین میره به امی تطیب اگر شما روح بخشایش که خداوند بر شما تحیه نموده دریافت نکده باشین شما ممکن فکر کنین که زنده استین لیکن کلام خداوند میگه که شما در گناهان و سرکشی خود و بر خداوند مرده اید شما به علت خطایا و گناهان خود مرده اید گناهان شما باعث شده او با شما قطع رابطه کند خداوند میگه اگر کسی در من نماند مانند شاخهی بدور افکنده می شود و خشک می گردد مردم شاخه های خشکیده را جمع می کند و در آتش می اندازند و می سوزانند شاخهی که به درخت وصل نباشه میوانه خواد داد به امی تطیب یک گناهکار در مقابل خداوند بیفایده است او نمی تانه هیچیز خشکنندهی به خداوند بته چون رابطه با خداوند نداره خدای که درخت حقیقی هست منبع واقعی حیات گناهکاران فقط قضاوت خداوند را می تانند توقع داشته باشند اما خداوند در نوشته های پیامبران اعلام نموده که ما چطور می تانیم براستی در آوره خداوند راه یابیم و به یقین بدانیم که گناهان ما پاک شده ای چیز است که در درس های آینده بالایش بحث قایم نمود شنونده مهربان قبل ازی که برنامه ای نوبت خدا با پایان ببریم نکات مهمی ای فصله یک بار دیگر می خانیم و منور می کنیم کلام مقدس می فرمایی که چی گونه خداوند اولین زن آفرید؟ خداوند فرمود شایستن ایست آدم تنها بماند باید یار مناسب برای او به وجود بیاورم آنگاه خداوند آدم را به خواب عمیق فرو برد و یکی از دنده هایش را برداشت و جای آن را با گوشت پر کرد و از آن دنده زن سرشت و او را پیش آدم آورد آدم گفت این است استخانه از استخانهایم و گوشتی از گوشتم نام او نسا باشد چون از انسان گرفته شد و این سبب است که مرد از پدر و مادر خود جدا می شود و به همسرش می پیوندد و از آن پس آن دو یکی می شوند آدم و همسرش هرچند که بره نبودند ولی احساس خجالت نمی کردند پس ما کشف کردیم که ازدواش در وسط خداوند ترحریزی شده خداوند یک مرد و یک زن آفرید تا همدیگره دوست داشته باشن تا یک زندگی مشترک داشته باشن با هم در کنار یک دیگر با شادی و خوشی زندگی کنن تا خداوند جلال بدن خدایی که آدمم محبت نموده بود خواست که او خوشی کامل داشته باشه پس توفیه شگفت انگیزی با او داد یک خانم توفیه خداوند با آدم زن او هوا بود خداوند از آدم خواست تا او زن خود یعنی هوا را دوست داشته باشه و آنقدر محبت نمایه که خودم محبت میکنه اتا مهمتر از ای خداوند از آدم و زن او هوا خواست تا با خدا رابطه امیق و سمیمی داشته باشن تا او را بشناسن دوست بدارن و اطاعت کنن بنابراین خداوند کار آفرینش را خلاس کد کلام مقدس می فرمایه خدا با آنچه آفریده بود نظر کرد و کار آفرینش را از هر لحاظ عالی دید شب گذشت و صبح شد این روز ششم بود خدا روز هفتم را برکت داده آن را مقدس اعلام فرمود زیرا روزی بود که خدا پس از پایان کار آفرینش آرام گرفت شنمده عزیز چرا خداوند در روز هفتم آرام گرفت یا استراحت کد آیا بخاطر که خسته شده بود نی خداوند ایجگاهی خسته نشده و نمیشه کلام مقدس می فرمایه که خداوند آرام گرفت چون کار آفرینش تمام شده بود همه چیز کامل بود بمی خاطر بود که خداوند آرام گرفت از کار آفرینش دست کشید و او در روز هفتم بود بمی دلیل است که در یک هفته هفت روز می باشد موسیقی زندگی و ای منجیم توی مصیب چون آمدی در قلب من اسمم در کتاب هیاتت مصیب نوشته شد اسمم در کتاب هیاتت مصیب نوشته شد لایقم توی مقدس مصیب برام تو من قیشبم ای زندگی و ای منجیم توی مصیب موسیقی مثل جلال رب خالق تو ای مصیب کلامه و مجسم گشتی بین ما ای روز برموت ای مقدس مصیب برام تو من قیشبم ای زندگی و ای منجیم توی مصیب ای رو جوانان خداون جان خود را به دست او به دهد همه چونستانیاد تو راه راستی مقدس مصیب برام تو من قیشبم ای زندگی و ای منجیم توی مصیب موسیقی ای ممنان روح و راستی نو جوانان همه تان تیروز هستی در هر مکان دهد شیطان را شکست بنامه مصیب آنت ای زندگی و ای منجیم توی مصیب خوب دوستان گرانقدر بیاید در این قسمت از برنامه راه راستی به شهادت یکی از خوهران خشگوش فراده هم که زندگی نو را چگونه تجربه کردند امیدوارم که شهادت این خوهر ما باعث یاختن حقیقت در زندگی شما گردد سهر نام من سهر هست در شهر کابل کلان شدم بعد از این که از پانتون فارغ شدم در یکی از ظواهر دولتی شامل کار شدم و عروسی کردم در ذهن خود پلان های زیاد برای زندگی سنجیده بودم اما متاسفانه تمام عروض هایم با به شهادت رسیدن شوهرم به خاک برابر شد هنوز غم و رنج از زازدادن شوهرم تازه بود که پدر و برادرم هم به شهادت رسیدن درد و ماتم از زازدادن این عزیزان ما را از درون میخورد و ما ها مادر هم بودیم که در داغ آنها میسختیم و به بدبختی هایی که روزگار سر ما آورده بود تعمل میکردیم یک روز یک گروه مسلح به خانه ما داخل شدند و ما را به زور از خانه ما که یکانه سرپناه زندگی پر از رنج و درد ما بود اخراج کردند این خانه پدری و ملکت شخصی ما بود او را ضبط کردند شاید جرم ما این بود که ما زنان بیوه و بیسرپرست بودیم و حق زندگی را در خانه خود نداشتیم باز هم تمام مسائل را به خداوند سپردیم و رفتیم به خانه یکی از دوستان یک چند روز تیر نشده بود که دست همون را از کار گرفتند بخاطر این که زن بودم وقت کار و زندگی را نداشتم عمر کرده بودن که باید بدون محرم شرعی از خانه بیرون نشبم نمی دانستم که این محرم را از کجا پیدا کنم بله هم وطن عزیز این واقعیت تلخ زندگی من و زنان دیگر که هم از آی فامیل خود را اززد دادن نست باید چی می کردم؟ آیا در گشنگی فقر مرض و یا در چاردیواری خانه می پوسیدم؟ و یا این که بار دوش کسی دیگر می شدم یا به کدام عمل جنایتامی دست می زدم؟ دیگر چاره نداشتم بغیر از فرار از وطن که حق داشتم مثل دیگر انسانان در روز زندگی و کار کنم مضبوط شدم به مملکت دیگر پناهنده شدم در وطنی که پناهنده شدم برخلاف وطن خودم در وطن خودم زنان مثل انسان شانه بشانه مردان کار می کنند به بیوه ها احترام می شد و قمچین و شلاق و مرگ به آنها انتظار نمی کشد خوشبختانه مدت چند نقزشته بود که به یکی از ایمانداران مسیعی آشنا شدم او به من کتاب انجیل و نشیع گندم یعنی نشیع مسیعان افغان رو داد کتاب انجیل مقدس را در مدت یک سال چندین دفعه خاندم هر دفعه که می خواندم با او زیادتر علاقه پیدا می کردم و به من آرامش می بخشید تا این که کاملا با او علاقه من شدم آیات مثل این آیت که می فرماید عیشه و هران چنانکه مسیق الیسار را دوست داشت جان خود را برای او داد شما نیز زنان خود را دوست بدارید و یا در جای دیگر خواندم دیانت پاک و بیالائش در برابر خدای پدر این است که وقت یتیمان و بیوزنان دوچار مسیبت می شوند از آنها توجه کنید و جای دیگر عیسای مسیح خطاب به منافقان فرمود وای بر شما ای ملایان و فرسیان منافق شما مال بیوزنان را می خورید و آلان که معذر خود نمائی نماز خود را طول می دید به اینجا از شما شدیدترین جزار را خواهید دید دوستان عزیز هر دفعه که این آیات را می خواندم گیره می کردم و می گفتم عیسای مسیح خداوند خود را به تو سپردم زندگی ما را به دست خود بگیر و به هر شکلی که می خوایی و را به پیش ببر می گفتم ای خداوند عیسای مسیح تو قدرت داری که گناکار را برای راست ادایت کنی خداوند دا تو مردم ما را هم برای راست ادایت کو و آنها را از این عذاب نجات بده تا این که عیسای مسیح را بعث خداوند خود قبول کردم و روی پجمرده خود را با غصل تعمیر تازه کردم دستای خود را به خدای خود عیسای مسیح دراست کردم و دعا کردم که عیسای مسیح به من افتخار به برشتا تو را از دل و جان ستایش کنم چون تو یکانه علاج دردمند ها و بیچاره ها استی تو را ستایش می کنم که بخاطر گناهان ما مسلوب شدی و ما را از گناهان نجات دادی برادر و خواهر عزیز من می دانم که تو با من هم نوا و هم صدا استی چون درد من درد تو و درد میلون ها هم وطن ما یکی است دشمن ما هم یکی است که جهالت است که از پدر جهالت ها یعنی شیطان سرچشمه گرفته بیای شما هم به عیسای مسیح پناه بیارین که می فرماید من پشت در استاده در را می کوبم اگر کسی صدای مرا بشنود و در را باز کند اگر کسی صدا داخل می شود و با آن خواهم خورد و آن نیست با من آمین دستانه عزیز برنامه این حوبت ما در همین جه ها با پایان می رسه در برنامه اینده در مورد ای که چطور گناه با جهان راه یفت با شما صحبت خواهیم کد تا آن وقت خداها نگهدار شما شنونده معترم تشکر که از ویب سایت ما دیدن کردین اگر می خواین که سوالات و پیشناده خود امرای ما در میان بگذارین شما می تانین با شماره تیلفون 001-450-305-1354 زنگ بزنین و نظریات خود امرای ما در میان بگذارین نظریات شما دوست های عزیز برما بسیار عرضش مند است